آیا راهی برای یادگیری بی‌زحمت وجود دارد؟

افسانه کدینگ یا یادگیری بی‌زحمت

شک ندارم، بیشتر دوستانی که با تبلیغات کدینگ تئوری مدیریت و کدینگ زبان و کدینگ‌های دیگر مواجه می‌شوند، درباره تجربه این دوره‌ها وسوسه شده‌اند. قاطبه افرادی که آموزش درس‌ها به روی کدینگ را تبلیغ می‌کنند از شیوه «تبلیغات تهاجمی» و البته «زرد» استفاده می‌کنند؛ و همین است که بیشتر مخاطبان، در فضای رقابتی کنکور ارشد، قافیه را می‌بازند و تصویری غیرواقعی در ذهن‌شان از کدینگ فلان درس ترسیم می‌کنند. اینکه بعدتر چه چیزی نصیب‌شان می‌شود بماند برای بعد؛ اما بد ندیدم مختصری درباره روش کدینگ صحبت کنم و عرض کنم که جایگاه روش کدینگ در فرایند یادگیری چیست!

آیا روش کدینگ علمی؟

همین اول ماجرا بگویم آنچه با عنوان روش کدینگ تبلیغ می‌شود همان تکنیک کدگذاری است که یونانیان و رومیان باستان در فرایند یادگیری استفاده می‌کردند. داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری درباره کارایی تکنیک‌های گوناگون کدگذاری رایج شده است که برخی‌شان واقعی و برخی‌شان تخیلی است. راستش، تکنیک کدگذاری، ابزاری ساده، جذاب و البته محدود برای تسهیل یادسپاری و یادگیری است و چیزهایی را به تکنیک کدگذاری (کدینگ) نسبت داده و می‌دهند که فراتر از توان این تکنیک‌ است. البته تشخیص واقعیت از افسانه‌، فراتر از توان مخاطبان عادی است و وظیفه این‌کاره‌های حوزه یادگیری است که در این‌باره روشن‌گری کنند که می‌کنند؛ اما توان تبلیغاتی و بوق و کرنای افراد و مجموعه‌هایی که کدینگ غیرواقعی را تبلیغ می‌کنند بلندتر از دیگران است!

نتیجه اینکه اگر تکنیک کدگذاری به جا و به درستی استفاده شود، تأثیری فوق‌العاده در فرایند یادگیری دارد و اگر به نادرستی استفاده شود، فرایند یادگیری بلندمدت را مختل می‌کند. اگر حال و حوصله خوادن داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم نوشته‌های عادت‌ها و کاربرد عادت‌ها را بخوانید.

اما یادگیری چیست و کدینگ، کجای این وادی است؟

یادگیری چیست؟

تا دل‌تان بخواهد درباره یادگیری و فرایند یادگیری و شاخص‌های درست و درمان یادگیری صحبت شده است که از حوصله مخاطبان ارشدباز خارج است. پس تلاش می‌کنم از عبارت‌هایی ساده و سلیس برای بیان یادگیری استفاده کنم. یادگیری را به طور خلاصه می‌شود فرایندی تعریف کرد که فرد، موضوعی را در مغز ثبت می‌کند و آنها را کمک تکنیک‌هایی، تثبیت می‌کند و می‌تواند از آنها در موقعیت‌های گوناگون استفاده کند. به بیان دیگر، هنگامی از واژه یادگیری استفاده می‌کنیم و می‌گوییم که فرد، موضوعی را آموخته است که بتواند سه کار را به درستی انجام دهد:

  1. بتواند موضوع به درستی به یاد بیاورد. (یادآوری)
  2. بتواند موضوع را به درستی تعریف کند. (سازمان‌دهی)
  3. بتواند به درستی از موضوع استفاده کند. (کاربرد)

اگر فردی بتواند سه کار یادآوری، سازمان‌دهی و کاربرد را درباره یک موضوع ویژه، به درستی و به طور کامل انجام دهد، می‌گویند که فلان موضوع را تمام و کمال آموخته است. مهارت و توانایی یادآوری و سازمان‌دهی و کاربردِ دُرست آموخته‌ها هنگامی ممکن می‌شود که یادگیرنده توانسته باشد، مطالب را به درستی در بطن مغز ثبت و تثبیت کرده باشد. یعنی، اگر مطلبی به درستی در بطن مغز حک نشود، یادگیرنده در یادآوری یا سازمان‌دهی یا کاربرد آموخته‌ها گرفتار می‌شود؛ یا، کارها را به طور ناقص انجام می‌دهد. خلاصه اینکه به طور آدمیزادی نمی‌تواند از وقت و انرژی و منابع و فرصت‌هایی که برای یادگیری هزینه کرده است بهره‌برداری کند. اما بهترین روش ثبت و تثبیت مطالبی چیست؟

تکنیک‌های ثبت و تثبیت

تکنیک‌های آمیزادی و غیرآدمیزادی متعدد و متنوعی درباره ثبت و تثبیت داده‌ها معرفی شده است. شناخت تکنیک‌های آدمیزادی از موارد غیرآدمیزادی، مهارتی کلیدی و حیاتی است و داوطلب کنکور ارشد باید فرق این دو روش را بداند. نمی‌خواهم شما را بی‌دلیل با پیچیدگی‌های مکتب‌های یادگیری درگیر کنم که دردی از شما دوا نمی‌کنند؛ همین‌قدر بدانید که کُنش و رفتار انسان‌ها، مبتنی بر سبک یادگیری و چگونگی درک و تفسیر پدیده‌های اطراف‌شان است. پس، اگر شیوه ثبت و تثبیت اطلاعاتی که از بیرون دریافت می‌کنید غیراستاندارد باشد، سبک یادگیری‌تان را در بلندمدت مختل می‌کند و بعدتر می‌تواند کُنش و رفتارتان را تحت‌تأثیر قرار دهد. همین است که کشورهای توسعه‌یافته که انسان‌ها، آدم حساب می‌کنند، هزینه‌های هنگفتی را صرف بهینه‌سازی روش‌های آموزشی و بهبود تکنیک‌های یادگیری می‌کنند!

تکنیک‌های آدمیزادی ثبت و تثبیت اطلاعات بسیارند؛ اما سه تکنیک سالم و آدمیزادی بیشتر توصیه شده‌اند که درباره‌شان صحبت می‌کنم:

۱. پرسیدن

مغز آدمی، چیزی را بهتر ثبت می‌کند که جذاب باشد و بتواند بر آن تمرکز کند؛ و چیزی بهتر از «طرح پرسش» نمی‌تواند نظر مغز را جلب کرده و موجب تمرکز شود. مطالعه همین‌طوری کتاب، جذابیتی برای مغز ندارد و خسته‌اش می‌کند و  همین است که خواب‌تان می‌گیرد و باید انرژی بالایی برای تجمیع هوش و حواس‌تان صرف کنید تا فکر و خیال نکنید و به هزار ضرب و زور متمرکز بمانید!

راه‌های بهتری برای شکنجه خودتان و آزار دیگران هست. قرار است با لذت بخوانید و نتیجه خوبی هم کسب کنید. یکی از شیوه‌های بنیادی برای ایجاد تمرکز و جذابیت برای مغز، تبدیل متن ساده کتاب‌ها به مجموعه‌ای از پرسش‌ها؛ و تلاش برای یافتن پاسخ‌شان در بطن متن کتاب است. می‌توانید خط به خط کتاب، نمودارها، دیاگرام‌ها و شکل‌ها را به پرسش‌های بامزه یا بی‌مزه تبدیل کنید و در گوشه همان کتاب یا در دفتری مستقل یادداشت کنید و پاسخ‌شان را بیابید.

طرح پرسش‌ها، مغز را برای یافتن پاسخ تحریک می‌کنید و متن‌ها را که می‌خوانید، مغز بررسی می‌کند که آیا این قسمت از متن می‌تواند پاسخ فلان پرسش باشد؟ که اگر باشد، مغز آدمی خاطرجمع می‌شود که پاسخ را یافته است. به بیان خودمانی، باید کِرم یافتن چیزی را به جان مغز بیندازید تا فعال شود!

پس، قرارمان این می‌شود که در کنار هر یک از منابع درسی، یک دفتر ویژه برای پرسش‌ها تهیه و تکمیل کنیم. پاسخ تمام پرسش‌های مندرج در متن دفتر پرسش‌ها را که یافتید، خیال‌تان آسوده می‌شود کعه بخش مهمی از فرایند یادگیری را کامل کرده‌اید!

۲. نوشتن

مغز آدمی، از مکانیزم‌های پیچیده برای یادگیری تبعیت می‌کند که بیشترشان کماکان ناشناخته مانده‌اند. مغز آدمی داده‌ها و اطلاعاتی را که در دریافت‌شان از ترکیب حواس استفاده شده است بهتر ثبت و نگهداری می‌کند. در کلاس‌های کنکور، کم نیستند داوطلبانی که یک لحظه هم تخته را نگاه نمی‌کنند و سرشان پایین است و بی‌درنگ می‌نویسند. مدرسان بی‌نوا گاهی تأکید می‌کنند که جان مادرتان ننویسید و فقط نگاه کنید و گوش فرادهید. برای یادگیری بهتر، توصیه شده است که تمام هوش و حواس‌تان باید درگیر باشد. یعنی، مطلب را بخوانید، آن را به شیوه مدرس بازگو کنید و خلاصه‌ای از آن را یادداشت کنید. بعدتر که مطلب را عمیق‌تر درک کردید، آن را روی کاغذ سازمان‌دهی کنید.

خلاصه‌برداری، یکی از تکنیک‌های بسیار مؤثر برای ثبت و تثبیت درست و درمان اطلاعات است. خلاصه‌برداری یک متن، یعنی تشخیص کلمه‌های کلیدی متن و تجمیع‌شان در یک جمله به صورتی که اگر بعدتر همان جمله را بخوانید، دست‌گیرتان شود که اصل داستان چیست. در واقع، خلاصه‌برداری یا خلاصه‌نویسی، تکنیکی برای پالایش دوباره متن است. اگر همان متن را دوباره در گوشه‌ای دیگر بنویسید، صرفا توان یادگیری مغز بی‌نوا را هدر داده‌اید. خلاصه‌برداری مستلزم تحلیل متن و پالودن اضافه‌ها است. چرا که نویسنده متن، از جمله‌های متعدد یا حتی چند پاراگراف متوالی، برای گفتن یک مطلب بنیادی یا کلیدی استفاده کرده است که شما با آن را از بطن متن بیرون بکشید و در گوشه‌ای یادداشت کنید. خلاصه‌برداری نوعی عصاره‌گیری از متن و بطن درس‌هاست!

نقشه ذهن (MindMap) یا شبکه محتوا (Content Network) تکنیک دیگری برای ثبت و نگهداری بهتر اطلاعات است که البته نیازمند تمرین و تمرین است. همین‌که مهارت‌تان در ایجاد شبکه محتوا یا ترسیم نقشه ذهنی بیشتر شود، اطلاعات را به گونه‌ای متفاوت درک و تفسیر می‌کنید و بین مطالب گوناگون یک کتاب یا کتاب‌های متنوع، به سهولت می‌توانید ارتباط برقرار کنید. ترسیم نقشه ذهنی، توان درک و تحلیل‌تان را از مطالب گسترده می‌کند و سطح دانش‌تان را یک لایه عمیق‌تر می‌کند!

پیشنهاد می‌کنم بگردید و کتاب‌های تونی بوزان را درباره ترسیم نقشه ذهنی و حافظه تهیه، و مطالعه کنید. انتشارات جیحون چند کتاب فوق‌العاده در این‌باره منتشر کرده است!

۳. برجسته‌سازی

پیش‌تر گفته شد که مغز آدمی به دنبال مطالبی می‌رود که مملو از جذابیت باشد. پژوهش‌ها نشان داده است که مغز آدمی به مطالب یا چیزهایی که به گونه‌ای از اطراف‌شان متمایز شده است بیشتر توجه می‌کند. از این رو، ایجاد تمایز عمدی یا برجسته‌سازی می‌تواند مغز را متمرکز و فرایند ثبت و ظبط اطلاعات را به فعالیتی جذاب و دل‌پذیر تبدیل کند. تکنیک‌های متعددی برای برجسته‌سازی معرفی شده‌اند.

داستان‌پردازی و استفاده از طنز و اغراق و رنگ و عدم تناسب میان اجزای داستان و استفاده از عددها و شکل‌های عجیب و غریب و تزریق رنگ و موسیقی به بطن داستان می‌تواند کارکرد حافظه و ثبت اطلاعات را چند برابر کند.

تکرار، یکی دیگر از تکنیک‌های برجسته‌سازی است. ابینگ‌هاوس آلمانی حوالی صد سال پیش نموداری را معرفی کرد که چگونگی اضمحلال آموخته‌ها را در حافظه کاری نشان می‌داد و تکنیک تکرار را برای تثبیت بهتر اطلاعات معرفی کرد. سباستین لایتنر، مبتنی بر همین یافته‌ها بود که جعبه یادگیری لایتنر را ابداع کرد؛ که البته اگر درست استفاده نشود، فرایند یادگری را در بلندمدت مختل می‌کند. تکنیک G5 جناب مالکی خودمان هم مبتنی بر تکرار طرح‌ریزی شده است که اندکی با تکنیک لاینتر متفاوت است.

مرور انباشتی، تکنیک دیگری است که از لایتنر و G5 قوی‌تر است و به شخصه استفاده می‌کنم. روش مطالعه پارتیزانی، بر استفاده از تکنیک مرور انباشتی تأکید دارد. تکنیک‌های مبتنی بر لایتنر مانند G5 و فلش‌کارت‌هایی که DLM منتشر کرده است، صرفا بر تکرار مفاهیم ثابت تأکید دارد، حال آنکه تکنیک مرور انباشتی، ترکیبی از تکنیک تکرار و شبکه‌سازی محتوا و خلاصه‌نویسی دینامیک و بازنویسی مکرر است که مفصل در بطن روش مطالعه پارتیزانی بحث شده است.

تکنیک  کدگذاری هم هست که تلاش می‌کند مفاهیم سخت و دیرفهم را به کمک مفاهیمی ساده‌فهم با مغز آشنا کند. تکنیک کدگذاری البته مخاطره‌آمیزتر از دیگر تکنیک‌هاست؛ چرا که گاهی وسیله با هدف جابگزین می‌شود و ساختار ادراکی داوطلب را مختل می‌کند. در کدگذاری، همواره باید بدانید که کدها، واسطه‌هایی برای یادگیری مفاهیم دشوار هستند و بعد از مدتی باید از حافظه پاک شوند. قاطبه افرادی که در حوزه آموزش، به روش کدگذاری فعالیت می‌کنند در بهترین حالت، صرفا بخش اول کار را انجام می‌دهند، اما درباره بخش دوم کار که یادبری کدهاست، یا بی‌اطلاع‌اند یا با تکنیک‌های یادبری آموخته‌ها آشنا نیستند. بیشتر مدعیان کدینگ، به طور علمی با تکنیک‌های کدگذاری آشنا نیستند و نمی‌دانند که چه می‌کنند.

نکته کلیدی در کدگذاری موفق، شخصی‌سازی کدگذاری مفاهیم است. کدگذاری، هنگامی کارکرد واقعی خود را نشان می‌دهد که توسط شخص و متناسب با ساختار ادارکی خود ساخته و پرداخته شود. کدهایی که به طور عمومی ساخته و منتشر می‌شوند، کارکرد حداقلی دارند. یعنی مغز به سهولت نمی‌تواند با آنها ارتباط برقرار کند. واقعیت این است که تکنیک کدگذاری (کدینگ) قرار است تسهیل‌گر ثبت بهتر اطلاعات باشد، اما دیده‌ام که برخی دوستان وقت قابل توجهی را صرف یادگیری همان کدها می‌کنند. همین است که می‌گویم وسیله جایگزین هدف می‌شود. نمی‌گویم کدگذاری عمومی مفاهیم کارکرد ندارد نه، اما اصل تکنیک کدگذاری بر ساختن کدها توسط یادگیرنده تأکید دارد. پس اگر فردی، مطالبی را کدگذاری کرد و به طور عمومی تبلیغ‌شان کرد، معلوم است که یا با کُنه تکنیک کدگذاری آشنا نیست!

نتیجه اینکه کدگذاری، اگر به درستی انجام شود، یکی از ده‌ها تکنیک مورد استفاده برای ثبت بهتر اطلاعات در مغز، و بخش کوچکی از فرایند یادگیری است. یعنی تمام یادگیری نیست و نکته آخر اینکه، تکنیک کدگذاری نباید به طور افراطی استفاده شود؛ چرا که کارکرد خود را از دست می‌دهد. از تکنیک کدگذاری صرفا و به طور محدود باید برای تسهیل در ثبت مفاهیم دشوار استفاده شود و بهتر است برای ثبت یادسپاری بهتر مجموعه زیادی از مفاهیم دشوار، از ترکیب تکنیک‌های برجسته‌سازی استفاده شود!

نتیجه‌گیری

شک ندارم که برخی دوستان با فحوای این مطلب موافق نیستند و برخی دیگر، هدفم از تحریر این مطلب را به گونه‌ای دیگر درک و تفسیر می‌کنند. تلاش کرده‌ام صرفا مطلبی علمی درباره یادگیری منتشر کرده‌ام. اگر نکته‌ای، مسأله‌ای، پیشنهاد یا کلامی دارید که به گمان‌تان درک مخاطبان را از این مقوله بهتر می‌کنید، زحمت بکشید و در بخش نظرات درج‌شان کنید. به صراحت عرض می‌کنم که گفته‌های حاشیه‌ساز را از بخش نظرات حذف می‌کنم و به ایمیل‌های این‌چنینی نیز پاسخ نخواهم داد.

این را هم بگویم دوستانی که مدعی کدینگ درس‌های گوناگون هستند؛ گاهی، مطالبی در وب‌سایت‌شان درج می‌کنند تا فعالیت‌ تجاری‌شان را علمی هم جلوه دهند. راستش، تاکنون موردی را ندیده‌ام که هم تجاری باشد و هم مطلبی درست و درمان، و با کمترین اشتباه منتشر کرده باشد. به طور مثال، یکی از همین دوستان نوشته است که نیم‌کُره چپ مغز قضاوت می‌کند و نیم‌کُره راست مغز اطاعت؛ یا فرموده‌اند که حافظه بلندمدت در نیم‌کُره راست مغز قرار دارد؛ یا نیم‌کُره راست در اکثر افراد ضعیف و غیرفعال است؛ و با همین گفته‌ها، علم عصب‌شناسی و علوم شناختی و روان‌شناسی یادگیری را متحول کرد؛ و همین‌شد که پژوهش‌گران علوم مغز و عصب‌شناسان عالم، سینه چاک کرده‌اند و سر به بیابان گذاشته‌اند و یک به یک در افق محو شدند!

بد نیست، دو سه دقیقه وقت صرف کنید و ببینید که جناب تونی بوزان درباره عملکرد نیم‌کُره‌های راست و چپ چه می‌گوید!

فهرست کتاب‌های جناب تونی بوزان را اینجا ملاحظه کنید.

19 نفر درباره «افسانه کدینگ یا یادگیری بی‌زحمت» صحبت کرده‌اند

  1. علیرضا

    سلام برادر خدا قوت

    بسیار فیض بردیم از نوشته های مفیدتان

    یه سوال داشتم که برای گرامر زبان چی رو بخونم؟لطفا یه کتاب قابل فهم و سبک معرفی کن

    دوم اینکه کتابی میخوام که متن های cloze test داشته باشه و متنهای passage

    در واقع میخوام با محیطشون بیشتر اشنا بشم، سر کنکور کارشناسی فوبیای passage داشتم و زبان رو خراب کردم

    ممنون از کمکتون

    یا حق

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. نوش جان!

      دو. برای گرامر پیشنهاد می‌کنم کتاب‌ (جلد دوم) زبان عمومی زیر ذره‌بین (هادی جهانشاهی) یا کتاب سری عمومی زبان (خانم آهنگر) را مطالعه کنید که دقیق‌تر، کم‌خطاتر و سلیس‌تر از دیگر کتاب‌هاست.

      سه. متن‌های درک‌مطلب در زبان تخصصی بحث می‌شوند. کتاب زبان تخصصی ناصرزاده تا اطلاع ثانوی بهترین گزینه است. آنقدر تمرین دارد که ترس‌تان را منهدم می‌کند!

      باید تمرین و تمرین و تمرین کنید تا ترس‌تان برود!

      ارادت و احترام // جواد زارعی

  2. فرزان

    تئوری مدیریت اینقدر مطلب زیاد داره که اصن نمیشه همه رو کدگذاری کرد شاید برای چند قسمت محدود که درکش سخت باشه بدرد بخوره در غیر این صورت ادم با یه کتاب جامع خوب مثه سلامی ماهان یا جهش جلو بره و تست های سال های قبل رو بزنه و یا کلاس یه استاد شاخص این درس رو بره بهتره و سعی کنه مطالب رو مفهومی بفهمه که تو ذهنش باقی بمونه و حوصله و برنامه ریزی مناسب رو داشته باشه راحت می تونه سه ماهه  مطالب سازمان و رفتار رو که بیشتر از همه تو کنکور سوال میاد رو بلد شه و یکی دو ماه هم بذاره  برای دوره و خوندن منابع انسانی و و نکات تکمیلی میشه حداقل تا ۴٠ درصد رو با فرض سخت بودن کنکور هم زد به این نکته هم باید توجه کرد که درس های دیگه هم هست و باید تعادل در خوندن رعایت شه تا وقت واسه پوشش درس های دیگه هم باشه

  3. محبوبه دهاقین

    جناب آقای زارعی

    سلام

    ازخوندن مطلب دقیق و مفیدتون بسیار لذت بردم.استفاده از کدینگ خوبه ولی به قول شما به جا و به موقع.نوع استفاده ی استاد محرابیون رو از کدگذاری و mind mapping می پسندم.مطالب رو به تفصیل توضیح می دانند و پس از فهم کامل مطالب جاهایی رو که قابلیت کدگذاری داشت می گفتند و باعث می شد کاملا توی ذهن بمونه و توی تستها بخش هایی که کاملا مفهومی هست رو فقط با کدگذاری مسلما نمیشه پاسخ داد و نیاز داره که فهوم رو کامل متوجه شده باشیم.

    عالی بود.ممنون

  4. همیشه کنکوری

    سلام دوست عزیز.من برا دکترای مدیریت دارم میخونم و قبلا دو تا فوق لیسانس و پشت سر گذاشتم ۱-مکانیک (رتبه ۴۴) ۲-ای ام بی ای پیام نور (رتبه ۱) و اما بعد: تو این مدت هرکی صدایی از خودش بیرون داد و دنبال کردم و خریدم کتاب پرچ، جلیلیان و دی ال ام، که واقعا دی ال ام وحشتناک بود و وسط کلا ناامید شدم. با اینکه قبلش کتابهای پرچ و جلیلیان و خونده بودم و به نظرم بعضی از فلش کارت ها واقعا غیر فنی و مسخرست و سه میلیون بار دیگه هم نمیشه حفظشون کرد. اما داستان کدینگ به نظرم از اون هم مسخره تره و آدم حتی همون نمونشم میخونه احساس میکنه نگارنده تو رو احمق فرض کرده و واقعا آدم فک میکنه خنگی بیش نیست.خواهشن دوستان مثل مرد اول کتاب جلیلیان و بخونید بعدش مبانی سازمان مقیمی و بعد اگه تونستین باز بقیه منابع اصلی رو بخونین. آقای زارعی مطلب من و مثل مرد درج کن خواهشن از طرفم نترس اون با من.قربانت کارت واقعا درسته

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. اینجا ارشدباز است و چارچوب مشخصی دارد و اگر لازم باشد مطلبی منتشر شود، منتشر می‌شود.

      دو. جنابعالی دو فقره فوق‌لیسانس دارید و گمان می‌کنم با روش تحقیق هم آشنا هستید؛ اما نتوانستید درباره دغدغه‌تان علمی صحبت کنید. این‌‌یکی که مسخره است و آن‌یکی که مخاطبانش را احمق فرض کرده است و الی آخر…

      سه. هستند دوستان کاربلد و کاردُرستی که پک‌های DLM را آن‌گونه که تبلیغ می‌شود کاربردی نمی‌دانند. پک‌های DLM‌ اگر در جای درست و به شیوه درست استفاده شوند شاید بتوانند به داوطلبان کمک کنند، شاید. در این‌باره پیش‌تر صحبت کرده‌ام.

      چهار. اگر منظورتان از کدینگ، همان تکنیک کدگذاری است که باید عرض کنم، تکنیکی فوق‌العاده کارامد برای یادسپاری است؛ اما اگر منظورتان از کدینگ، همان است که برادر پورشفیع تبلیغ و ترویج می‌کند؛ باید عرض کنم که مفصل و در چارچوب اخلاق در این‌باره هم صحبت کرده‌ام و دو سال است منتظر پاسخ‌های جناب پورشفیع هستم.

      پنج. در انتهای کلام‌تان، برای دوستان نسخه‌پیچی کرده‌اید و منبع معرفی کرده‌اید. چرا فکر می‌کنید یکی دو منبعی که شما می‌شناسید بهترین‌های بازار کنونی هستند؟ آیا تحلیل‌گر محتوا هستید که درباره یک منبع این‌طور به قطعیت صحبت می‌کنید؟

      شش. به سبک و سیاق بیشتر وب‌سایت‌ها، باید از شما تشکر کنم و قربان‌صدقه‌تان بروم که نرنجیئ و باز هم بیایید و تعداد مخاطبان وب‌سایت را افزایش دهید؛ اما به صراحت عرض می‌کنم مطلب‌تان از جنسی نیست که بتواند کمکی به مخاطبان کند. نقد نویسی با تلخ‌نویسی متفاوت است. علی‌ای‌حال از حضورتان استقبال می‌کنم و سپاس‌گذارم که نظرتان را به صراحت درج کردید.

      ارادت و احترام // جواد زارعی

  5. معین

    سلام و خسته نباشید خدمت دوستان

    باید خدمت دوستان عزیز عرض کنم من از ابتدای تابستان با DLM شروع کردم. تا الان که حدودا ۶۰% از مطالب را خواندم یک سری مسائلی برای من روشن شده که بد نیست با دوستان در میان بذارم.

    اول اینکه حجم مطالب دی ال ام با توجه به جعبه ی لایتنر کم کم وقتی به خانه پنجم می رسد و پر میشود آنقدر زیاد شده که هر روز مرور پنج بخش و ۱ بخش جدید آزاردهنده است. به این خاطر که پیوستگی مطالب در همان مثلا ۴۰ فلش کارتی که قرار است خوانده یا مرور شود، طوری نیست که خواننده یک سیر و روندی را حس کند. البته در بعضی مباحث آن این موضوع بهتر است. در مجموع به نظرم فلش کارت کردن دی ال ام و تلفیق آن با جعبه ی لایتنر و سعی بر اینکه هر مبحث بین ۳۰ تا ۵۰ فلش کارت باشد، کاری قشنگ و خوش رنگ و لعاب است، لیکن لزوما کارساز و آن طور که خود DLMGROUP ادعا میکند استثنایی نیست!

    دومین موضوع اینکه وقتی مطالب از فلش کارتهای ۱۰۰۰ به بعد خوانده می شود به ظاهر تکراری می آید ولی اصلا تکراری نیست! به این دلیل که خواننده حاشیه مطالب را نخوانده و با یکسری کلمات کلیدی سعی میکند مطالب را به ذهن بسپارد ، این باعث می شود کلمات کلیدی اگر مبحث دیگری تکرار شود، نتوان بر آنها تکیه کرد چون گمراه کننده می شود.

    سومین مطلب از خوبی های دی ال ام است. به نظرم مفیدترین نکته دی ال ام برای زمانی است که داوطلب مطلبی را از منبع اصلی خوانده و برای مرور، از جدول دی ال ام، مبحث مورد نظر را جدا کرده و مورد مطالعه قرار می دهد.

    صحبت آخر اینکه وقتی من به سراغ دی ال ام رفتم آنرا به چشم منبع مناسب کنکوری انتخاب کردم. اما الان اعتراف میکنم دی ال ام به هیچ عنوان منبع نیست! و مفهوم را به داوطلب انتقال نمی دهد. تنها میتواند یک ابزار کمکی باشد.

    اینها تنها نظرات شخصی بنده بود

    با تشکر

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. ممنون که در بحث شرکت کردید و نظرتان را به صراحت و از منظر تکنیکی درج کردید.

      دو. بد نیست،‌ دوستان دیگر هم درباره تجربه درس‌خوانی‌شان صحبت کنند. یک روش، منبع یا تکنسک جنبه‌های مثبت و منفی دارد که باید در بحث‌ها کشف شوند.

      ارادت و احترام // جواد زارعی

  6. اشکان

    با سلام و خسته نباشید؛

    من برای خوندن تئوری اول از مدرسان شریف استفاده کردم. هر فصل رو میخوندم و تست میزدم. نتیجه هم بد نبود، اما هرچی پیش می‌رفتم فکر می‌کردم که فصل‌های قبلی از یادم میره و همین ترس، باعث شد رو بیارم به روشی که توش تکرار و مرور باشه. به همین دلیل dlm رو تهیه کردم و شروع کردم به خوندن که در روزهای ابتدایی خیلی حس خوبی میداد، اما هرچی خونه‌ها پر تر شد اوضاع وخیم‌تر شد. هر روز که میومدم طبق برنامه پیش برم این مرورها آن‌قدر وقتم رو می‌گرفت و آن‌قدر انرژی مغزم رو می‌گرفت که بازده‌ایم روی بقیه درس‌ها به مراتب کم شده بود. شده بود که هفته‌ای سه یا چهار تا درس رو اصلا نرسیده بودم بخونم.
    این شد که از اینکه دقیقا طبق برنامه برم پشیمون شدم و حتی روش لایتنر رو هم عوض کردم و تعداد مرورام رو هم کمتر… من رشته‌ام مدیریت نبوده و مهندسم، اما اصلا نمیدونم با این درس باید چیکار کرد!مطالب ضد و نقیض هم راجع به این درس و روش خوندنش فراوونه. اینکه بریم همه منابع اصلی رو هم بخونیم، واقعا افسانه‌ای بیش نیست و افراد شاغل، من‌جمله خودِ من اصلا وقت نمیکنیم.
    ای کاش شما یه راه مطمئن رو پیشنهاد می‌کردید که تا انتها بدون دلشوره می‌رفتیم و با این اطمینان که راه درستی رو انتخاب کردیم!
    عاجزانه تقاضای کمک دارم…

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. در ابتدای مسیر، فوق‌العاده‌ای را برای مطالعه انتخاب کرده بودید؛ اما پیش از انتخاب منابع باید اولویت درس‌ها را به شیوه‌ای اصولی مشخص می‌کردید.

      دو. با هر شیوه و روش و مدلی که درس‌ها را اولویت‌بندی کنید، باید درس‌ها را در چهار دسته کلیدی، اصلی، فرعی و حذفی طبقه‌بندی کنید. کلیدی‌ها را باید حداکثر ممکن بزنید و اصلی‌ها را باید حداکثر منطقی و فرعی را باید حداقل فرعی بزنید و بالاخره برخی درس‌ها را باید حذف کنید. اما حذف درس همین‌طوری نیست و حساب و کتاب دارد.

      سه. درصد مفروض هر درس برای کلیدی و اصلی و فرعی، متفاوت است. به طور مثال برای درس تئوری مدیریت، کلیدی یعنی بین ۶۰ تا ۸۰ درصد، اصلی بین ۴۰ تا ۶۰ درصد و فرعی یعنی حداقل ۲۰ درصد بزنید. این درصدها برای هر درس متفاوت است. تکلیف‌تان با اولویت درس‌ها را که مشخص کردید، می‌توانید درباره انتخاب منابع فکر کنید. پس از انتخاب منابع باید درباره چگونگی مطالعه درس فکر کنید. ماهیت قاطبه درس‌ها متفاوت است. بی‌شک نمی‌شود تئوری را مانند ریاضی ، یا آمار را مانند پژوهش، یا اقتصاد را مانند بازاریابی مطالعه کرد. این‌ها متفاوت‌اند و باید به طرق مختلف مطالعه شوند.

      چهار. به شخصه، بزرگ‌ترین مشکل داوطلبان عزیز کنکور را عدم تسلط بر چگونگی مطالعه و عدم تبعیت از روش‌های درست درس‌خوانی می‌دانم. روش مطالعه مرور انباشتی، چاره کار برای تئوری مدیریت است. ارشدباز را که بگردید، مطالب متعددی درباره مرور انباشتی پیدا خواهید کرد. ان‌شاء‌الله اگر فرصت کنم، روش مطلوب مطالعه برای هر درس را تشریح خواهم کرد. فعلا اقتصاد را منتشر کرده‌ام.

      پنج. پک‌های DLM منبع کنکور نیستند. این‌ها را «یادیار» خطاب می‌کنند. در بطن نوشته افسانه کدینگ مفصل در این‌باره صحبت کرده‌ام.

      ارادت و آرزوی توفیق // جواد زارعی

  7. افشین

    با عرض سلام

    من تقریبا ۴ ساعته در حال خوندن ارشد باز هستم اما هنوز نفهمیدم باید با مبانی مدیریت چه کنم روش مرور انباشتی (پارتیزانی)رو هم خوندم اما اصالت و تسلط شما به قلم به قدر کافی بالا هست که من نفهمم چی میگید لطفا عاجزانه مثه همین متن بفرمایید چه خاکی تو سرم کنم واسه مبانی مدیریت

    با سپاس فراوان

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام دوباره؛

      یک. درس تئوری مدیریت برای داوطلبان سیستم و بهره‌وری فوق‌العاده کلیدی است و می‌تواند کمبود درس پژوهش عملیاتی یا آمار یا ریاضی را جبران کند.

      دو. تئوری مدیریت لازم برای سیستم و بهره‌وری به مراتب آسان‌تر از تئوری بچه‌های رشته مدیریت است؛ می‌شود این درس را بالای ۷۰ زد، که اگر خوب بزنید، کریدور رتبه‌تان را فوق‌العاده بهتر می‌کند.

      سه. سرفصل‌های شما با بچه‌های مدیریت و مدیریت اجرایی اندکی متفاوت است؛‌ از این رو، از شما اجازه می‌خواهم اندکی تأمل کنم و از دکتر محرابیون هم مشورت بخواهم تا وقت و فرصت‌تان را بیهوده تلفت نکنم. تلاش می‌کنم هفته بعد، همین روز، پاسخی درست و درمان حواله‌تان کنم.

      چهار. پیشنهاد می‌کنم از موضع خاک‌ریزی بر سر مبارک‌تان خارج شوید که با این کارها، مشکل‌تان حل و دردتان درمان نمی‌شود. پذیرش سیستم و بهره‌وری محدود است و جای خاک، معرفت بر سرتان بریزید!

      شکیبایی‌تان موجب امتنان است // جواد زارعی

  8. کدخدا

    باسلام  کدخدا هستم

    برای درس زبان هنوز یک را مشخص و درست درمان پیدا نکردیم

    با توجه وقت زیادی که صرف می شود خروجی که همان امتحان است

    دوباره سر خط هستیم

    ضمنا ممنون از وقتی که باهمه بی وقتی این دور زمونه برای راهنمایی افراد می گزارید

    حد اقل شما یکی اون ور اباد می کنید

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام؛

      یک. خیر. نه فقط محصولات DLM که، هیچ فلش‌کارتی را توصیه نمی‌کنم. درنوشته عادت و کاربرد عادت به طور علمی گفته‌ام که چرا فلش‌کارت‌ها کمک‌تان نمی‌کنند.

      دو. بیشتر افرادی که مدعی‌اند با فلش‌کارت‌ها به درصدهای بالا رسیده‌اند، بیشتر منابع اصلی را هم خوانده‌اند.

      آرزوی توفیق // جواد زارعی

  9. فریبا

    سلام اقای زارعی.

    من یک مشکل اساسی در اقتصاد دارم.عاشق این درسم دوست دارم بخوانم ولی من در پیام نور درس خواندم با اینکه کلان و خرد را با ۱۷ پاس کردم ولی الان برا ارشد که میخوانم مثلا در یک کلمه ی ساده مثل کالای گیفن می مانم نمیدانم یعنی چی؟یا اصطلاحات ساده ی دیگر یا تفسیر جداول من ریشه ی خوبی برای اقتصاد ندارم و هفده کارشناسی را هم فکر کنم با حفظ کردن مطالب کسب کردم.اگر کمکی به من کنید بسیار ممنون میشوم.

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام؛

      یعنی، درد عشقی کشیده‌اید که مپرسیم!

      اگرچه کتاب دکتر نظری بهترین منبع کنکور اقتصاد برای رشته مدیریت است، اما نقص‌ها و نقیصه‌های جدی دارد. خبر دارم که دوستانی این‌کاره در حال تدوین کتابی آدمیزادی هستند؛ اما تا کتاب‌شان را نبینم درباره‌اش صحبت نمی‌کنم. اگر می‌توانید، از کلاس دکتر صادقین استفاده کنید. اگر ممکن نیست؛ دی‌وی‌دی ایشان را تهیه کنید. با این‌ها، و البته با مطالعه روش‌مند می‌توانید به عشق‌تان برسید!

      ارادت // جواد زارعی

  10. فریبا

    ارادتمند شمام استاد بزرگوار.وجود شما و استاد جهانشاهی بزرگوار بزرگترین نعمت برای ما کنکوریهای  شهرستان هست.

    از کمک های بی دریغتان ممنون.

  11. 13

    با سلام.

    ما امسال برا دکترا مدیریت ۹۶ گول همین کدینگ پورشفیع خوردیم و ایشان ۸۰ درصد وقتشون رو رو رضاییان و الوانی کدینگ گذاشتن با وجودیکه تقریبا همه سوالات تیوری از مقیمی بودن. ایشان با تبلیغات فراوان چروات تو سایتون می فروشن که بشدت ضعیف هستن. همچنین بدتر از اون موسسه خانه مدیریت که بشدت ضعیف و مسخرست…لدفن دوستان گول تبلیغات این ادم و این موسسه ک کلاسای ای اقا توش برگزار می شه نخورین..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *