مجموعه‌های مدیریت و مدیریت اجرایی گزینه‌های جذابی برای تحصیل هستند!

انتخاب ارشد مدیریت یا مدیریت اجرایی

رشته‌های مدیریتی اعم از مدیریت یا مدیریت اجرایی مهاجرپذیرترین رشته‌های کنکور ارشد هستند. حداقل نیمی از داوطلبان این رشته را فارغ‌التحصیلان رشته‌های دیگر، علی‌الخصوص فنی‌ها، تشکیل می‌دهند. رشته‌‌هایی مانند مدیریت و مدیریت اجرایی ماهیت مدیریتی دارند جان می‌دهند برای مهاجرت. راقم این سطور؛ خود از مهاجران است و نیک می‌داند و می‌فهمد که مهاجرت به وادی ناشناخته‌ها چقدر می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد.

داوطلبان کنکور ارشد، بالاخره باید رشته و گرایش مطلوب‌شان را انتخاب کنند تا بتواند برنامه‌ریزی کنند و خوب بخوانند. اما انتخاب، از آن موضوعات سهل و ممتنع است. آسان است؛ چرا که انتخاب می‌کنیم؛‌ انتخاب می‌شویم و گاهی هم برای‌مان انتخاب می‌کنند. اما انتخاب پیچیده هم هست؛ چرا که گاهی مجبور می‌شویم بین چیزهای بد و خوب که اهمیت‌شان یکسان است، یکی را انتخاب کنیم که سخت‌ترین کار عالم است. اگر حال و حوصله دارید، توصیه می‌کنم کتاب صوتی رایگان «دشواری‌های انتخاب» نوشته دکتر بری شوارتز را با صدای محمدرضا شعبانعلی گوش کنید.

تلاش کردم مطلبی شسته و رفته برای دوستانی مهیا کنم که بین رشته‌های مدیریت و مدیریت اجرایی گرفتار مانده‌اند!

خانواده فامیل دور!

وب‌سایت مدیر به طور مفصل درباره ویژگی‌های مجموعه‌های مدیریت (۱۱۴۲) و مدیریت اجرایی (۱۱۴۸) صحبت کرده است. از این رو، در این نوشته، درباره ویژگی‌های این رشته‌ها صحبت نمی‌کنم؛ اما مختصری درباره ماهیت‌شان می‌گویم تا تفاوت‌شان دست‌گیرتان شود!

مدیریت

مجموعه مدیریت (۱۱۴۲) در حوزه علوم انسانی تعریف شده است؛ و از منظر آموزش و پژوهش به انسان، گروه‌ها و سازمان‌ها با عینک مفاهیم، مدل‌ها، چارچوب‌ها و راهکارهای کلان می‌نگرد، و برخلاف تصورمان، مدیرپرور نیست؛ یعنی، دانشجویان ارشد مدیریت برای مدیر شدن تربیت نمی‌شوند، بلکه برای تحقیق و بسط موضوع‌های گوناگون مرتبط با مدیریت آموزش می‌بینند. به بیان دیگر، رویکرد حاکم بر فضای مدیریت، پژوهشی است و در حوزه مهارت‌ها ورود نمی‌کند. البته در سال‌های اخیر، به مهارت‌های مدیریتی هم توجه شده است؛ اما بدانید که وظیفه اصلی دانشجوی ارشد مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد، آموزش و پژوهش است!

درس‌های کنکور ارشد مدیریت مشتمل بر درس‌های مفهومی (بیشتر) و محاسباتی (کمتر) است. نسبت درس‌های مفهومی به درس‌های محاسباتی برای گرایش‌های مدیریت بین ۷۵ به ۲۵ تا ۶۰ به ۴۰ است. به طور مثال، وزن درس‌های محاسباتی برای گرایش صنعتی بالاست. یعنی، ضریب درس‌های محاسباتی مانند ریاضی و آمار و پژوهش عملیاتی و مدیریت تولید در قیاس با گرایش‌های دیگر بیشتر است.

مدیریت اجرایی

مجموعه مدیریت اجرایی (۱۱۴۸) نیز در حوزه علوم انسانی و زیرشاخه مدیریت تعریف شده است؛ و مشتمل بر سه گرایش اصلی مدیریت اجرایی، مدیریت شهری و مدیریت کسب‌وکار (MBA) است. صرف‌نظر از گرایش مدیریت شهری که داستان خودش را دارد و در این نوشتار بحث نمی‌شود، گرایش‌های مدیریت اجرایی (EMBA) و مدیریت کسب‌وکار (MBA) بر جنبه کاربردی مدیریت تأکید دارند. یعنی دانشجو در این رشته‌ها وقت مختصری را باید صرف پژوهش کند؛ و بیشتر باید مهارت‌ورزی کند و کاربرد دانش مدیریت را در محیط واقعی تمرین و تجربه کند. این گفته را از من نشنیده بگیرید که دانشجویان رشته‌های مدیریت اجرایی و مدیریت کسب‌کار برای قبول مسئولیت مدیریت میانی در سازمان‌ها و بنگاه‌ها تربیت می‌شوند؛ اما اینجا ایران است و داستان متفاوت است!

گفتم که هدف مشترک گرایش‌های مدیریت اجرایی (EMBA) و مدیریت کسب‌وکار (MBA) که مهندسی کسب‌وکار هم خطاب می‌شود، تربیت نیروی انسانی برای لایه‌های میانی مدیریت در سازمان‌ها و بنگاه‌های تجاری است؛ اما  تفاوت‌شان در ارتباط‌شان تعریف می‌شود.

وظیفه گرایش مدیریت اجرایی در فرنگستان، تربیت مدیر میانی برای ارتباط با مدیران ارشد است و وظیفه مدیریت کسب‌وکار (MBA) به نوعی تربیت مدیریت میانی برای ارتباط با سرپرستان است. اگر با این گفته ارتباط برقرار نکردید؛ این یکی را گوش کنید که مدیریت اجرایی (EMBA) بر رابطه سازمان با محیط بیرون و درونی‌سازی داده‌های بیرونی تمرکز دارد؛ و مدیریت کسب‌وکار (MBA) بر داخل سازمان و تحلیل کمی داده‌های عملیاتی و تصمیم‌سازی در درون سازمان تأکید دارد. شاید به همین علت است که درس‌های داوطلبان مدیریت کسب‌وکار (MBA) به ریاضی و جی‌مت و زبان تخصصی محدود شده و وزن درس‌های محاسباتی آن بالاست؛‌ اما داوطلبان گرایش مدیریت اجرایی (EMBA) باید زبان انگلیسی و زبان عمومی و تئوری مدیریت و جی‌مت و اطلاعات مربوط به محیط مانند قانون کار و شرایط اقتصادی و سیاسی داخل و خارج کشور را بدانند. یعنی، وزن درس‌های مفهومی آن بیشتر است. پس هر دو رشته از دو منظر متفاوت به مقوله کاربرد مدیریت در سازمان‌ها نگاه می‌کنند.

البته، خودم و خودتان می‌دانیم که ماهیت این گرایش‌ها در کشورمان تغییر کرده است و داستانی که درباره تشابه‌ها و تفاوت‌های این گرایش‌ها تقدیم‌تان کردم مربوط به آن‌ور آب‌های نیلگون است!

مدیریت یا مدیریت اجرایی: مسأله این است!

داوطلبان‌ مدیریت یا مدیریت اجرایی باید برخی درس‌های مشترک را در سطح‌های گوناگون بخوانند. درس ریاضی مجموعه مدیریت به مراتب آسان‌تر از تست‌های ریاضی مدیریت کسب‌وکار (MBA) است؛ و همین‌طور، تست‌های درس تئوری‌های مدیریت مجموعه مدیریت، اندکی از تست‌های مدیریت اجرایی سخت‌تر است. از این رو، مقایسه درس‌های مشترک رشته‌های گوناگون؛ و همین‌طور، مقایسه رشته‌های بالا به سهولت ممکن نیست!

شیوه یادگیری، یادآوری و فراخوانی اطلاعات درس‌های مفهومی و محاسباتی متفاوت است. به همین نسبت، شیوه حل تست‌های مفهومی و محاسباتی نیز متفاوت خواهد بود.

مغز آدمی، هنگام مواجهه با تست‌های درس‌های مفهومی مانند تئوری‌های مدیریت، دانش مسایل روز، زبان انگلیسی، زبان فارسی، بازاریابی و مدیریت اسلامی از تکنیک «بازشناسی» برای فراخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت استفاده می‌کند. از این رو، همین‌که داوطلب با تست‌های درس‌های مفهومی مواجه می‌شود، گزینه درست را می‌تواند از میان گزینه‌ها بازشناسی کند!

مغز آدمی، هنگام مواجهه با تست‌های درس‌های محاسباتی مانند ریاضی، آمار، پژوهش عملیاتی و بخش‌هایی از جی‌مت از تکنیک «بازخوانی» برای فراخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت استفاده می‌کند. از این رو، همین‌که داوطلب با تست‌های درس‌های محاسباتی مواجه می‌شود، راه‌حل درست را از میان راه‌حل‌های گوناگونی که در ذهن دارد بازخوانی می‌کند. مشکل تست‌های محاسباتی آن است که بازخوانی راه‌حل درست، تازه ابتدای راه است و داوطلب باید مسأله را به درستی و بی‌نقص حل کند تا به پاسخ درست برسد!

 خلاصه اینکه، درک نکته مستتر در بطن تست مفهومی مترادف با کشف پاسخ است؛ اما درک همین نکته در تست محاسباتی، گام اول برای محاسبه تست تا رسیدن به پاسخ درست است!

مغز آدمی، هنگام مواجه با تست‌های درس‌های اقتصاد، جی‌مت و مدیریت تولید از هر دو مکانیزم «بازشناسی» و «بازخوانی» اطلاعات از حافظه بلندمدت استفاده می‌کند؛ چرا این درس‌ها، ترکیبی از تست‌های مفهومی و محاسباتی هستند!

مزیت بزرگ درس‌های مفهومی به محاسباتی‌ها، در سرعت پاسخ‌گویی به تست‌ها و کشف پاسخ درست است؛ اما درس‌های مفهومی به طور معمول وقت‌گیر و حافظه‌گریز هستند و داوطلبان وقت قابل توجهی را باید صرف مهارت‌ورزی در این‌گونه درس‌ها کنند.

مقایسه رشته‌ها، برای داوطلبانی مهم است که به طور دقیق نمی‌دانند یک‌سال از عمر گران‌قدرشان را باید صرف قبولی در کدام رشته کنند. می‌دانم که مقایسه رشته‌ها مبتنی بر سهم درس‌های مفهومی و محاسباتی هر رشته، معیار دقیقی نیست؛ اما تصویری کلی و ملموس از رشته‌ها ترسیم می‌کند و کمک‌حال داوطبان برای انتخاب گزینه بهتر  است؛ چرا که داوطلبانی که با ماهیت درس‌ها آشنا نیستند، حداقل می‌توانند تکلیف‌شان را با جنس درس‌ها (مفهومی یا محاسباتی) مشخص کنند.

Discipline_Positioning_940916_72

تصویر بالا طوری طراحی شده است که ظرف یکی دو دقیقه، دست‌گیرتان می‌شود که برای کدام رشته مناسب‌تر هستید و کدام‌شان را باید قلم بگیرید!

به طور مثال، اگر از تمام درس‌های محاسباتی گریزان هستید، شاید مدیریت اجرایی بهترین انتخاب باشد. اگر ریاضی‌تان در اوج است، شاید مدیریت کسب‌و‌کار (MBA) گزینه‌ مناسب‌تری باشد، شاید!

این نکته را هم مدنظر قرار دهید که تعیین وزن درس‌های مفهومی و محاسباتی برای یک رشته، مستلزم توجه به ضرایب‌شان است. به طور مثال، مجموعه ضرایب درس‌های گرایش بازارگانی ۱۸ است. مجموع ضرایب درس‌های مفهومی مشتمل بر زبان انگلیسی، تئوری‌های مدیریت، بازاریابی و مدیریت اسلامی ۱۲ است. مجموع ضرایب درس‌های محاسباتی مشتمل بر ریاضی و آمار و پژوهش عملیاتی نیز ۴ است. ضریب درس ترکیبی اقتصاد نیز ۲ است. اگر اقتصاد را دو نیم کنیم؛ وزن درس‌های مفهومی به محاسباتی ۱۳ به ۵ معادل ۷۳ درصد به ۲۷ درصد می‌شود. اگر ضرایب درس‌ها را لحاظ نکنیم و تعداد درس‌ها را بشماریم، نسبت درس‌های مفهومی به محاسباتی برای گرایش بازرگانی ۵ درصد به ۳۵ درصد می‌شود که با وزن واقعی‌شان فاصله معناداری دارد. همین‌ها را می‌شود برای مدیریت اجرایی (EMBA) و مدیریت کسب‌وکار (MBA) هم محاسبه کرد!

این را هم بگویم که انعطاف رشته‌های پردرس مانند مدیریت به مراتب منعطف‌تر از رشته‌های کم‌درس مانند مدیریت کسب‌وکار (MBA) است؛ چرا که امکان برتری هم‌زمان در تمام درس‌ها ممکن نیست و داوطلبان باید برخی درس‌ها را در اوج و برخی دیگر را حذف کنند. داوطلبان با تکنیک حذف، می‌توانند تعادل درس‌های مفهومی و محاسباتی را جابجا کنند و کمبود یک درس محاسباتی را با درس‌های مفهومی جبران کنند. همچنین برخی دوستان به مدیریت یا مدیریت اجرایی فکر نمی‌کنند و برای مدیریت و مدیریت اجرایی تلاش می‌کنند که البته کارشان به مراتب سخت‌تر خواهد شد؛ اما شدنی است!

4 نفر درباره «انتخاب ارشد مدیریت یا مدیریت اجرایی» صحبت کرده‌اند

  1. لیلا

    سلام

    درس تئوری مدیریت چیه ؟چه جذابیتی داره ؟ایا خشک نیست؟ ادمو خسته نمی کنه؟ من که تا حالا نخوندم شما میشه بگید

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام؛

      آقای رابینز، کتابی دارند به نام مبانی مدیریت که فوق‌العاده است. این کتاب را که بخوانید دست‌گیرتان می‌شود تئوری مدیریت چیست و درباره چه مفاهیمی صحبت می‌کند!

      به وادی مدیریت خوش آمدید // جواد زارعی

  2. لیلا

    سلام

    حالا میشه  تا حدی در مورد درس تئوری مدیریت توضیح بدید که چیه و در مورد کاربردش جذابیتش و هرچی

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام دوباره؛

      خیر. متأسفانه نمی‌توانم. باید بخوانید تا دست‌گیرتان شود داستان چیست.

      از شما حرکت،‌ از …. // جواد زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *