بلاگبرنامه‌ریزی درسی (شناخت) – (در حال بازنگری)

برنامه‌ریزی درسی (شناخت) – (در حال بازنگری)

برنامه‌ریزان و برنامه‌ریزی‌های درسی متعددی دیده‌ام که بیشتر بر درس‌خوانی تمرکز دارند و کمتر به نتیجه‌های ملموس و دست‌یافتنی توجه می‌کنند. خواندن فلان کتاب یا تست‌زنی بهمان منبع از جنس فعالیت است و هیچ پروژه آدمیزادی و موفق، بر فعالیت‌ها تأکید نمی‌کند. پس چه باید کرد؟

تعیین تحویل‌دادنی‌ها؛ تأکید غالب مدل‌ها و چارچوب‌های مدیریت پروژه مانند PMBOK و Prince2 است. یعنی چیزهایی که در دوره‌های مشخص زمانی باید عرضه یا کسب شود. پیش از آغاز و برای کنترل پروژه‌ها، «سند ساختار شکست کار» که WBS هم خوانده می‌شود تعریف می‌شود که تحویل‌دادنی‌ها را بر اساس محدوده و زمان مورد نیاز پروژه، مرتب کرده است. اگر موفقیت در کنکور ارشد را پروژه‌ای ویژه فرض کنیم، باید سند شکست کارها را هم تدوین کنیم. یعنی باید به طور صریح، شفاف و منطقی مشخص کنیم که پس از گذشت چهار هفته، چه نتیجه‌ای کسب خواهیم کرد و تمامی تلاش‌مان را صرف تحقق همین نتیجه کنیم. این WBS چیز عجیب و غریبی نیست. مثالی می‌زنم؛ برنامه‌ریزی مبتنی بر فعالیت؛ یعنی هر روز ۲۰ لغت انگلیسی تا کنکور ارشد حفظ کنیم. برنامه‌ریزی مبتنی بر نتیجه؛ یعنی تعیین کنیم که سه هفته دیگر ۴۲۰ لغت جدید حفظ کرده باشیم. سند WBS مشتمل بر فهرست مسنجم نتیجه‌های ملموس و قابل ارزیابی است که باید در یک دوره زمانی و با هزینه‌ای مشخص کسب شوند.

راستش قرار نیست سند WBS تدوین کنیم که شاید شدنی هم نباشد. قصدم از طرح این موضوع،‌ طرح ایده‌ای فاخر برای مدیریت بهینه منابع و هدف‌گذاری ملموس است. به شخصه نمی‌توانم روزی چهار پنج ساعت نازنین را همین‌طوری صرف مطالعه درس‌هایی کنم که نمی‌دانم آیا به نتیجه مطلوب منجر می‌شود یا نه!

محدودیت در صرف زمان و انرژی و صرف منابع لازم برای مطالعه و تمرین مهارت‌های مورد نیاز برای موفقیت در کنکور ارشد،‌ مشکل بزرگی است که گریبان امثال من را سخت چسبیده است و برای موفقیت ناگزیر به درس‌خوانی بهره‌ورانه تا کسب نتیجه ملموس هستیم. درس‌خوانی بهینه و بهره‌ورانه را ترکیبی از اثربخشی یعنی تصمیم‌ها و هدف‌ها و طرح‌ریزی برنامه درسی درست و درمان و کارایی؛ یعنی تمهید و تهیه منابع لازم برای کسب موفقیت تعریف می‌کنم.

پیش‌تر درباره اثربخشی صحبت شده است. اما درباره کارائی کمتر صحبت شده و لازم است محتوای بیشتری در این‌باره تولید و منتشر شود. راستش مشکل چندانی با اثربخشی ندارم، یعنی دست‌گیرم شده است که چه چیزی را، چرا و چگونه باید بخوانم؟ مشکلم؛ در محدودیت منابع موردنیازی است که باید صرف کارایی شود. کارایی را در این مجموعه «انجام درست کار» تعریف کرده‌ایم، اما کارائی هزار و یک تعریف دیگر هم دارد که نزدیک‌ترینش به این بحث می‌شود:

«صرف بهینه منابع برای دست‌یابی به هدف‌های ملموس»

همین؛ نبود منابع است که کار را خراب می‌کند. منابع یعنی؛ زمان کافی؛ پول برای دسترسی به اساتید کاربلد و منابع مکتوب فاخر و تجربه‌ها؛ یعنی انرژی و حوصله؛ یعنی انگیزه مدیریت شده؛ یعنی داشتن محیط مناسب برای درس‌خوانی و داشتن حمایت و موارد دیگر که اگر نباشند، بخشی عمده‌ای از کار می‌لنگد!

امید به روایت پاره‌تو!

اصل امیدبخش «پاره‌تو» یا همان قاعده بیست هشتاد معروف، آدمی را دعوت به تحقق هدف‌های مطلوب با صرف بیست درصد از منابع موجود می‌کند. ترجمه‌اش در حوزه درس‌خوانی می‌شود:

« قبولی در بهترین دانشگاه در شرایط سخت، کمبود منابع و با هدف‌گذاری و طرح‌ریزی بی‌نقص»

در مطلب «اولویت‌بندی برای کنکوری‌جماعت» گفته شد که بهترین شرایط برای نوع بشر، تحصیل حداکثر «تأثیر» با حداقل صرف «تلاش» است که همان اصل «پاره‌تو» است. هنگامی‌که اتلاف زمان‌تان را حداقلی کنید. هدف‌ها را دقیق، صریح، شفاف، ملموس و دست‌یافتنی تعریف کنید. چگونگی تحقق هدف‌ها را با دقتی بالا تعریف کنید و طبق اصل «کوتاه‌ترین مسیر فرما» عمل کنید، آنگاه هر فعالیت مختصری که انجام دهید،‌ منجر به نتیجه‌های عجیب و غریب می‌شود.

اصل پاره‌تو در برنامه‌ریزی درسی

اگر فرض کنیم نفرات برتر ارشد مدیریت روزی دوازده سیزده ساعت درس‌خوانی کرده و منابع درست و درمانی در اختیار داشتند؛ آنگاه بنده بی‌نوا باید بتواند ظرف شش ماه و با روزی چهار تا پنج ساعت درس‌خوانی به همان نتایج برسد، اما آیا شدنی است؟

راستش این مجموعه برای تأمین همین هدف برپا شده است و عنوانش شده است:

«تجربه شرکت در کنکور ارشد مدیریت فناوری اطلاعات»

اصل پاره‌تو مدعی است که می‌توان ۸۰ درصد کارها را با ۲۰ درصد تلاش محقق کرد. این اصل در شرایط گوناگون به شکل‌های متفاوتی تفسیر شده است و مبنای علمی و تجربی دارد و سال‌هاست که در تدوین و طرح‌ریزی برنامه‌های کلان اقتصادی و تجاری استفاده می‌شود.

تبعیت از «اصل پاره‌تو» سهل و ممتنع است. یعنی در ظاهر سهل و ساده نشان می‌دهد، اما در ادامه؛ کار را سخت و نشدنی جلوه می‌دهد. اصل «پاره‌تو» یعنی بهره‌وری کامل. یعنی نباید ذره‌ای از تلاش‌تان هدر رود و نباید ذره‌ای از مسیر منتهی به هدف‌ها منحرف شد. نکته کلیدی اصل پاره‌تو یا به قول دوستان قاعده بیست هشتاد؛ اثربخشی کم‌نقص است!

پیش‌تر گفته شد که بهره‌وری از تعامل آدمیزادی اثربخشی و کارامدی حاصل می‌شود و اثربخشی؛ حاصل تعامل هدف‌گذاری (اثربخشی محتوایی) و طرح‌ریزی (اثربخشی فرایندی) است. به طور مفصل هم درباره هدف‌گذاری و اولویت‌بندی صحبت شده است. می‌ماند طرح‌ریزی که در همین نوشته درباره‌اش صحبت می‌کنم.

خطای ذهنی اصل داپلر

اصل داپلر می‌گوید که فرکانس منبعی که در جهت شما حرکت می‌کند بیشتر می‌شود؛ و هنگامی‌که از شما دور می‌شود کمتر می‌شود. افزایش فرکانس؛ یعنی کاهش طول موج یا فشرده‌تر شدن موج، و کاهش فرکانس؛ یعنی کش آمدن طول موج یا باز شدن موج است. آژیر آمبولانس یا ماشین‌های آتش‌نشانی، مصداق بی‌نظیر این پدیده است که داپلر خوانده می‌شود. اصل داپلر درباره یکی از پدیده‌های فوق‌العاده فیزیکی صحبت می‌کند، اما در حیطه برنامه‌ریزی به نوعی خطای ذهنی اشاره می‌کند. در برنامه‌ریزی زمانی باید حواس‌مان جمع این موارد باشد:

Exclamation_oبازه‌های زمانی را در هنگام برنامه‌ریزی برای آینده، کوتاه‌تر (فشرده‌تر) از شرایط معمول تصور می‌کنیم، چرا که در حال حرکت به سوی زمان پیش روی‌مان هستیم. یعنی زمان را محدودتر تصور می‌کنیم و به همین علت گرفتار خطای ذهنی می‌شویم.

Exclamation_oدر نقطه مقابل؛ بازه‌های زمانی را در هنگام ارزیابی نتیجه‌هایی که گذشته‌اند، بلندتر (بازتر) از شرایط معمول تصور می‌کنیم و همان خطا را تکرار می‌کنیم؛ چرا که در حال دور شدن از زمان گذشته هستیم.

عدم توجه به اصل داپلر، پاشنه آشیل بیشتر برنامه‌ریزی‌های درسی است. مبنای بیشتر برنامه‌های درسی مبتنی بر «نبود وقت» و «نبود فرصت کافی» است. اما در هنگام ارزیابی فرصت‌هایی که گذشته است اینَ‌گونه تصور می‌شود که فرصت‌های بسیاری از دست رفته است. بی‌دلیل نیست که اصطلاح «فرصت‌سوزی» در متن بیشتر ارزیابی‌ها درج می‌شود. چاره چیست؟

خطای ذهنی نبود فرصت!

کم نیستند دوستانی که تصورشان از فرصتی که برای درس‌خوانی در اختیار دارند حداکثر به یکی دو ساعت در روز محدود است. این قبیل دوستان گرفتار گونه‌ای دیگر از خطای ذهنی شده‌اند. برای رفع این خطا و تولید فرصت، توصیه می‌کنم زمان‌بندی فعالیت‌های روزانه را معکوس طراحی کنند. یعنی به فرصت‌های موجود برای درس‌خوانی فکر نکنند،‌در عوض فرصت‌هایی را فهرست کنند که به یقین درس‌خوانی نمی‌کنند. شرایط زمانی خودم را مثال می‌زنم؛ حدود ۶ ساعت برای خواب و ۲ ساعت برای صرف غذا و ۱ ساعت برای پوشش موارد بهداشتی و ۲ ساعت برای تردد و ۸ ساعت برای کار و ۲ ساعت هم برای رسیدگی به امورات منزل صرف می‌کنم و می‌ماند ۳ ساعت ناقابل که صرف نظر از خستگی روزانه، می‌شود صرف درس‌خوانی کرد. برای افزایش این مقدار نمی‌توانم از خواب و زندگی بزنم، اما می‌توانم ۴۴ ساعت کار هفتگی را به جای ۶ روز در چهار روز انجام دهم و و از زمان تردد کاسته و به زمان مطالعه بیفزایم. حتی می‌توانم زمان صرف غذا را کاهش دهم. برای برخی ممکن نیست، اما به سهولت می‌توانم از نهار صرف نظر کنم و زمان کل صرف غذای روزانه را تا یک ساعت کاهش دهم و همین‌طور الی آخر…

بدیهی است که افراد در شرایطی متفاوت زندگی می‌کنند. نسخه‌ای که برای خودم پیچیده‌ام بی‌شک دردی از بسیاری از دوستان دوا نمی‌کند. مهم این است که دوستان بدانند و بتوانند زمان موردنیاز را به لطایف‌الحیلی فراهم کنند!

نقطه مرجع استراتژیک!

اگر همت کنید و در فرصت باقیمانده تا رسیدن پاییز، «نقطه مرجع استراتژیک» هر درس را پیدا کنید، شاهکار کرده‌اید. نقطه مرجع استراتژیک در یک سیستم به نقطه‌ای اشاره می‌کند که دیگر بخش‌های سیستم را معنا می‌کند. به طور مثال در ماتریس بالا که رابطه میان تلاش و تاثیر را نشان می‌دهد به سهولت می‌شود رابطه‌ای معنادار میان تلاش، و تأثیری که از تلاش حاصل می‌شود برقرار کرد و در حوزه‌های تخصصی استفاده کرد.

از منظر کنکور؛ کشف یا تعیین «نقطه مرجع استراتژی» برای هر یک از درس‌های ارشد مدیریت به شما کمک می‌کند تا ساز و کار مطالعه بهره‌ورانه هر درس و کسب موفقیت حداکثری را درک کنید. اینکه درس را چگونه باید بخوانید؟ چگونه باید مرور کنید؟ چگونه باید مشکلات دانشی‌تان را مرتفع کنید؟ چگونه بر مشکلات مهارتی‌تان چیره شود؟ چگونه باید به تست‌های فلان درس پاسخ دهید؟ تقدم و تأخر درس‌ها چگونه باید باشند؟ و به طور کلی کشف نقطه مرجع استراتژی شرط لازم برای تحقق اصل «پاره‌تو» است.

به طور مثال برای درس اقتصاد خرد این‌طور می‌شود داستان‌سرایی کرد که «اقتصاد خرد» درسی است که به سادگی آموخته می‌شود و البته به سادگی نیز فراموش می‌شود. بیش از اینکه مهارت ریاضی بخواهد، درک ریاضی می‌طلبد. فصل‌هایی محدود، اما به شدت مرتبط دارد و این پیوستگی باید در درک مباحث مد نظر قرار گیرد. حداقل ۱۰ درصد تست‌ها استاندارد و حدود ۳۰ درصد تست‌ها تکراری هستند. اگر درس را خوب خوانده باشید، هر تست را می‌شود در کمتر از ۳۰ ثانیه پاسخ داد و کل درس اقتصاد را در کمتر از ۱۵ دقیقه رفع و رجوع کرد و الی آخر…

همین داستان کوتاهی که درباره اقتصاد خرد گفتم باید شما را به سوی نقطه مرجع استراتژیک «اقتصاد خرد» هدایت کند.

برنامه‌ریزی درسی

تعیین هدف‌های شفاف، صریح، ملموس و دست‌یافتنی؛ اساس برنامه‌ریزی درسی است، چرا که مسیر و جهت را مشخص می‌کند و دیگر آنکه؛ شفافیت و صراحت هدف‌ها می‌تواند میزان انحراف از برنامه‌تان را با دقتی بالا مشخص کند. طرح‌ریزی برنامه درسی به دو شیوه «طرح‌ریزی مبتنی بر فعالیت» و «طرح‌ریزی مبتنی بر نتیجه» انجام می‌شود.

برای موفقیت در پروژه‌ای که ریسک زمان دارد و پیش‌تر تجربه نشده است و منابع محدودی در اختیار پروژه است، تبعیت از رویکرد «طرح‌ریزی مبتنی بر نتیجه» توصیه می‌شود.
در طرح‌ریزی مبتنی بر نتیجه؛ در فرصتی کوتاه باید نتیجه‌ای ملموس و قابل ارزیابی حاصل شود. نتیجه‌ها باید دست‌یافتنی، شفاف، ملموس و قابل ارزیابی و از همه مهم‌تر؛ «کوچک» تعریف شوند تا اگر زبانم لال؛ خبط و خطایی رخ داد، دامنه‌اش محدود باشد و به سرعت ارزیابی شود و در تعریف یا بازتعریف نتیجه مورد انتظار بعدی لحاظ شود.

محدودیت زمان

۲۶ هفته تا برگزاری آزمون فرصت باقی است و در اولین فرصت باید سطح آشنایی با هر مبحث آزموده شود. فرض‌مان این است که داوطلب بین ۳۰ تا ۳۵ ساعت در هفته فرصت درس‌خوانی دارد. آشنایی درست و درمان با هر موضوع درسی در سطح «درس‌خوان ۱» بسته به ماهیت هر درس، نیازمند صرف زمانی بین ۱۵ تا ۲۰ ساعت است. پس؛ می‌شود دو موضوع درسی متفاوت را در یک هفته یا حداکثر در ۱۰ روز درسی مطالعه کرد و تمام درس‌ها را با چیدمانی هوشمندانه طی شش تا هفت هفته درسی پوشش داد. از شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۲ که آغاز کنید تا پایان تابستان و ۲۰ هفته مانده به موعد آزمون؛ باید بتوانید تصویری روشن، ملموس و مبتنی بر تجربه از عمق دانش و دامنه مهارت‌های مورد نیاز برای موفقیت در کنکور ارشد ترسیم کنید!

دامنه درس‌ها

یادگیری هفت درس برای کنکور ارشد مدیریت آی.تی ضروری است. درس‌ها مشتمل بر چند موضوع درسی هستند. به طور مثال؛ درس تئوری‌های مدیریت مشتمل بر چهار موضوع درسی (۱) مبانی مدیریت و سازمان، (۲) مدیریت رفتار سازمانی،‌ (۳) مدیریت منابع انسانی و (۴) تجریه و تحلیل و طراحی سازمان است که هر موضوع در کتابی مستقل مطرح شده است.

درک درست از میزان آشنایی با مباحث، و پیش‌بینی عمق دانش و مهارت‌های موردنیاز از هر درس بر پایه تجربه حاصل می‌شود. تعداد قابل توجهی از داوطلبان کنکور ارشد را فارغ‌التحصیلان حوزه‌های دیگر مانند فنی و مهندسی یا علوم پایه تشکیل می‌دهند و بیشترشان، تجربه‌ای از درس‌های رشته مدیریت ندارند. این دوستان باید فرصتی را برای آشنایی با کلیات درس‌ها و کسب درک درست از درس‌ها مهیا کنند. به همین علت توصیه می‌کنم پیش از آغاز رسمی درس‌خوانی، چند هفته‌ای را صرف آشنایی با درس‌ها و مباحث رشته مدیریت کنند. این کار دو مزیت دارد:

Star_b اول اینکه؛ فرصتی خوب برای ترسیم تصویری بی‌واسطه و شفاف از کلیت درس برای هدف‌گذاری کم‌نقص مهیا می‌شود.

Star_b دوم اینکه؛ در فرصت آشنایی با درس‌ها، شیوه درس‌خوانی محک می‌خورد تا زمان‌بندی درس‌ها با دقتی بالاتر تعریف شود.

برای دوره آشنایی؛ مطالعه کتاب‌های زیر برای آشنایی با درس‌ها و مباحث توصیه می‌شود. فرض‌تان این باشد که کتاب‌ها را باید در سطحی مطالعه کنید تا بتوانید تست‌های آسان، استاندارد و تکراری را پاسخ دهید!

درسکتاب پیشنهادی: اصلیکتاب پیشنهادی: جایگزین / مکمل
تئوری مدیریت: مبانی۰۱۰۱ اصول مدیریت۰۱۰۲ مبانی سازمان و مدیریت
تئوری مدیریت:‌ رفتار سازمانی۰۱۰۴ مدیریت رفتار سازمانی
زبان انگلیسی: تخصصی۰۲۰۱ زبان تخصصی مدیریت۰۲۰۲ زبان تخصصی مدیریت
زبان انگلیسی: لغت۰۳۰۱ راهنمای کامل ۵۰۴۰۳۰۲ واژگان ضروری برای تافل
زبان انگلیسی: عمومی۰۳۰۵ زبان عمومی۰۳۰۶ زبان عمومی کارشناسی ارشد
ریاضی۰۴۰۱ ریاضیات۰۴۰۷ تا ۰۴۱۲
آمار۰۵۰۱ آمار و کاربرد آن در مدیریت۰۵۰۲ تشریح مسائل آمار
اقتصاد خرد۰۶۰۱ اقتصاد خرد
اقتصاد کلان۰۶۰۲ اقتصاد کلان
پژوهش عملیاتی۰۷۰۱ پژوهش عملیاتی۰۷۰۲ پژوهش عملیاتی (نکته و حل مسأله)
مدیریت تولید۰۸۰۱ مدیریت تولید و عملیات
مدیریت بازاریابی۰۹۰۱ مدیریت بازاریابی

اولویت‌بندی درس‌ها

اولویت‌بندی درس‌ها برای کسب شناخت از درس‌هاست و اگر با درس‌ها و مباحث مدیریت آشنا هستید می‌توانید از این مرحله صرف‌نظر کنید. البته باید شناختی باید داشته باشید که منجر به برنامه‌ریزی درسی درست و درمان شود.

Flag_g درس‌های «اصول مدیریت» و «زبان انگلیسی» به چند علت در اولویت بالا هستند، چرا که پیش‌نیاز درک مفهومی دیگر درس‌ها هستند، ضریب ۳ دارند و امتیازآور هستند و منابع متعددی دارند که باید به طور مستمر مطالعه شوند، پس بهتر است تکلیف‌تان در اسرع وقت مشخص شود. ضمن اینکه؛ بیشتر داوطلبان از این درس‌ها ترس دارند و سراغ‌شان نمی‌روند!

Flag_g درس‌های «مدیریت رفتار سازمانی» و «اقتصاد خرد» در اولویت بعدی هستند. پیش‌تر گفته شد که درس تئوری‌های مدیریت مشتمل بر چهار موضوع درسی است، اما بررسی آزمون‌های سال‌های گذشته نشان داده است که بخش عمده تست‌ها یعنی حوالی هفده هجده تست از «مبانی سازمان و مدیریت» و «مدیریت رفتار سازمانی» مطرح می‌شود. از این رو؛ برای مدیریت زمان باقیمانده تا موعد کنکور و پوشش حداکثری مباحث تئوری‌های مدیریت توصیه می‌کنم تا اطلاع ثانوی از مطالعه مباحث «مدیریت منابع انسانی» و «تجریه و تحلیل و طراحی سیستم» صرف‌نظر کنید. درباره درس «اقتصاد خرد» هم بگویم  که «هلو برو تو گلوترین» درس کنکور ارشد مدیریت است!

Flag_g درس‌های «اقتصاد کلان» و ««پژوهش عملیاتی» در اولویت بعدی هستند. راستش به شخصه ترجیح می‌دادم درس «بازاریابی» را با «اقتصاد کلان» همراه کنم که نمی‌شود؛ چرا که درس «اقتصاد» پیش‌نیاز «بازاریابی» است. از این رو؛ «پژوهش» را حواله «اقتصاد» می‌کنیم. مبحث «پژوهش عملیاتی» زیرشاخه علم ریاضی است و در ظاهر سخت و پیچیده نشان می‌دهد که البته هست، اما در سطح کنکور ارشد مدیریت چیزی برای ترس ندارد. بیشتر دوستانی که در حوزه علوم انسانی فارغ‌التحصیل شده‌اند به شدت و حدت از درس «پژوهش عملیاتی» می‌هراسند که تا حدی حق دارند، اما واقع امر این است که طراحان تست‌های ارشد مدیریت دست‌شان برای طراحی تست‌هان مردافکن باز نیست. اگر تست‌های ارشد صنایع را ببینید، دست‌گیرتان می‌شود که «پژوهش عملیاتی» یعنی چه!

Flag_g درس‌های «آمار» و «بازاریابی» در اولویت بعدی هستند. درس بازاریابی اگر چه «ضریب ۱» دارد، اما درسی سهل و ساده است و زمینه‌ساز کسب امتیازی بیشتر در قیاس با درس «ریاضی» است. پوشش درس «آمار» بر خلاف درس ریاضی، وقت‌گیر نیست. آنچه باید درباره آمار بدانید در جلد اول کتاب «آمار و کاربردهای آن در مدیریت» مطرح می‌شود و حداقل ۱۰ تا ۱۱ تست از ۱۵ تست آمار ارشد را شامل می‌شود. درباره چگونگی پوشش تست‌هایی که از مباحث مطرح در جلد دوم کتاب مذبور طرح می‌شوند صحبت خواهم کرد. وضعیت تست‌های درس «آمار» مانند پژوهش عملیاتی است و دست طراحان بسته است و چاره‌ای ندارند جز آنکه تست‌هایی طراحی کنند که حداکثر در یکی دو دقیقه حل شوند. از این رو؛ توجه به درس آمار به دلیل امتیازآوری فوق‌العاده‌ای که دارد به شدت توصیه می‌شود. این نکته را هم بیفزایم که می‌توانید بی‌خیال مبحث احتمال شوید. البته بخشی از مبحث احتمال که به طور کامل فرموله شده است را نمی‌گویم. بخش‌هایی مدنظرم هست که باید هزار و یک بلا سرتان بیاورید تا احتمال فلان چیز را محاسبه کنید!

Flag_g درس‌های «ریاضی» و «مدیریت تولید» در اولویت آخر هستند. پیش‌تر گفتم که این برنامه برای دوستانی است که زمینه ریاضی دارند. در مرحله آشنایی؛ اصرار خاصی بر رعایت اولویت‌ها نیست و چیدمان مطالعه درس‌ها را هر طور که دل‌تان می‌خواهد تغییر دهید. فقط حواس‌تان به زمان باشد که اگر نباشد؛ بعدتر گرفتار می‌شوید!

Light_g اینکه چرا درس «زبان تخصصی» و «لغت‌ها» را زمان‌بندی نکردم به ماهیت این درس‌ها مربوط می‌شود. زبان تخصصی بیشتر مبتنی بر تکنیک است. اگر دایره لغت‌تان خوب باشد و گرامر درست و درمانی هم داشته باشید و معادل انگلیسی اصطلاح‌های فارسی را در بطن و متن کتاب‌های دیگر دنبال کنید؛ شک نکنید که می‌شود بر تعداد قابل قبولی از تست‌های ‌زبان تخصصی چیره شد. زبان تخصصی؛ کمترین تست تکراری و البته بیشترین سهم تست استاندارد را دارد که فرصت تلقی می‌شود!

مؤخره

یک. گفته باشم که این برنامه و اولویت‌بندی درسی را برای خودم طرحی‌ریزی کرده‌ام و شما هم باید با توجه به شرایط خودتان اقدام به طرح‌ریزی برنامه کنید. پس‌فردا انتقاد نکیند که این چه برنامه بی‌مصرف و زمان‌ تلف‌کنی است!

دو. تا پایان تابستان برنامه‌ای برای زبان تخصصی ندارم، اما برای افزایش دایره لغت‌ها؛ تصمیم گرفته‌ام که لغت‌های اصلی کتاب ۵۰۴ را تا پایان تابستان حفظ کامل کنم. جعبه لایتنر را هم تهیه کرده‌ام، اما به علت نبود فرصت کافی، از نرم‌افزار JMemorize استفاده خواهم کرد.

سه. در صفحه منابع ارشد مدیریت آی.تی گفته بودم که اطلاعات بیشتری درباره درس تئوری مدیریت منتشر خواهم کرد. مطلب مذبور را با یک هفته تأخیر تهیه و منتشر می‌کنم.

پاینده باشید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *