درس‌خوانی پارتیزانی ۹۲: مبانی و تعریف‌ها

 ترکیب و تنوع داوطلبان متقاضی ارشد مدیریت به دلایل متعددی متفاوت از دیگر رشته‌های ارشد است و همین؛ کار نسخه‌پیچی را سخت‌تر می‌کند. برنامه درس‌خوانی پارتیزانی مبتنی بر تحلیل منطقی شرایط درس‌ها و داوطلبان است و برای این کار از ماتریس‌های «دسته‌بندی درس‌ها» و «درک دسته‌بندی کلی داوطلبان» استفاده شده است. ماتریس «دسته‌بندی درس‌ها» را دکتر محرابیون مبتنی بر ماتریس BCG برای تحلیل درس‌ها پیشنهاد کردند. ماتریس «درک دسته‌بندی کلی داوطلبان» در حین بحث‌ها شکل گرفت که شرایطی نزدیک به واقعیت را برای دسته‌بندی داوطلبان ارشد مدیریت مهیا می‌کند.

مبنای زمانی

وقت تنگ است و شرایط بحرانی است، یعنی علی‌الظاهر فرصت برای کسب رتبه‌های سه‌رقمی مرغوب از دست رفته است. اما برنامه درس‌خوانی پارتیزانی تلاش می‌کند داوطلب کم‌امید را حیاء کند و به مدار رقابت هدایت کند. پس؛ در گام اول باید شرایط را از بحرانی به شبه‌بحرانی تقلیل دهد و در گام دوم؛ شرایط شبه‌عادی را برقرار کند تا حداقل‌های لازم برای درس‌خوانی هدفمند مهیا شود. برنامه درس‌خوانی پارتیزانی برای شرایط زیر طراحی شده است:

یک. درس‌خوانی پارتیزانی برای ۱۰ هفته متوالی و ۴۰۰ ساعت درس‌خوانی بسته شده است.

دو. درس‌خوانی پارتیزانی برای داوطلبانی است که حداکثر ۳۵ ساعت در هفته فرصت درس‌خوانی دارند و توزیع در‌س‌خوانی روزانه‌شان بسته به روزهای هفته متفاوت است. اگر فرصت‌تان کمی کمتر یا اندکی بیشتر است توصیه می‌کنیم با برنامه درس‌خوانی پارتیزانی همراه شوید. اما اگر فرصت درس‌خوانی‌تان بیش از ۵۰ ساعت در هفته است، برنامه درس‌خوانی پارتیزانی را به طور حداقلی همراهی کنید. یعنی اصل درس‌خوانی‌تان مبتنی بر چارچوب درس‌خوانی پارتیزانی باشد و برای فرصت مازادتان تصمیمی دیگر اتخاذ کنید.

سه. گوشه ذهن‌تان ثبت کنید که در فرصت هفتاد روزه؛ حداکثر می‌شود ۹۰۰ ساعت مطالعه کرد که بخش مفیدش از ۴۰۰ یا ۵۰۰ ساعت فراتر نخواهد رفت، پس افزایش ساعت‌های درس‌خوانی روزانه، کمبود فرصت باقیمانده تا موعد کنکور را جبران نمی‌کند. توصیه می‌کنیم به جای تأکید بر افزایش کمی ساعت‌های درس‌خوانی، بر ارتقای کیفی شیوه درس‌خوانی‌تان تمرکز کنید. یعنی؛ بهره‌وری و استفاده بهینه از منابع‌تان را باید ارتقا دهید. در فصل عملیات درس‌خوانی درباره درس‌خوانی بهره‌ورانه صحبت شده است.

اصل حذف

هفتاد روز درس‌خوانی برای پوشش درس‌های هفت‌گانه کافی نیست. پس برای مدیریت ریسک موجود، باید از اصل حذف استفاده کرد که یکی از محورهای استراتژیک برنامه درس‌خوانی پارتیزانی است و ماندن در مدار رقابت را ممکن می‌کند.

گرایش مدیریت فناوری اطلاعات به زعم برخی مشتمل بر ۱۲ درس و به زعم بعضی دیگر مشتمل بر ۱۳ درس مستقل است که در قالب هفت درس اصلی مرتب شده‌اند. برای پوشش هر درس حداقل باید یک کتاب جامع مطالعه و مرور شود که نشدنی است. راه‌حل؛ کاستن از پراکندگی موضوعی درس‌ها و حذف دو درس از هفت درس اصلی است. البته پذیرش حذف دو درس در این برهه، با دو مخاطره همراه است.

مخاطره اول اینکه؛ در بطن تست‌های هر درس؛ امتیازی نهفته است که با حداقل تلاش، شکار می‌شود. اصل حذف؛ توصیه به چشم‌پوشی از این امتیازها می‌کند که تصمیم ساده‌ای نیست.

مخاطره دوم اینکه؛ تسلط بر تمامی درس موجب انعطاف‌پذیری داوطلب در جلسه آزمون می‌شود. داوطلب می‌تواند ضعف احتمالی در یکی از درس‌ها را با تمرکز بر درسی دیگر جبران کند. اصل حذف؛ توصیه به حذف دو درس می‌کند و انعطاف‌پذیری را از داوطلب سلب می‌کند!

واقع امر این است که تسلط بر درس‌های هفت‌گانه در نبود فرصت، نشدنی است. باید از این توهم دست شست و فرصت لازم برای تعمیق در پنج درس دیگر را با حذف دو درس فراهم کرد!

ابعاد حذف

اصل حذف مشتمل بر دو لایه است. لایه اول؛ حذف درس و لایه دوم؛ حذف سرفصل است.

حذف درس در لایه اول؛ کسب حداقل امتیاز قابل‌قبول را از مجموع تست‌های تمامی درس‌ها تضمین می‌کند، چرا که درس‌های کمتری مطالعه می‌شوند و شرایط برای تعمیق در درس‌ها و ارتقای مهارت تست‌زنی فراهم می‌شود.

حذف سرفصل در لایه دوم؛ کسب حداکثر امتیاز ممکن را از مجموع تست‌های هر درس تضمین می‌کند، چرا که سرفصل‌های کمتری که محمل امتیاز بیشتری هستند درس‌خوانی می‌شوند و احتمال کسب امتیاز بالاتر از تست‌های یک درس خاص بیشتر می‌شود!

حذف درس و حذف سرفصل، تکنیک‌های مکملی هستند که باید به طور همزمان اعمال شوند. در شرایط عادی؛ حذف درس قابل توصیه نیست، اما نمی‌شود کتمان کرد که بخش قابل‌توجهی از رتبه‌های تک‌رقمی و دو رقمی‌های مرغوب چهار پنج سال اخیر ارشد مدیریت؛ موفقیت‌شان را مدیون حذف یک یا دو درس هستند. حتی رتبه ۲۳ سال ۹۰ درس‌های «پژوهش عملیاتی» و «مدیریت تولید» و «مدیریت بازاریابی» را در اقدامی انتحاری حذف کرد و زبان را ۹۰ و تئوری را ۷۰ و اقتصاد را ۹۵ و ریاضی را ۲۰ درصد زد. اگر ریاضی را ۳۰ تا ۳۵ درصد بالاتر زده بود می‌توانست رتبه‌اش تک‌رقمی شود!

70_days_studies_matrix_920901

ماتریس دسته‌بندی درس‌ها

درس‌های اصلی ارشد مدیریت را در دو دسته اجباری و انتخابی مرتب می‌کنیم و در ستون‌های سبز و نارنجی مستقر می‌کنیم. ماتریس «دسته‌بندی درس‌ها» که مبتنی بر ماتریس «گروه مشاوران بوستن طراحی» شده است مشتمل بر چهار ناحیه «ستاره» و «گاو شیرده» و «علامت سؤال» و «سگ‌ها» است.

ناحیه ستاره

محل درس‌خوانی کامل است و حذف درس و سرفصل در کار نیست. درس‌های مستقر در این ناحیه را باید تمام و کمال خواند و اگر چه نیازمند سرمایه‌گذاری بالایی هستند، اما به اندازه‌ای که خرج‌شان می‌کنید منفعت‌رسان هستند. وظیفه اصلی درس‌های «ستاره‌نشین» حفظ شما در مدار رقابت است.

اگر شانس یارتان باشد و شرایط مناسب در آزمون فراهم شود، درس‌های «ستاره‌نشین» می‌توانند منفعتی فراتر از سرمایه‌ای که صرف‌شان کردید عایدتان کنند.

درس‌های «تئوری‌های مدیریت» و «اقتصاد خرد و کلان» مهمان‌های ابدی ناحیه «ستاره» برای گرایش‌های «فناوری اطلاعات» و «صنعتی و تکنولوژی» و «بازرگانی و منابع انسانی» هستند که باید تمام و کمال خوانده شوند.

 

ناحیه گاو شیرده

محل کسب منفعت است. درسی که در ناحیه «گاو شیرده» مقیم می‌شود با یک سرمایه‌گذاری محدود، منفعت سرشاری نصیب‌تان می‌کند. وظیفه اصلی درس‌های «شیردوش» تثبیت شما در مدار رقابت است.

درس‌های مستقر در ناحیه «گاو شیرده» مکمل در‌س‌های «ستاره‌نشین» هستند. با «ستاره‌نشین‌ها» وارد مدار رقابت می‌شوید و جایگاه‌تان با «شیردوش‌ها» تثبیت خواهد شد!

درس مهمان دایمی ناحیه «گاو شیرده» برای گرایش‌های «فناوری اطلاعات» و «بازرگانی و منابع انسانی» است.

برای منطقی‌سازی سرمایه‌ای که قرار است صرف «مدیریت بازاریابی» شود، «حداکثر» یک یا دو فصل کم‌اهمیت از مجموع چهارده فصل بازاریابی را می‌شود مبتنی بر شناخت تست‌های «مدیریت بازاریابی» در آزمون‌های سال‌های اخیر حذف کرد.درس «مدیریت بازاریابی» تا چهار پنج سال پیش؛ اولین گزینه حذف در کنکور ارشد مدیریت بود که جایگاهش را در سال‌های اخیر به «مدیریت تولید» واگذار کرده است!

 

ناحیه علامت سؤال

محل فرصت‌قاپی یا به بیان محلی؛ موضع کمین‌گران است. ممکن است شکاری پدیدار شود و گرفتار دام‌تان شود و شاید هم نشود؛ اما برای شکار موفقیت، ناگزیر به سرمایه‌گذاری هستید. ویژگی کمین‌گران این است که موضع‌شان را برای هر هدفی رها نمی‌کنند و مترصد می‌مانند تا چیزی متناسب با هزینه‌ای که صرف کردند شکار کنند.

درس‌های «ریاضی و آمار» و درس «زبان انگلیسی» به ترتیب در اولویت برای اقامت در ناحیه «علامت سؤال» هستند. اگر وضعیت گروه‌تان را که در ماتریس «دسته‌بندی داوطلبان» مشخص کنید تکلیف درس مقیم در ناحیه «علامت سؤال» معین می‌شود.

درسی که در ناحیه «علامت سؤال» مقیم می‌شود نیازمند سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی است و امیدوار به تمهید شرایط مطلوب و کسب انتفاع بیشینه از سرمایه‌اش است. درس مستقر در ناحیه «علامت سؤال» شرایط مخاطره‌آمیزی دارد. از یک طرف؛ نیازمند سرمایه‌گذاری درست و درمان است و از طرف دیگر؛ ممکن است منفعت محدودی عایدش می‌شود. پس باید به بهبود شرایط امیدوار باشد!

انتخاب حداقلی سرفصل‌ها؛ راه‌حلی منطقی برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری در ناحیه «علامت سؤال» است. در ناحیه «گاو شیرده» مجاز به حذف حداکثری تعداد محدودی از سرفصل‌ها بودیم، اما در ناحیه «علامت سؤال» ملزم به «انتخاب» چند سرفصل محدود هستیم تا ریسک سرمایه‌گذاری‌مان را کاهش دهیم.

در گام بعد؛ باید یکی از مسیرهای پنج‌گانه را انتخاب کنید. درس «ریاضی و آمار» در مسیرهای ۱، ۳ و ۴ در ناحیه «علامت سؤال» مقیم می‌شود. سهم فصل‌های ریاضی و آمار سال‌هاست که تغییر محسوسی نداشته و به سهولت می‌شود چهار پنج فصل از ریاضی و سه فصل از آمار را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کرد. اگر راهی مسیر ۲ و ۵ شدید و درس «زبان انگلیسی» را در ناحیه «علامت سؤال» مقیم کردید، سرمایه‌تان را باید بر اساس سهم تست‌های واژگان عمومی، گرامر و زبان تخصصی توزیع کنید. درباره مطلب تخصصی درس «زبان انگلیسی» به طور مفصل در این‌باره صحبت خواهیم کرد!

متوسط امتیاز درس مقیم در ناحیه «علامت سؤال» بین ۳۵ تا ۴۵ درصد است.

 

ناحیه سگ‌ها

مصداق بند اعدامی‌هاست. حواس‌تان جمع باشد که فقط و فقط یک درس را می‌شود در ناحیه «سگ‌ها» مقیم کرد. در بازار رقابت؛ محصولات زیان‌دهی را که به زودی از بازار خارج خواهند شد در ناحیه «سگ‌ها» مقیم می‌کنند. پس باید توجیهی منطقی برای نگهداری و تحمل هزینه‌های محصولات زیان‌ده ارایه شود. در کنکور ارشد مدیریت نیز باید یکی از درس‌ها را در ناحیه «سگ‌ها» مقیم کنید.

درس‌های «ستاره‌نشین» فرصت‌ساز هستند و بودن‌شان، موجب حفظ‌تان در مدار رقابت می‌شود.

درس‌های «سگ‌نشین» هزینه‌ساز هستند و نبودن‌شان، موجب حذف‌تان از مدار رقابت می‌شود.

درس مستقر در ناحیه «سگ‌ها» هزینه‌ساز است و راستش منفعت چندانی نصیب‌تان نمی‌کند، اما سرمایه‌خور نیست و عمق زیانی که بابت سرمایه‌گذاری‌تان متحمل می‌شوید در قیاس با فرصت حضور در مدار رقابت قابل چشم‌پوشی است.

حذف سرفصل‌های درس مقیم در ناحیه «سگ‌ها» قدری پیچیده است و نسخه‌پیچی عام ممکن نیست. بسته به توانایی، حوصله و علاقه‌تان می‌توانید از شیوه حذف یکی دو فصل کم‌اهمیت یا از شیوه انتخاب حداقل چهار پنج فصل مهم استفاده کنید.

حواس‌تان جمع باشد که حجم سرمایه‌ای که قرار است صرف درس مستقر در ناحیه «سگ‌ها» کنید باید محدود باشد. تست‌های درس «سگ‌نشین» را باید حداقلی شکار کنید و کسب ۲۰ تا ۲۵ درصد برای درس مقیم در این ناحیه ایده‌آل است. پس؛ در همین حوالی باید سرمایه‌گذاری کنید.