تحلیل وضعیت کنکور و درس‌ها

دربارهٔ کنکور ارشد مدیریت

تعداد درس‌هایی که داوطلبان رشته مدیریت باید بخوانند چشم‌گیر است، و خوب می‌دانم چیدمان‌شان کاری عذاب‌آور و پُرمخاطره است. بین خودمان بماند که رشته مدیریت، هُلوبروتوگلوترین رشته کنکور ارشد است و اگر درس‌ها را به دُرستی انتخاب، و به دُرستی بخوانید، احتمال کسب توفیق‌تان بالاست. کنکور ارشد مدیریت مشتمل بر هشت گرایش اصلی بازرگانی، دولتی، فناوری اطلاعات، صنعتی، تکنولوژی، منابع انسانی، کارآفرینی، و مدیریت مالی است؛ که گرایش مدیریت مالی بچهٔ زن‌باباست و از اساس با گرایش‌های دیگر مدیریت متفاوت است. ارشدباز درباره گریش مالی متخصص نیست و سکوت اختیار می‌کند.

تحلیل کُلی درس‌ها

درس‌های ارشد مدیریت مشتمل بر درس‌های عمومی (زبان انگلیسی، ریاضی و آمار، مدیریت اسلامی، اقتصاد خرد و کلان، و تئوری‌های مدیریت) و درس‌های تخصصی (پژوهش عملیاتی، مدیریت تولید، بازاریابی، منابع انسانی، کارآفرینی و …)‌ است. ترکیب درس‌های تخصصی برای هرگرایش متفاوت است. اطلاعات درس‌ها در صفحه درس‌ها درج شده است. به تفاوت ضرایب درس‌ها، تعداد تست‌ها و امتیاز هر تست در هر گرایش توجه کنید. و اما درس‌ها…

پژوهش عملیاتی

قدیم‌ترها، درس پژوهش عملیاتی چندان در کانون توجه داوطلبان نبود. برخی می‌خواندند و بسیاری حذف می‌کردند. بازار درس پژوهش عملیاتی از سال ۹۰ به بعد قدری گرم‌تر شد؛ اما روند مفهومی‌ شُدن‌ تست‌های این درس، در سال‌های ۹۳ و ۹۴ و علی‌الخصوص ۹۶ داوطلبان بسیاری را دل‌زده کرد. با این حال،‌ نمی‌دانم چرا برخی مدرسان، مانند دکتر سپندارند و دکتر یگانه اصرار دارند که پژوهش عملیاتی، درسی استراتژیک و بسیار مهم است!

تحلیل‌های آدمیزادی نشان داده است که درس پژوهش عملیاتی چندان به صرفه و صلاح داوطلبان نیست. منحنی یادگیری درس پژوهش عملیاتی کم‌شیب است و ریسک پاسخ‌گویی به تست‌های این درس بسیار بالاست.

به داوطلبان گرایش‌های بازرگانی اکیدا توصیه می‌کنم این درس را حذف کنند. به داوطلبان گرایش‌های فناوری اطلاعات و تکنولوژی هم توصیه می‌کنم حتی‌المقدور از این درس چشم‌پوشی کنند. می‌ماند داوطلبان گرایش صنعتی که باید بیشتر باید در این‌باره فکر کنند؛ چرا که ضریب درس پژوهش عملیاتی ۳ است و نقش مهم‌تری دارد. به همین اکتفا می‌کنم که برخی رتبه‌برترهای صنعتی، درس پژوهش عملیاتی را سفید رها کرده‌اند و هم‌اکنون در دانشگاه تهران درس می‌خوانند!

مطالعه درس پژوهش عملیاتی صرفا برای داوطلبانی مانند دانشجویان مهندسی صنایع یا فارغ‌التحصیلان مدیریت صنعتی مناسب است که مفاهیم درس را پیش‌تر خوانده‌، مسایل درس را به دفعات حل کرده‌‌اند، و چندان دغدغه یادگیری ندارند و بیشتر نگران حل تست‌های پیچیده و مفهومی کنکور هستند. به این دسته از دوستان توصیه می‌کنم، درس پژوهش را حداکثر برای ۴۰ تا ۵۰ درصد بخوانند!

تئوری مدیریت

منابع درس تئوری مدیریت، و اندکی هم ادبیات تست‌ها تغییر کرده است؛ که فوق‌العاده است. تئوری مدیریت درسی شیرین و سخت است. به تصورم طراحان تست‌ها،‌ در نظر دارند اهمیت قاطبه درس‌ها را با پیچیده کردن مفهومی تست‌ها ارتقا دهند. گفته می‌شود در طراحی بخش چشم‌گیری از تست‌های ارشد مدیریت ۹۵ و ۹۶ از کتاب خانم «ماری جو هَچ» استفاده شده است. کتاب خانم هَچ، مکتوبی فوق‌العاده زیباست که بار فلسفی دُرست و درمانی دارد. به طور کلی، نوشته‌های افرادی که به نظریه و نظریه‌پردازی علاقمندند سنگین‌تر از عُرف رایج کتاب‌های مدیریت است. درباره کتاب گرت مورگان و استعاره‌های سازمانی هم شایعات بسیاری در بازار مطرح شده است که هدف بیشترشان،‌ ایجاد استرس و داغ کردن فروش جزوه است. درباره منابع درس تئوری مدیریت در صفحهٔ اختصاصی تئوری مدیریت صحبت کرده‌ام.

در سال‌های اخیر، سهم مباحث مدیریت منابع انسانی و سیستم‌ها حداقلی شده است و طراحی بیشتر تست‌ها مبتنی بر مباحث تئوری و طراحی سازمان، و رفتار سازمانی است. حداقل درباره مباحث منابع انسانی و سیستم‌ها توصیه می‌کنم کتاب‌هاب مرجع را مطالعه نکنید و به مطالعه کتاب‌های کنکوری بسنده کنید. درباره درس تئوری مدیریت اکیدا توصیه می‌کنم از جزوه‌های رایج در وب فارسی دوری کنید و فقط و فقط کتاب بخوانید.

به داوطلبان تمام گرایش‌ها، به جز کارآفرینی و مالی، توصیه می‌کنم اولویت درس تئوری مدیریت را حداکثر اصلی (۴۰ تا ۵۰ درصد) و حداقل کمکی (۲۰ تا ۳۰ درصد) تعیین کنند. راستش، جز در موارد خاص، حذف درس تئوری‌های مدیریت را توصیه نمی‌کنم!

اقتصاد خُرد و کلان

درس‌های اقتصاد خُرد و کلان را باید جداگانه تحلیل کنیم. درس اقتصاد کلان، درباره اقتصاد کشور و درس اقتصاد خُرد درباره بنگاه است. بسیار توصیه شده است اقتصاد خُرد را اول بخوانید و بعدتر به اقتصاد کلان فکر کنید. درس‌های اقتصاد خُرد و کلان، هر کدام ۱۰ تست سهم دارند.

اقتصاد کلان، درسی سهل و ممتنع است؛ و هم بخش‌های آسانی دارد که شکارشان ساده است؛ و هم بخش‌هایی دارد که بهتر است چشم‌پوشی کنید. در نقطه مقابل، دَست اقتصاد خُرد در سال‌های اخیر رو شده است و شکار تست‌های این درس برای داوطلبان مدیریت آسان‌تر است. از این رو، برای اولویت‌بندی درس اقتصاد پیشنهاد می‌کنم خُرد و کلان را جداگانه اولویت‌بندی کنید!

این را بگویم که اقتصاد خُرد، کلید موفقیت تمام داوطلبان برای کنکور ارشد مدیریت است. اقتصاد خُرد برای تمام داوطلبان تمام گرایش‌ها می‌تواند کلیدی (۹ تست) یا اصلی (۶ تست) و برای داوطلبانی که به راحتی با درس اقتصاد ارتباط نگرفته‌اند می‌تواند اصلی (۶ تست) یا کمکی (۴ تست) اولویت‌بندی شود. اگر به حذف درس اقتصاد خُرد فکر کنید؛ قهر،‌ قهر تا روز قیامت!

درس اقتصاد کلان، خوراک بچه‌های تغییررشته‌ای اقتصاد است. اگر به عُمق درکِ مفاهیم اقتصاد کلان ایمان دارید؛ می‌توانید اقتصاد کلان را کلیدی اولویت‌بندی کنید. باقی دوستان، اقتصاد کلان را یک مرتبه پایین‌تر از اقتصاد خُرد اولویت‌بندی کنند؛ اما هیچ‌گاه اقتصاد کلان را حذف نکنند؛ مگر در شرایط بسیار بغرنج و بحرانی، آن‌هم با مشورت مشاوری چشم‌پاک که این‌روزها نایاب است!

مدیریت در اسلام

خدا را شاکرم که چارچوب درس مدیریت اسلامی مشخص شده است. درس مدیریت اسلامی برای کنکور ارشد مدیریت فرصت تلقی می‌شود و گمان نمی‌کنم افرادی که درس مدیریت اسلامی را حذف کنند بتوانند از پل صراط به سلامت عبور کنند!

به دوستانم که شما باشید توصیه می‌کنم درس مدیریت اسلامی را اصلی (۳۵ تا ۵۰ درصد) یا کمکی (۲۰ تا ۳۵ درصد) اولویت‌بندی کنید. راستش، توصیه نمی‌کنم درس مدیریت اسلامی را کلیدی اولویت‌بندی کنید. اگر حال و حوصله خواندن درس مدیریت اسلامی را ندارید؛ مجبورید حوصله‌اش را مهیا کنید. در معرفی منابع درس مدیریت اسلامی گفته‌ام که چه کنید!

مدیریت تولید

کارنامه‌های رتبه‌های برتر سال‌های پایانی دهه هشتاد را که بالا و پایین کنید،‌ دست‌گیرتان می‌شود که بیشترشان، درس‌های مدیریت و بازاریابی را حذف می‌کردند. درس مدیریت مالی که از گرایش بازرگانی حذف شد، بازایابی در جایگاه مهم‌ترین درس گرایش بازرگانی جلوس کرد؛ اما مدیریت تولید برای گرایش‌های فناوری اطلاعات و تکنولوژی همچنان مظلوم مانده است. درس مدیریت تولید پیچیده نیست؛ البته چندان خوش‌ظاهر هم نیست؛ اما با ۶۰ تا ۱۰۰ ساعت درس‌خوانی آدمیزادی می‌توانید امتیاز قابل توجهی از این درس شکار کنید. پس، چشم‌ها را درباره مدیریت تولید بشویید و این درس را طور دیگر ببینید!

داوطلبان گرایش‌های صنعتی بهتر است درس مدیریت تولید را کلیدی (۵۵ تا ۷۰ درصد) یا اصلی (۴۰ تا ۵۵ درصد) اولویت‌بندی کنند. داوطلبان گرایش‌های فناوری اطلاعات و تکنولوژی نیز بهتر است درس مدیریت تولید را اصلی (۴۰ تا ۵۵ درصد) اولویت‌بندی کنند. توصیه می‌کنم درس مدیریت تولید را حذف نکنید که دلم می‌گیرد!

ریاضی و آمار

یکی دو سالی می‌شود که تست‌های ریاضی و آمار، آدمیزادی‌ترین تست‌های کنکور ارشد مدیریت هستند. خوبی درس ریاضی آن است که داوطلبان می‌دانند با صرف وقت به نتیجه می‌رسند. درباره هیچ‌یک از درس‌های مدیریت، جز ریاضی و آمار، نمی‌شود چنین احتمال موفقیت بالایی را مطرح کرد. دِل دیگر درس‌های کنکور ارشد مدیریت بسوزد که چنین ویژگی مهمی ندارند!

ریاضی و آمار را مطلقاً حذف نکنید، مگر اینکه واقعا، واقعا، و واقعا ریاضی یا آمارتان بلنگد. برخی داوطلبان، درس ریاضی و آمار را نه به علت ناتوانی که، به علت ترس و تصور نادرست‌شان حذف می‌کنند. شکر خدا، بهترین و پخته‌ترین منابع کنکور برای همین دو درس مهیا شده است که به‌طور مفصل درباره‌ منابع درس‌های ریاضی و آمار صحبت کرده‌ام.

نکته! در شگفتم از داوطلبانی که ریاضی و آمار را حذفیده‌اند، اما بر مطالعه پژوهش عملیاتی اصرار دارند. با خودتان صریح و صادق باشید و بدانید که با صرف وقت کافی می‌توانید امتیازی مطلوب از درس ریاضی و آمار بگیرید. پس، پژوهش را حذف، و ریاضی و آمار را به مدار درس‌خوانی‌تان بازگردانید!

بازاریابی

گذشت روزگاری که داوطلبان با خواندن تست‌های کنکور سال‌های قبل درس بازاریابی می‌توانستند حوالی ۶۰ درصد امتیاز بگیرند. حال و هوای بازاریابی تغییر کرده است. هم ادبیات تست‌ها تغییر کرده است، و هم منابع تازه‌تری مانند مدیریت بازاریابی کاتلر و بازاریابی لنکستر و مسینگ‌هام مطرح شده‌اند. از این رو، درس بازاریابی را باید جدی و آدمیزادی بخوانید!

پیش‌تر گفته‌ام که احمقانه‌ترین کار، خرید و مطالعه ترجمه فارسی کتاب بازاریابی لنکستر و مسینگ‌هام با ترجمه شگفت‌انگیز! دکتر نوروزی است. البته پیشنهاد می‌کنم بروید کتاب را بخرید و صبرتان را با مطالعه ۱۰۰ صفحه اول امتحان کنید. کار احمقانه‌تر را جزوه‌سازان می‌کنند که قول داده‌اند خط‌‌به‌خط کتاب را بخوانند و جزوه‌ای فاخر منتشر کنند. خدا شفا عنایت کندشان!

درس بازاریابی بدون‌شک برای داوطلبان گرایش بازرگانی، باید و باید کلیدی اولویت‌بندی شود. درس بازاریابی برای گرایش‌های فناوری اطلاعات و کارآفرینی و منابع انسانی هم مهم است؛ و توصیه می‌کنم درس را اصلی یا کمکی اولویت‌بندی کنند!

در صفحه اختصاصی درس بازاریابی به‌طور مفصل درباره منابع صحبت کرده‌ام!

زبان انگلیسی

ضریب ۳ درس زبان انگلیسی وسوسه‌انگیز و فریبنده است. از مشاوران، بسیار شنیده‌ام و حتم دارم که شما هم شنیده‌اید که بیشتر داوطلبان کنکور ارشد، درس زبان را حذف می‌کنند؛ پس، درس زبان فرصتی فوق‌العاده است و حتی زدن ۱۰ درصد هم رتبه داوطلب را به‌طور چشم‌گیری شگفت‌‌انگیزی بهتر می‌کند. آیا این پرسش در ذهن‌تان شکل نگرفته است که چرا بسیاری از داوطلبان کنکور ارشد، درس زبان را بی‌خیال می‌شوند؟ مرض که ندارند چنین فرصت بی‌نظیری را از کف بدهند. پس باید دلیل یا علتی منطقی را در پسِ رفتارشان جستجو کنیم!

درس زبان انگلیسی بعد از درس ریاضی و آمار، تکلیف‌روشن‌ترین درس کنکور ارشد است. در درس ریاضی و آمار می‌دانید که اگر آدمیزادی بخوانید، نتیجه معقولی کسب می‌کنید. در درس زبان انگلیسی هم بدانید بهتر است که اگر آدمیزادی بخوانید، یقینا بخش قابل توجهی از امتیازها را نمی‌گیرید؛ مگر آنکه پایه زبان‌تان متوسط به بالا باشد.

بین خودم و خودتان بماند که برای نمره‌گیری از واژگان، می‌توانید تمام واژگان کتاب زیر ذره‌بین را حفظ کنید، اما لزوما نمی‌توانید امتیازگیری کنید؛ مگر آنکه پایه زبان‌تان خوب باشد تا منظور تست را به دُرستی درک و به دُرستی پاسخ دهید. تمرکز و تمرین بر درس‌های ریاضی و آمار شما را می‌توانید ظرف دو ماه از صفر به ۳۰ تا ۴۰ درصد برساند که فوق‌العاده است. اما پاسخ‌گویی به چهار یا پنج تست واژگان،‌ نیازمند ماه‌ها ممارست است. شاید شدنی باشد، اما به صرفه و صلاح داوطلب نیست!

موضوع گرامر که بسیار مخاطره‌آمیزتر است. بیشتر اساتید درس زبان تأکید می‌کنند که در مواجهه با پنج تست گرامر به حداکثر به سه تست بسنده کنید؛ چرا که احتمال بروز خطا بسیار است. نه اینکه نمی‌شود پنج تست را درست پاسخ داد که می‌شود؛ اما احتمال نمره منفی در این بخش بسیار بالاست!

می‌ماند زبان تخصصی که نیازمند دانشی متوسطی درباره واژگان و درک متن‌های انگلیسی است. راستش با استفاده از برخی تکنیک‌ها که در قاطبه کتاب‌ها درباره‌شان صحبت شده است چهار پنج تست را می‌شود شکار کرد؛ اما داوطلبان هوشمند، در این داستان باید صرفه و صلاح‌شان (هزینه و فایده) را ارزیابی کنند. همین است که تأکید می‌کنم اگر پایه زبان‌تان متوسط یا متوسط به بالا نیست، از درس زبان انگلیسی چشم‌پوشی کنید و ۱۰۰ تا ۲۰۰ ساعتی را که قرار است حرام زبان کنید، به درس‌های دیگر هدیه کنید!

و آخر اینکه، منحنی یادگیری درس زبان، بسیار تخت و کُند است. این منحنی را با فلش‌کارت و کدینگ و مدلینگ و زورینگ و کودینگ و پولینگ و بولینگ و دیگر تکنیک‌های احمقانه یا روشنفکرانه نمی‌شود بالا کشید. اگر هم بتوانید ۱۰ تا ۲۰ درصد امتیاز شکار کنید، وقت‌تان را تلف کرده‌اید؛ شاید با همین وقت بتوانید دو برابر همین امتیاز را با درد و خون‌ریزی کمتر از درس‌های دیگر کسب کنید!

به همین بسنده می‌کنم که امیرحسین مردانی (۱۰ تکنولوژی) و سروش عبدالله‌زاده (۵۰ شهری) و برخی دوستان دیگر که اساتید مطرح دوره‌های تافل و آیلتس هستند، زبان را حوالی ۸۰ درصد زده‌اند. این بزرگواران، نه اینکه لغت یا گرامر نمی‌دانستند که خوب هم می‌دانستند؛ اما تشخیص دادند که نباید با برخی تست‌ها درگیر شوند. من که عاشق تشخیص‌شان هستم!

 

و آخر اینکه …

در نسخه قبلی همین نوشته درباره اهمیت کلاس‌ها و وضعیت خاص برخی درس‌ها هم نوشته بودم که حذف‌شان کردم. شاید لابلای معرفی منابع، مختصری درباره‌شان صحبت کنم!

از هفته آتی به طور مفصل درباره منابع صحبت خواهم کرد. راستش موافق پیشنهاد یک یا چند منبع سنتی و معروف به تمام داوطلبان نیستم. ترجیحم آن است که منابع را متناسب با اولویت درس‌ها معرفی کنم. بیشتر، به اهمیت منابع و به خوبی و بدی‌شان واقفم؛ اما معتقدم و بارها تکرار کرده‌ام که داوطلبان اگر روش درس‌خوانی دُرست را بدانند و اجرا کنند، با منابع متوسط هم می‌توانند رتبه درست و درمانی کسب کنند. هفته آینده مفصل درباره تئوری مدیریت صحبت خواهم کرد!