تحلیل مختصر وضعیت کنکور و مراحل آمادگی برای کنکور ارشد مدیریت ۹۶

تحلیل کُلی کنکور ارشد مدیریت ۹۶

علی‌الظاهر، بازار کنکور ارشد مدیریت ۹۶ زودتر از حد انتظار آغاز شده است؛ و ضرب و زور برخی مؤسسه‌ها، برخی داوطلبان را به صرافت انداخته است که تکلیف‌شان را زودتر با درس‌ها و کتاب‌ها و کلاس‌ها مشخص کنند. پیش‌تر، قصد داشتم درباره برخی تحلیل‌ها و گفته‌ها و رفتارهای سنجیده و نسنجیده، و برخی غرض‌ورزی‌ها و طرح پیشنهادهای احمقانه تلگرامیِ شبه‌مدرس‌ها و جزوه‌سازها بنویسم که راستش، بی‌خیال شدم. حیف عمر است که آدمی این‌ها را بخواند و بخواهد درباره‌شان چیزی بنویسد. راستش، عزمم را برای تبیین داستان کنکور ارشد مدیریت و تنقیح ذهن دوستان جزم کرده‌ام؛ و مفصل درباره جریان کُلی درس‌های ارشد مدیریت خواهم نوشت تا شاید مقداری از رنج دوستان بکاهد و ذهن‌شان را تسکین دهد و کمک‌شان کند مسیر آتی‌شان را با آرامش و اطمینانی بیشتر انتخاب و تجربه کنند. باشد که چنین شود!

تحلیل کُلی درس‌ها

تعداد درس‌هایی که داوطلبان رشته مدیریت باید بخوانند قابل توجه است، و خوب می‌دانم چیدمان‌شان کاری عذاب‌آور و پُرمخاطره است. بین خودمان بماند که رشته مدیریت، هُلوبروتوگلوترین رشته کنکور ارشد است و اگر درس‌ها را به دُرستی انتخاب، و به دُرستی بخوانید، احتمال کسب توفیق‌تان بالاست. کنکور ارشد مدیریت مشتمل بر هشت گرایش بازرگانی، دولتی، آی.تی، صنعتی، تکنولوژی، منابع انسانی، کارآفرینی، و مدیریت مالی است؛ که گرایش مدیریت مالی از اساس با دیگر گرایش‌های مدیریت متفاوت است، و در تحلیل درس‌ها درباره درس‌های تخصصی مدیریت مالی سکوت اختیار می‌کنم. درس‌های ارشد مدیریت نیز مشتمل بر درس‌های عمومی زبان انگلیسی، ریاضی و آمار، مدیریت اسلامی، اقتصاد خرد و کلان، و تئوری‌های مدیریت است؛ و درس‌های تخصصی پژوهش عملیاتی، مدیریت تولید، بازاریابی، منابع انسانی، کارآفرینی، و چند درس دیگر است. اطلاعات درس‌ها در صفحه درس‌ها درج شده است. به تفاوت ضرایب درس‌ها، تعداد تست‌ها و امتیاز هر تست در هر گرایش توجه کنید.

کنکور ارشد، داستان غریبی دارد و حداقل برای یکی دو سال آینده در کانون توجه است. سازمان سنجش، تغییراتی را سالانه در کنکور ارشد اعمال می‌کند که گاهی تمام رشته‌ها، و گاهی برخی رشته‌ها را گرفتار می‌کند. حذف درس مدیریت مالی، و افزایش ضریب درس بازاریابی به ۴ در گرایش بازرگانی؛ و افزودن درس مدیریت اسلامی به درس‌های عمومی ارشد مدیریت؛ و حذف کد رشته ۱۲۶۰ گرایش مدیریت کیفیت و بهره‌وری مهندسی صنایع موجب شد داوطلبان بسیاری به سوی رشته‌های مدیریت (بیشتر گرایش بازرگانی) و مدیریت اجرایی سوق پیدا کنند. کاهش تعداد تست‌ها و آسان‌تر شدن نسبی تست‌های درس ریاضی و آمار، در کنار دشوارتر شدن تست‌های درس پژوهش عملیاتی، و تغییراتی که در منابع درس تئوری‌های مدیریت رخ داد؛ شرایط تازه‌ای را برای داوطلبان رشته مدیریت پدید آورد. اما تجربه ثابت کرده است که داوطلبان کنکور ارشد پوست‌کلفت هستند و بیدی نیستند که به این بادها بلرزند!

تغییر موعد برگزاری کنکور ارشد از بهمن ۹۴ به اردیبهشت ۹۵، و تغییر ناگهانی منبع درس بازاریابی، و آسان‌تر شدن بیشتر تست‌های درس ریاضی و آمار، و تغییر دوباره منبع درس تئوری‌های مدیریت، مهم‌ترین تغییرات کنکور ارشد مدیریت سال قبل بودند. و اما درس‌ها!

پژوهش عملیاتی

قدیم‌ترها، درس پژوهش عملیاتی چندان در کانون توجه اوطلبان نبود. برخی می‌خواندند و بسیاری حذف می‌کردند. بازار درس پژوهش عملیاتی از سال ۹۰ به بعد قدری گرم‌تر شد؛ اما روند مفهومی‌ شُدن‌ تست‌های این درس، در سال‌های ۹۳ و ۹۴ داوطلبان بسیاری را دل‌زده کرد. با این حال،‌ نمی‌دانم چرا برخی مدرسان، مانند دکتر سپندارند و علی‌الخصوص، دکتر یگانه اصرار دارند که پژوهش عملیاتی، درسی استراتژیک و بسیار مهم است! حتی مشاوران خانه مدیریت به هر ضرب و زوری که شده، دانشجویان‌شان را روانه کلاس پژوهش دکتر یگانه می‌کنند؛ اما واقعیت چیز دیگری است. تحلیل‌های آدمیزادی نشان داده است که درس پژوهش عملیاتی چندان به صرفه و صلاح داوطلبان نیست. منحنی یادگیری درس پژوهش عملیاتی کم‌شیب است و ریسک پاسخ‌گویی به تست‌های این درس، بسیار بالاست.

به داوطلبان گرایش‌های بازرگانی اکیدا توصیه می‌کنم این درس را حذف کنند. به داوطلبان گرایش‌های آی.تی و تکنولوژی هم توصیه می‌کنم حتی‌المقدور از این درس چشم پوشی کنند. می‌ماند داوطلبان گرایش صنعتی که باید بیشتر باید در این‌باره فکر کنند؛ چرا که ضریب درس پژوهش عملیاتی ۳ است و نقش مهم‌تری دارد. به همین اکتفا می‌کنم که برخی رتبه‌برترهای صنعتی، درس پژوهش عملیاتی را سفید رها کرده‌اند و هم‌اکنون در دانشگاه تهران درس می‌خوانند!

مطالعه درس پژوهش عملیاتی صرفا برای داوطلبانی مانند دانشجویان مهندسی صنایع یا فارغ‌التحصیلان مدیریت صنعتی مناسب است که مفاهیم درس را پیش‌تر خوانده‌، مسایل درس را به دفعات حل کرده‌، و چندان دغدغه یادگیری ندارند و بیشتر نگران حل تست‌های پیچیده و مفهومی کنکور هستند. به این دسته از دوستان توصیه می‌کنم، درس پژوهش را حداکثر برای ۴۰ تا ۵۰ درصد بخوانند!

تئوری مدیریت

علی‌الظاهر منابع درس تئوری مدیریت، و اندکی هم ادبیات تست‌ها تغییر کرده است؛ که به تصورم فوق‌العاده است. تئوری مدیریت درسی شیرین و سخت است. به تصورم طراحان تست‌ها،‌ در نظر دارند اهمیت قاطبه درس‌ها را با پیچیده کردن مفهومی تست‌ها ارتقا دهند. گفته می‌شود در طراحی بخش قابل وجهی از تست‌های ارشد مدیریت ۹۵ از کتاب خانم «ماری جو هَچ» استفاده شده است. کتاب خانم هَچ، مکتوبی فوق‌العاده زیباست که بار فلسفی دُرست و درمانی دارد. به طور کلی، نوشته‌های افرادی که به نظریه و نظریه‌پردازی علاقمندند سنگین‌تر از عُرف رایج کتاب‌های مدیریت است. درباره کتاب گرت مورگان و استعاره‌های سازمانی هم شایعات بسیاری در بازار مطرح شده است که هدف بیشترشان،‌ ایجاد استرس و داغ کردن فروش جزوه است. درباره منابع درس تئوری مدیریت صحبت خواهم کرد و کتاب اصلی خانم جو هَچ و شاید کتاب جناب گرِت مورگان و البته خلاصه همین کتاب‌ها را تقدیم‌تان خواهم کرد.

در سال‌های اخیر، سهم مباحث مدیریت منابع انسانی و سیستم‌ها حداقلی شده است و طراحی بیشتر تست‌ها مبتنی بر مباحث تئوری و طراحی سازمان، و رفتار سازمانی است. حداقل درباره مباحث منابع انسانی و سیستم‌ها توصیه می‌کنم منابع مرجع را مطالعه نکنید و به مطالعه کتاب‌های مرجع بسنده کنید. درباره درس تئوری مدیریت اکیدا توصیه می‌کنم از جزوه‌های رایج در وب استفاده نکنید و فقط و فقط کتاب بخوانید. هفته آتی درباره کتاب‌هایی که می‌توانند کمک‌تان کنند صحبت خواهم کرد.

به داوطلبان تمام گرایش‌ها، به جز کارآفرینی و مالی، توصیه می‌کنم درس تئوری مدیریت را حداکثر اصلی و حداقل کمکی اولویت‌بندی کنند. قایل به حذف درس تئوری‌های مدیریت نیستم. با مطالعه منبعی که هفته آتی معرفی خواهم کرد، می‌توانید حوالی ۲۵ درصد را شکار کنید!

اقتصاد خُرد و کلان

تست‌های درس اقتصاد می‌رفت که مانند تست‌های درس پژوهش عملیاتی نامردی پیشه کند که نکرد. درس‌های اقتصاد خُرد و کلان را باید جداگانه تحلیل کنیم. درس اقتصاد کلان، درباره اقتصاد کشور و درس اقتصاد خُرد درباره بنگاه‌ها صحبت می‌کند. بسیار توصیه کرده‌اند که اول اقتصاد خُرد را بخوانید و بعدتر به اقتصاد کلان فکر کنید. درس‌های اقتصاد خُرد و کلان، هر کدام ۱۰ تست سهم دارند.

واقعیت این است که درس اقتصاد کلان، سهل و ممتنع است. بخش‌های آسانی دارد که شکارشان ممکن است؛ و بخش‌هایی هم دارد که بهتر است صرف‌نظر شود. در نقطه مقابل، دَست اقتصاد خُرد در سال‌های اخیر رو شده است و شکار تست‌های این درس برای داوطلبان مدیریت محتمل‌تر است. از این رو، برای اولویت‌بندی درس اقتصاد پیشنهاد می‌کنم خُرد و کلان را جداگانه اولویت‌بندی کنید!

این را بگویم که اقتصاد خُرد، کلید موفقیت تمام داوطلبان ارشد مدیریت برای کنکور ارشد مدیریت ۹۶ است. اقتصاد خُرد برای تمام داوطلبان تمام گرایش‌ها می‌تواند کلیدی (۹ تست) یا اصلی (۶ تست) و برای داوطلبانی که به راحتی با درس اقتصاد ارتباط نگرفته‌اند می‌تواند اصلی (۶ تست) یا کمکی (۴ تست) اولویت‌بندی شود. اگر به حذف درس اقتصاد خُرد فکر کنید؛ قهر،‌ قهر تا روز قیامت!

درس اقتصاد کلان، خوراک بچه‌های تغییررشته‌ای اقتصاد است. اگر به عُمق درکِ مفاهیم اقتصاد کلان ایمان دارید؛ می‌توانید اقتصاد کلان را کلیدی اولویت‌بندی کنید. باقی دوستان، اقتصاد کلان را یک مرتبه پایین‌تر از اقتصاد خُرد اولویت‌بندی کنند؛ اما هیچ‌گاه اقتصاد کلان را حذف نکنند؛ مگر در شرایط بسیار بغرنج و بحرانی، آن‌هم با مشورت مشاوری چشم‌پاک که این‌روزها دُرّ نایاب است!

مدیریت در اسلام

خدا را شاکرم که چارچوب تلویحی درس مدیریت اسلامی ظرف یک‌سال گذشته مشخص شده است. البته نباید تأثیر کنکور دکتری را فراموش کنیم که این زمان را کوتاه کرد. پیش از برگزاری کنکور ارشد ۹۶، دو کنکور دکتری دیگر،‌ یکی در آبان و دیگری در اسفند برگزار می‌شود، و تصویر دقیق‌تری از تست‌های درس مدیریت اسلامی و حتی،‌ درس‌های تئوری مدیریت و آمار ترسیم می‌کند. درس مدیریت اسلامی که فضای کنکور سال قبل را ملتهب کرده بود؛ برای کنکور ارشد ۹۶ فرصت تلقی می‌شود و گمان نمی‌کنم افرادی که درس مدیریت اسلامی را حذف کنند بتوانند از پل صراط به سلامت عبور کنند!

به دوستانم که شما باشید توصیه می‌کنم درس مدیریت اسلامی را کلیدی (۶۰ تا ۷۰ درصد) یا اصلی (۴۰ تا ۶۰ درصد) اولویت‌بندی کنید. اگر هم حال و حوصله خواندن درس مدیریت اسلامی را ندارید؛ مجبورید حوصله‌اش را مهیا کنید. در معرفی منابع خواهم گفت چه کنند که بتوانند حداقل امتیاز ممکن را شکار کنند!

مدیریت تولید

کارنامه‌های رتبه‌های برتر سال‌های پایانی دهه هشتاد را که بالا و پایین کنید،‌ دست‌گیرتان می‌شود که بیشترشان، درس‌های مدیریت و بازاریابی را حذف می‌کردند. درس مدیریت مالی که از گرایش بازرگانی حذف شد، بازایابی در جایگاه مهم‌ترین درس جلوس کرد؛ اما مدیریت تولید برای گرایش‌های آی.تی و تکنولوژی همچنان مظلوم مانده است. درس مدیریت تولید پیچیده نیست؛ البته چندان خوش‌ظاهر هم نیست؛ اما با ۴۰ تا ۶۰ ساعت درس‌خوانی آدمیزادی می‌توانید امتیاز قابل توجهی از این درس شکار کنید. پس، چشم‌ها را درباره مدیریت تولید بشویید و این درس را طور دیگر ببینید!

داوطلبان گرایش‌های صنعتی، آی.تی و تکنولوژی بهتر است درس مدیریت تولید را کلیدی (۵۵ تا ۷۰ درصد) یا اصلی (۴۰ تا ۵۵ درصد) اولویت‌بندی کنند. برادرانه توصیه می‌کنم درس مدیریت تولید را حذف نکنید که دلم می‌گیرد!

ریاضی و آمار

خداوند متعال  اجر و منزلت طراحان تست‌های ریاضی کنکور ارشد مدیریت را بیشتر کند که در این محدودیت‌ها، هر سال، در موعد مقرر، سر قول‌شان هستند و از ذهن‌شان تست‌ دَر می‌کنند و تحویل سنجش می‌دهند. یکی دو سالی می‌شود که تست‌های ریاضی، آدمیزادی‌ترین تست‌های کنکور ارشد مدیریت هستند. خوبی درس ریاضی آن است که داوطلبان می‌دانند با صرف وقت به نتیجه می‌رسند. درباره هیچ‌یک از درس‌های مدیریت، جز ریاضی و آمار، نمی‌شود چنین احتمال موفقیت بالایی را مطرح کرد. دِل دیگر درس‌های کنکور ارشد مدیریت بسوزد که چنین ویژگی مهمی ندارند!

ریاضی و آمار را مطلقا حذف نکنید، مگر اینکه واقعا، واقعا، و واقعا ریاضی یا آمارتان بلنگد. برخی داوطلبان، درس ریاضی و آمار را نه به علت ناتوانی که، به علت تصویر نادرستی که از این درس‌ها در ذهن‌تان ترسیم کرده‌اند حذف می‌کنند. شکر خدا، بهترین و پخته‌ترین منابع کنکور برای همین دو درس مهیا شده است که درباره‌شان صحبت خواهم کرد.

نکته! هستند دوطلبانی که بر مطالعه پژوهش عملیاتی اصرار دارند و هم‌زمان، درس ریاضی و آمار را حذفیده‌اند. از آن کارهای عجیب و غریب است که فقط در کنکور مدیریت رؤیت می‌شود. با خودتان صریح و صادق باشید و بدانید که با صرف وقت کافی می‌توانید امتیازی مطلوب از درس ریاضی و آمار بگیرید. پس، پژوهش را حذف، و ریاضی و آمار را به مدار درس‌خوانی‌تان بازگردانید!

بازاریابی

وضعیت درس بازاریابی تازه دارد جالب می‌شود. گذشت روزگاری که با خواندن تست‌های کنکور سال‌های قبل می‌شد حوالی ۶۰ درصد امتیاز گرفت. حال و هوای بازاریابی تغییر کرده است. هم ادبیات تست‌ها تغییر کرده است، و هم منابع تازه‌تری مانند مدیریت بازاریابی کاتلر و بازاریابی لنکستر و مسینگ‌هام مطرح شده‌اند. از این رو، درس بازاریابی را باید جدی و آدمیزادی بخوانید!

به دوستان نزدیکم گفته‌ام که احمقانه‌ترین کار ممکن، خرید و مطالعه ترجمه فارسی کتاب بازاریابی لنکستر و مسینگ‌هام با ترجمه شگفت‌انگیز! دکتر نوروزی است. البته پیشنهاد می‌کنم بروید کتاب را بخرید و صبرتان را با مطالعه ۱۰۰ صفحه اول امتحان کنید. کار احمقانه‌تر را جزوه‌سازان می‌کنند که قول داده‌اند خط‌ به خط کتاب را بخوانند و جزوه‌ای فاخر به قیمت … منتشر کنند. خدا شفا عنایت کند!

درس بازاریابی بدون‌شک برای داوطلبان گرایش بازرگانی، باید و باید کلیدی اولویت‌بندی شود. درس بازاریابی برای گرایش‌های آی.تی و کارآفرینی و منابع انسانی هم مهم است؛ و توصیه می‌کنم درس را اصلی یا کمکی اولویت‌بندی کنند!

بعدتر که درباره منابع صحبت کنم، خواهم گفت که چه چیزی را، چگونه بخوانید؛ و آیا کلاس رفتن کمک‌تان می‌کند یا …!

زبان انگلیسی

ضریب ۳ درس زبان انگلیسی بسیار وسوسه‌انگیز و فریبنده است. چه بسیار مشاورانی که گرفتار شده‌اند. از مشاوران، بسیار شنیده‌ام و حتم دارم که شما هم شنیده‌اید که بیشتر داوطلبان کنکور ارشد، درس زبان را حذف می‌کنند؛ پس، درس زبان یک فرصت فوق‌العاده است و حتی زدن ۱۰ درصد هم رتبه داوطلب را به طور شگفت‌‌انگیزی بهتر می‌کند. آیا این پرسش در ذهن‌تان شکل نگرفته است که چرا بسیاری از داوطلبان کنکور ارشد، درس زبان را بی‌خیال می‌شوند؟ مرض که ندارند چنین فرصت بی‌نظیری را از کف بدهند. پس باید دلیل یا علتی منطقی را در پسِ این رفتار جستجو کنیم!

صرف‌نظر از برخی رفتارهای غریب که در کنکورها شاهد هستیم؛ درس زبان انگلیسی بعد از درس ریاضی و آمار، تکلیف‌روشن‌ترین درس کنکور ارشد است. در درس ریاضی و آمار می‌دانید که اگر آدمیزادی بخوانید، نتیجه معقولی کسب می‌کنید. در درس زبان انگلیسی هم بدانید بهتر است که اگر آدمیزادی بخوانید، یقینا بخش قابل توجهی از امتیازها را نمی‌گیرید؛ مگر آنکه پایه زبان‌تان متوسط به بالا باشد.

بین خودم و خودتان بماند که برای نمره‌گیری از واژگان، می‌توانید تمام واژگان کتاب زیر ذره‌بین را حفظ کنید، اما لزوما نمی‌توانید امتیازگیری کنید؛ مگر آنکه پایه زبان‌تان خوب باشد تا منظور تست را به دُرستی درک و به دُرستی پاسخ دهید. تمرکز و تمرین بر درس‌های ریاضی و آمار شما را می‌توانید ظرف دو ماه از صفر به ۳۰ تا ۴۰ درصد برساند که فوق‌العاده است. اما پاسخ‌گویی به چهار یا پنج تست واژگان،‌ نیازمند ماه‌ها ممارست است. شاید شدنی باشد، اما به صرفه و صلاح داوطلب نیست.

موضوع گرامر که بسیار مخاطره‌آمیزتر است. بیشتر اساتید درس زبان تأکید می‌کنند که در مواجهه با پنج تست گرامر به حداکثر به سه تست بسنده کنید؛ چرا که احتمال بروز خطا بسیار است. نه اینکه نمی‌شود پنج تست را درست پاسخ داد که می‌شود؛ اما احتمال نمره در این بخش بسیار بالاست!

می‌ماند زبان تخصصی که نیازمند دانشی متوسطی درباره واژگان و درک متن‌های انگلیسی است. راستش با استفاده از برخی تکنیک‌ها که در قاطبه کتاب‌ها درباره‌شان صحبت شده است می‌شود چهار پنج تست را شکار کرد؛ اما داوطلبان هوشمند، در این داستان باید صرفه و صلاح‌شان (هزینه و فایده) را ارزیابی کنند. همین است که تأکید می‌کنم اگر پایه زبان‌تان متوسط یا متوسط به بالا نیست، از درس زبان انگلیسی چشم‌پوشی کنید و ۱۰۰ تا ۲۰۰ ساعتی را که قرار است حرام زبان کنید، به درس‌های دیگر هدیه کنید!

و آخر اینکه، منحنی یادگیری درس زبان، بسیار تخت و کُند است. این منحنی را با فلش‌کارت و کدینگ و مدلینگ و زورینگ و کودینگ و پولینگ و بولینگ و دیگر تکنیک‌های احمقانه یا روشنفکرانه نمی‌شود بالا کشید. اگر هم بتوانید ۱۰ تا ۲۰ درصد امتیاز شکار کنید، وقت‌تان را تلف کرده‌اید؛ شاید با همین وقت بتوانید دو برابر همین امتیاز را با درد و خون‌ریزی کمتر از چند درس دیگر کسب کنید!

به همین بسنده می‌کنم که امیرحسین مردانی (۱۰ تکنولوژی) و سروش عبدالله‌زاده (۵۰ شهری) و برخی دوستان دیگر که اساتید مطرح دوره‌های تافل و آیلتس هستند، زبان را حوالی ۸۰ درصد زده‌اند. این بزرگواران، نه اینکه لغت یا گرامر نمی‌دانستند که خوب هم می‌دانستند؛ اما تشخیص دادند که نباید با برخی تست‌ها درگیر شوند. من که عاشق تشخیص‌شان هستم!

گـرایـش‌‌ها و درس‌هـا

چند درس را برای کنکور ارشد مدیریت ۹۶ باید بخوانم؟ آیا باید تمام درس‌های گرایش را بخوانیم؟ آیا نمی‌شود برخی‌شان را نخوانیم؟ آیا تمام درس‌ها را باید در یک سطح بخوانیم؟ نمی‌شود برخی را برای سه چهار تست بخوانیم؟

ساده پاسخ می‌دهم که تمام درس‌های گرایش انتخابی‌تان را می‌توانید در سطح عالی بخوانید. حتی ممکن است برخی مفاهیم برخی درس‌ها مسلط باشید؛ اما بدانید، چیزی که شما را به انتخاب تعداد مشخصی درس محدود کرده است، محدودیت ۱۵۰ دقیقه‌ای کنکور ارشد مدیریت است. قدیم‌ترها که زمان کنکور ۱۸۰ دقیقه بود، انتخاب درس‌های متعدد ممکن و منطقی بود؛ اما، کنکور ارشد مدیریت تا اطلاع ثانوی ۱۵۰ دقیقه‌ است؛ و اگر اتلاف‌های زمانی مانند سیاه‌سازی خانه‌های پاسخ‌نامه با مداد نرم مشکی، و نوشیدن ساندیس، و نفس کشیدن،‌ نگاه‌های عمیق به تست‌ها، و سپس خیره‌شدن به در و دیوار، و گیج‌زدن‌های معمول داوطلبان را در محاسبه‌مان لحاظ کنیم؛ زمان واقعی کنونی حوالی ۱۲۰ تا ۱۳۰ دقیقه است. پس، تعداد درس‌های انتخابی‌مان باید با ۱۲۰ دقیقه کنکور ارشد مدیریت متناسب باشد. به نظرتان در محدوده ۱۲۰ دقیقه‌ای درباره چند تست می‌شود به نتیجه رسید؟ منظورم از «به نتیجه رسید» یعنی متن تست را بخوانید، موضوع تست را درک کنید، و برای پاسخ‌گویی تلاش کنید؛ که گاه، تلاش‌تان منجر به نتیجه مطلوب می‌شود که پاسخ را متکبرانه در بطن پاسخ‌نامه وارد می‌کنید؛ و گاه دست‌گیرتان می‌شود که باید تست را رها کنید؛ و گاه، بین دو گزینه مردد می‌مانید و همین‌طور وقت‌تان هدر می‌ورد و به نتیجه نمی‌رسید و اصرار دارید که به نتیجه برسید. به طور مثال، گاهی می‌توانید یک تست ریاضی را به درستی حل کنید، اما هوشمندی می‌کنید و جای حل درست یک تست که ممکن است سه چهار دقیقه از وقت‌تان برباید، همان را برای چند تست مفهومی خرج می‌کنید. کیفیت این‌گونه انتخاب‌هاست که داوطلبان را متمایز می‌کند!

برای لحظاتی، از درس‌های تخصصی چشم‌پوشی کنیم و فکر کنیم که کنکور ارشد فقط از پنج درس عمومی تشکیل شده است. فعلا کار چندانی به تعداد درس‌ها ندارم؛ و قصدم، تخمین تعداد تست‌هایی است که در ۱۲۰ دقیقه می‌شود بررسی‌شان کرد. تراز علمی داوطلبان برای کسب رتبه دو رقمی در گرایش بازرگانی، آی.تی، تکنولوژی و مدیریت دولتی که ضریب‌های درس‌های عمومی‌شان برابر است، بین ۳۸ تا ۴۰ درصد است؛ و شما باید درس‌های زبان، ریاضی و آمار، مدیریت اسلامی،  اقتصاد، و تئوری مدیریت را به طور متوسط بین ۵۵ تا ۶۰ درصد بزنید تا تراز علمی‌‌تان حوالی ۴۰ درصد شود. درس‌های عمومی در مجموع ۱۱۵ دارند؛ و شما برای تحقق تراز علمی ۴۰ درصد، باید حوالی ۷۰ تست را دُرست بزنند. در واقعیت، پاسخ برخی تست‌ها غلط می‌شوند؛ پس باید حوالی ۸۰ تا ۹۰ تست را بزنید تا معادل ۷۰ تست دُرست امتیاز بگیرید و اثر نمره منفی تست‌های غلط را بزدایید. در این داستان فرضی، دست‌گیرمان شد که سقف تعداد تست‌هایی که می‌توانید در زمان اسمی ۱۵۰ دقیقه یا زمان واقعی ۱۲۰ دقیقه بزنید حوالی از ۹۰ تست است.

راستش، افزودن درس‌های بیشتر، تنوع و تفاوت درس‌ها و تست‌ها را بیشتر می‌کند. مغزتان برای پاسخ‌گویی به تست‌های متنوعی که زمین تا آسمان متفاوت‌اند، باید به طور مستمر از وضعیتی به وضعیتی دیگر سوئیچ کند. دانشمندان کشف کرده‌اند که سوئیچ کردن پیاپی از این موضوع به موضوعی دیگر، فشار قابل توجهی بر مغز وارد می‌کند؛ که در بلندمدت،‌ کارایی مغزتان را به شدت کاهش می‌دهد. به بیان دیگر عملکرد مغز در نیم‌ساعت اول کنکور با نیم‌ساعت‌های بعدی برابر نیست و هر چه به پایان زمان آزمون نزدیک می‌شوید، کارایی مغزتان کمتر می‌شود!

راستش، می‌خواهم تلخ صحبت کنم و بگویم که زمان واقعی کنکور ارشد مدیریت، به علت کاهش کارایی مغز در یک‌ساعت پایانی، حوالی ۱۰۰ دقیقه است و در این مدت، حداکثر می‌توانید به ۷۰ تا ۷۵ تست فکر کنید، و نباید و نباید و نباید غلط بزنید؛ چرا که فرصت جبران ندارید. همین است که سقف تراز علمی رتبه‌های برتر کنکور ارشد مدیریت از حوالی ۶۰ درصد فراتر نمی‌رود!

مبتنی بر همین گزاره‌هاست که بر انتخاب تعداد درس‌ها حساسیت دارم؛ و توصیه می‌کنم که در تنوع سبد درس‌ها زیاده‌روی نکنید. خوب می‌دانم که در خواندن‌ درس‌های متنوع مشکلی ندارید؛ اما محدودیت‌های مغز و مدت‌زمان برگزاری آزمون را باید در انتخاب تعداد درس‌ها لحظ کنید. پیشنهاد می‌کنم تعداد درس‌هایی که انتخاب می‌کنید نه آن‌قدر کم باشد که ریسک‌تان را زیاد کند، و نه آن‌قدر زیاد که کارایی‌تان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

به تمام داوطلبانی که برای رتبه‌های تک‌رقمی یا دو رقمی تلاش می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم تمام درس‌های عمومی و یک درس تخصصی را انتخاب و اولویت‌بندی کنند.

به تمام داوطلبانی که برای رتبه‌های سه‌رقمی مرغوب (۱۰۰ تا ۳۰۰) تلاش می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم چهار درس عمومی و یک درس تخصصی را انتخاب و اولویت‌بندی کنند. انتخاب درس‌های بیشتر، تمرکزشان را مختل می‌کند و ممکن است رتبه‌شان را به طور معنادار جابجا کند.

به تمام داوطلبانی که برای رتبه‌های سه‌رقمی (۳۰۰ تا ۱۰۰۰) تلاش می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم کلا چهار درس را انتخاب و اولویت‌بندی کنند. کسب رتبه در این محدوده به سهولت با همین چهار درس ممکن است.

به داوطلبانی که برای رتبه‌های چهار رقمی (۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰) تلاش می‌کنند پیشنهاد می‌کنم کلا سه درس را انتخاب و اولویت‌بندی کنند. کسب رتبه چهار رقمی، با همین سه درس ممکن است!

یک یا چنـد گـرایش

پیش از انتخاب درس‌ها باید گرایش مطلوب‌تان را انتخاب کنید. برخی دوستان تکلیف‌شان را با خودشان تعیین کرده‌اند و صرفا بر یک گرایش تمرکز می‌کنند که کاری درست و منطقی است. دوستانی که فقط یک گرایش را انتخاب می‌کنند، بیشتر بر درس‌های تخصصی تمرکز می‌کنند؛ و کنکور که برگزار، و کارنامه‌ها منتشر می‌شود، رتبه‌شان در گرایش دلخواه‌شان تفاوت فاحشی با رتبه‌شان در گرایش‌های دیگر دارد. به بیان دیگر، صرفا در گرایش مطلوب‌شان، فرصت انتخاب دارند. این مسأله برای داوطلبی که فقط به یک گرایش فکر می‌کند اصلا و ابدا مهم نیست؛ اما به تجربه دیده‌ام که برخی داوطلبان در هنگام انتخاب رشته، آرزو می‌کردند که کاش در دیگر گرایش‌ها نیز فرصت انتخاب داشتند. اگر تک‌گرایشی هستید که آفرین بر شما؛ اما اگر به چند گرایش فکر می‌کنید توصیه می‌کنم پاراگراف‌های بعدی را دقیق بخوانید:

اگر طالب گرایش‌های متعدد هستید، بهتر است بر درس‌های عمومی تمرکز کنید؛ و تلاش کنید اصل امتیاز لازم برای کسب رتبه را با درس‌های عمومی تأمین کنید؛ و از درس‌ تخصصی برای تمایز در رتبه استفاده کنید.

توصیه دیگرم به طالبان چند گرایشی آن است که یکی از درس‌های مشترک گرایش‌ها را انتخاب کنید و بر آنها تمرکز کنند. به طور مثال، داوطلبانی که علاقه مشترکی به گرایش‌های بازرگانی، صنعتی، آی.تی و تکنولوژی دارند می‌توانند تمام درس‌های عمومی را همراه با درس‌های تخصصی مدیریت تولید و بازاریابی مطالعه کنند. درس مدیریت تولید، وضعیت‌شان را در گرایش‌های صنعتی و تکنولوژی و آی.تی ارتقا می‌دهد؛ و درس بازاریابی، وضعیت‌شان را در گرایش‌های بازرگانی و آی.تی و کارآفرینی ارتقا می‌دهد!

به طور کلی، حواس‌تان باشد که توجه به چند گرایش، هزینه تمرکزتان را بیشتر می‌کند. بهترین راه، تمرکز بر درس‌های عمومی و انتخاب یک درس تخصصی است!

ترکیب درس‌هـا

هم‌اکنون می‌دانید کدام درس‌ها را باید بخوانید؛ و در این گام، باید درس‌ها را اولویت‌بندی کنید. اگر با روش اولویت‌بندی ارشدباز آشنا نیستید، روش اولویت‌بندی اولیه درس‌ها را از ستون کناری وب‌سایت بخوانید و درس‌ها را به همان روشی که معرفی شده است اولویت‌بندی کنید. بسم‌الله!

پندار قاطبه داوطلبان این‌ است که برای کسب رتبه درست و درمان، تمام درس‌ها را باید در بالاترین سطح بخوانند و امتیازگیری کنند. داستان کنکور ارشد مدیریت اصلا و ابدا این‌گونه نیست. کنکور ارشد، هماوردی رقابتی است، و داوطلبانی بهترین رتبه‌ها را شکار می‌کنند که درس‌ها را هوشمندانه انتخاب می‌کنند و از هرکدام، به قدر کفایت امتیاز می‌گیرند. انتخاب هوشمندانه درس‌ها، یعنی تمام درس‌ها را در یک سطح نخوانیم. برخی‌شان را باید از گردونه کنکور بیرون کنیم؛ که اگر حذف‌شان نکنیم، بعدتر گرفتارمان می‌کنند و فرصت‌های نازنین‌مان را بی‌رحمانه می‌سوزانند. حال، کدام‌یک از درس‌ها را باید حذف کنیم؟

هم‌اکنون تعدادی درس در سبد درس‌ها دارید که باید در چهار دسته کلیدی، اصلی، کمکی (پشتیبان) و تعلیقی اولویت‌بندی‌شان کرده باشید. اولویت‌بندی اولیه درس‌ها را باید هر چهار یا شش هفته یک‌بار تجدید کنید؛ و اگر درسی برای چهار پنج مرتبه پیایی در دسته تعلیقی‌ها جای گرفت، د‌ل‌تان را صاف کنید و عزم‌تان را برای حذف درس جزم کنید. صرف‌نظر از درس‌های تعلیقی، حداقل پنج و حداکثر هفت درس را در دسته‌های کلیدی و اصلی و کمکی (پشتیبان) برای خواندن هدف‌گیری کرده‌اید. خوب می‌دانم برخی دوستان در انتخاب درس‌ها به روش اولویت‌بندی ارشدباز بسنده نمی‌کنند. راستش، مشکلی با این داستان ندارم و حتی موافقم که این اتفاق رخ دهد؛ چرا که داوطلبان باید وقت‌شان را صرف درس‌هایی کنند که می‌پسندند؛ و لزوما پسندشان با نتیجه اولویت‌ها مشابه نیست؛ اما الویت‌بندی مذبور، چشم‌اندازی درباره درس‌ها و تصورات‌شان ترسیم می‌کند!

شرایط بازار را به خوبی رصد می‌کنم و شاهدم که برخی مدرسان و حتی مؤسسه‌ها، فراوان برخی درس‌ها را تبلیغ می‌کنند و درصدهای ۶۰ تا ۷۰ درصد برخی رتبه‌ها را به رخ مخاطبان می‌کشند تا به داوطلبان القا کنند که فلان درس، بی‌نهایت مهم و استراتژیک است؛ حال آنکه متوسط درصد ۲۰۰ یا حتی ۱۰۰ رتبه‌ برتر، و درصدهای منفی بیشتر داوطلبان، و دشواری فهم درس، و زمان قابل توجه برای پاسخ‌گویی، و پارامترهای دیگر را که بی‌طرفانه تحلیل کنیم؛ دست‌گیرمان می‌شود که خواندن درس فلان برای قاطبه داوطلبان اتفاقا مخاطره‌آمیز است!

به دوستانم توصیه می‌کنم در اولویت‌بندی درس‌ها به این نکته توجه داشته باشند که برای یادگیری مفاهیم و مهارت‌ورزی در پاسخ‌گویی به تست‌ها باید زمان قابل توجهی صرف کنند. سرعت یادگیری در برخی درس‌ها سریع‌تر است و در برخی‌شان سخت‌تر است. از این رو، به صرفه و صلاح‌تان است که بیشتر بر درس‌هایی تمرکز کنید که خودتان را مستعدتر می‌دانید و با تلاشی کمتر می‌توانید نتیجه‌ای بهتر کسب کنید. خواهش می‌کنم درس‌ها را مبتنی بر تأکید فلان مدرس، و جَـو بهمان مشاور، و به هزار و یک ضرب و زور در سبد درس‌ها نگنجانید. گرهی را که با دست می‌توان گشود به دندان نسپارید!

پس، تا اینجا، دست‌گیرتان شده است که گرایش‌ مطلوب‌تان چیست و کدام درس‌ها را باید در چه سطحی بخوانید. دو گام دیگر را که طی کنید، برای درس‌خوانی و آغاز پروژه کنکور ارشد مدیریت آماده خواهید شد!

گام بعدی، انتخاب منابع و چگونگی خواندن‌شان است که از هفته آتی، هر هفته درباره یک درس صحبت خواهم کرد!

و گام آخر، روش درس‌خوانی است که اگر چگونگی خواندن دُرست درس‌ها را ندانید، نمی‌توانید هدف‌ها و برنامه درسی‌تان را محقق کنید. نمی‌گویم به رتبه نمی‌رسید که دوستان‌تان در سال‌های گذشته با همین روش‌های فشل، خوانده‌اند و رتبه گرفته‌اند. اما با تلاش کمتر، و لذت بیشتر هم می‌شود خواند و نه تنها رتبه گرفت که، حتی تراز کنکور را هم جابجا کرد!

 و آخر اینکه …

در نسخه قبلی همین نوشته درباره اهمیت کلاس‌ها و وضعیت خاص برخی درس‌ها هم نوشته بودم که حذف‌شان کردم. شاید لابلای معرفی منابع، مختصری درباره‌شان صحبت کنم!

از هفته آتی به طور مفصل درباره منابع صحبت خواهم کرد. راستش موافق پیشنهاد یک یا چند منبع سنتی و معروف به تمام داوطلبان نیستم. ترجیحم آن است که منابع را متناسب با اولویت درس‌ها معرفی کنم. بیشتر، به اهمیت منابع و به خوبی و بدی‌شان واقفم؛ اما معتقدم و بارها تکرار کرده‌ام که داوطلبان اگر روش درس‌خوانی دُرست را بدانند و اجرا کنند، با منابع متوسط هم می‌توانند رتبه درست و درمانی کسب کنند. هفته آینده مفصل درباره تئوری مدیریت صحبت خواهم کرد!