مختصری درباره تعداد و ترکیب درس‌ها متناسب با گرایش‌ها

انتخاب درس‌ها

چند درس را برای کنکور ارشد مدیریت باید بخوانم؟ آیا باید تمام درس‌های گرایش را بخوانیم؟ آیا نمی‌شود برخی‌شان را نخوانیم؟ آیا تمام درس‌ها را باید در یک سطح بخوانیم؟ نمی‌شود برخی را برای سه چهار تست بخوانیم؟

ساده پاسخ می‌دهم که تمام درس‌های گرایش انتخابی‌تان را می‌توانید در سطح عالی بخوانید. حتی ممکن است برخی مفاهیم برخی درس‌ها مرا سلط باشید؛ اما بدانید، چیزی که شما را به انتخاب تعداد مشخصی درس محدود کرده است، محدودیت ۱۵۰ دقیقه‌ای کنکور ارشد مدیریت است. قدیم‌ترها که زمان کنکور ۱۸۰ دقیقه بود، انتخاب درس‌های متعدد ممکن و منطقی بود؛ اما، کنکور ارشد مدیریت تا اطلاع ثانوی ۱۵۰ دقیقه‌ است؛ و اگر اتلاف‌های زمانی مانند سیاه‌سازی خانه‌های پاسخ‌نامه با مداد نرم مشکی، و نوشیدن ساندیس، و نفس کشیدن،‌ نگاه‌های عمیق به تست‌ها، و سپس خیره‌شدن به در و دیوار، و گیج‌زدن‌های معمول داوطلبان را در محاسبات‌مان لحاظ کنیم؛ زمان واقعی کنونی کمتر از ۱۲۰ دقیقه است. پس، تعداد درس‌های انتخابی‌مان باید با ۱۲۰ دقیقه کنکور ارشد مدیریت متناسب باشد. به نظرتان در محدوده ۱۲۰ دقیقه‌ای درباره چند تست می‌شود به نتیجه رسید؟

منظورم از «به نتیجه رسید» یعنی متن تست را بخوانید، موضوع تست را درک کنید، و برای پاسخ‌گویی تلاش کنید؛ که گاه، تلاش‌تان منجر به نتیجه مطلوب می‌شود و پاسخ را متکبرانه در بطن پاسخ‌نامه وارد می‌کنید؛ و گاه دست‌گیرتان می‌شود که باید تست را رها کنید؛ و گاه، بین دو گزینه مردد می‌مانید و همین‌طور وقت‌تان هدر می‌رود و به نتیجه نمی‌رسید و اصرار دارید که به نتیجه برسید. برای مثال، گاهی می‌توانید یک تست ریاضی را به درستی حل کنید، اما هوشمندی می‌کنید و جای حل درست یک تست که ممکن است سه چهار دقیقه از وقت‌تان برباید، همان را خرج چند تست مفهومی می‌کنید. کیفیت این‌گونه انتخاب‌هاست که داوطلبان را متمایز می‌کند!

برای لحظاتی، از درس‌های تخصصی چشم‌پوشی کنیم و فرض کنیم کنکور ارشد فقط از پنج درس عمومی تشکیل شده است. فعلا کار چندانی به تعداد درس‌ها ندارم، و قصدم، تخمین تعداد تست‌هایی است که در ۱۲۰ دقیقه می‌شود بررسی‌شان کرد. تراز علمی داوطلبان برای کسب رتبه دو رقمی در گرایش بازرگانی، فناوری اطلاعات، تکنولوژی و مدیریت دولتی که ضریب‌های درس‌های عمومی‌شان برابر است حوالی ۴۰ درصد است؛ و شما باید درس‌های زبان، ریاضی و آمار، مدیریت اسلامی،  اقتصاد، و تئوری مدیریت را به طور متوسط بین ۵۵ تا ۶۰ درصد بزنید تا تراز علمی‌‌تان حوالی ۴۰ درصد شود. درس‌های عمومی در مجموع ۱۱۵ تست دارند؛ و شما برای تحقق تراز علمی ۴۰ درصد، باید حوالی ۷۰ تست را دُرست بزنید. در واقعیت، پاسخ برخی تست‌ها غلط می‌شوند؛ پس باید حوالی ۸۰ تا ۹۰ تست را بزنید تا معادل ۷۰ تست دُرست امتیاز بگیرید و اثر نمره منفی تست‌های غلط را هم پوشش دهید. در این داستان فرضی، دست‌گیرمان شد که سقف تعداد تست‌هایی که می‌توانید در زمان اسمی ۱۵۰ دقیقه یا زمان واقعی ۱۲۰ دقیقه بزنید حوالی از ۹۰ تست است.

راستش، افزودن درس‌های بیشتر، تنوع و تفاوت درس‌ها و تست‌ها را بیشتر می‌کند. مغزتان برای پاسخ‌گویی به تست‌های متنوعی که زمین تا آسمان متفاوت‌اند، باید به طور مستمر از وضعیتی به وضعیتی دیگر سوئیچ کند. به زعم دانشمندان سوئیچ پیاپی از این موضوع به موضوعی دیگر، فشار چشم‌گیری بر مغز وارد می‌کند؛ که در بلندمدت،‌ کارایی مغزتان را به شدت کاهش می‌دهد. عملکرد مغز در نیم‌ساعت اول کنکور با نیم‌ساعت‌های بعدی برابر نیست و هر چه به پایان زمان آزمون نزدیک می‌شوید، کارایی مغزتان کمتر می‌شود!

راستش، می‌خواهم تلخ صحبت کنم و بگویم زمان واقعی کنکور ارشد مدیریت، به علت کاهش کارایی مغز در یک‌ساعت پایانی، حوالی ۱۰۰ دقیقه است و در این مدت، حداکثر می‌توانید به ۷۰ تا ۷۵ تست فکر کنید، و نباید و نباید و نباید غلط بزنید؛ چرا که فرصت جبران ندارید. همین است که حد بالای تراز علمی رتبه‌های برتر کنکور ارشد مدیریت به ندرت از ۶۰ درصد فراتر می‌رود!

مبتنی بر همین گزاره‌هاست که بر انتخاب تعداد درست درس‌ها حساسیت دارم؛ و توصیه می‌کنم در تنوع سبد درس‌ها زیاده‌روی نکنید. خوب می‌دانم که در خواندن‌ درس‌های متنوع مشکلی ندارید؛ اما محدودیت‌های مغز و مدت‌زمان برگزاری آزمون را باید در انتخاب تعداد درس‌ها لحاظ کنید. پیشنهاد می‌کنم تعداد درس‌هایی که انتخاب می‌کنید نه آن‌قدر کم باشد که ریسک‌تان را زیاد کند، و نه آن‌قدر زیاد که کارایی‌تان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

انتخاب یک یا چنـد گـرایش

برخی دوستان تکلیف‌شان را با خودشان تعیین کرده‌اند و صرفا بر یک گرایش تمرکز می‌کنند که کاری درست و منطقی است. دوستانی که فقط یک گرایش را انتخاب می‌کنند، بیشتر بر درس‌های تخصصی تمرکز می‌کنند؛ و کنکور که برگزار، و کارنامه‌ها که منتشر می‌شود، رتبه‌شان در گرایش دلخواه‌شان تفاوت فاحشی با رتبه‌شان در گرایش‌های دیگر دارد. به بیان دیگر، صرفا در گرایش مطلوب‌شان، فرصت انتخاب دارند. این مسأله برای داوطلبی که فقط به یک گرایش فکر می‌کند اصلا و ابدا مهم نیست؛ اما به تجربه دیده‌ام برخی داوطلبان در هنگام انتخاب رشته، آرزو می‌کردند که کاش در دیگر گرایش‌ها نیز فرصت انتخاب داشتند. اگر تک‌گرایشی هستید که آفرین بر شما؛ اما اگر به چند گرایش فکر می‌کنید توصیه می‌کنم پاراگراف‌های بعدی را دقیق بخوانید:

اگر طالب گرایش‌های متعدد هستید، بهتر است بر درس‌های عمومی تمرکز کنید؛ و تلاش کنید اصل امتیاز لازم برای کسب رتبه را با درس‌های عمومی تأمین کنید؛ و از درس‌ تخصصی برای تمایز در رتبه استفاده کنید.

توصیه دیگرم به طالبان گرایش‌های متعدد آن است که یکی از درس‌های مشترک گرایش‌ها را انتخاب کنید و بر آنها تمرکز کنند. به طور مثال، داوطلبانی که علاقه مشترکی به گرایش‌های بازرگانی، صنعتی، فناوری اطلاعات و تکنولوژی دارند می‌توانند تمام درس‌های عمومی را همراه با درس‌های تخصصی مدیریت تولید و بازاریابی مطالعه کنند. درس مدیریت تولید، وضعیت‌شان را در گرایش‌های صنعتی و تکنولوژی و فناوری اطلاعات ارتقا می‌دهد؛ و درس بازاریابی، وضعیت‌شان را در گرایش‌های بازرگانی و فناوری اطلاعات و کارآفرینی ارتقا می‌دهد!

به طور کلی، حواس‌تان باشد که توجه به چند گرایش، هزینه تمرکزتان را بیشتر می‌کند. پس، بهترین راه، تمرکز بر درس‌های عمومی و انتخاب یک درس تخصصی است!

چند درس؟

به تمام داوطلبانی که برای رتبه‌های تک‌رقمی، دو رقمی و سه‌رقمی مرغوب (۱۰۰ تا ۳۰۰) تلاش می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم تمام درس‌های عمومی و یک درس تخصصی را انتخاب و اولویت‌بندی کنند.

به تمام داوطلبانی که برای رتبه‌های سه‌رقمی (۳۰۰ تا ۱۰۰۰) تلاش می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم چهار درس عمومی و یک درس تخصصی را انتخاب و اولویت‌بندی کنند. انتخاب درس‌های بیشتر، تمرکزشان را مختل می‌کند و ممکن است رتبه‌شان را به طور معنادار جابجا کند.

به تمام داوطلبانی که برای رتبه‌های چهار رقمی (۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰) تلاش می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم کلا چهار درس را انتخاب و اولویت‌بندی کنند. کسب رتبه در این محدوده به سهولت با همین چهار درس ممکن است.

ترکیب درس‌هـا

هم‌اکنون می‌دانید کدام درس‌ها را باید بخوانید؛ و در این گام، باید درس‌ها را اولویت‌بندی کنید. اگر با روش اولویت‌بندی ارشدباز آشنا نیستید، روش اولویت‌بندی عملی درس‌ها را از ستون کناری وب‌سایت بخوانید و درس‌ها را به همان روشی که معرفی شده است اولویت‌بندی کنید.

پندار قاطبه داوطلبان این‌ است که برای کسب رتبه درست و درمان، تمام درس‌ها را باید در بالاترین سطح بخوانند. داستان کنکور ارشد مدیریت اصلا و ابدا این‌گونه نیست. کنکور ارشد، هماوردی رقابتی است، و داوطلبانی بهترین رتبه‌ها را شکار می‌کنند که درس‌ها را هوشمندانه انتخاب می‌کنند و از هرکدام، به قدر کفایت امتیاز می‌گیرند. انتخاب هوشمندانه درس‌ها، یعنی تمام درس‌ها را در یک سطح نخوانیم. برخی‌شان را باید از گردونه کنکور بیرون کنیم؛ که اگر حذف‌شان نکنیم، بعدتر گرفتارمان می‌کنند و فرصت‌های نازنین‌مان را بی‌رحمانه می‌سوزانند. حال، کدام‌یک از درس‌ها را باید حذف کنیم؟

هم‌اکنون تعدادی درس در سبد درس‌ها دارید که باید در چهار دسته (۱) کلیدی، (۲) اصلی، (۳) کمکی، و (۴) تعلیقی اولویت‌بندی‌شان کنید. اولویت‌بندی اولیه درس‌ها را باید هر شش هفته یک‌بار تجدید کنید؛ و اگر درسی برای سه چهار مرتبه پیایی در دسته تعلیقی‌ها جای گرفت، د‌ل‌تان را صاف کنید و عزم‌تان را برای حذف درس جزم کنید. صرف‌نظر از درس‌های تعلیقی، تعدادی درس را برای خواندن در دسته‌های کلیدی و اصلی و کمکی هدف‌گیری کرده‌اید. خوب می‌دانم برخی دوستان در انتخاب درس‌ها به روش اولویت‌بندی ارشدباز بسنده نمی‌کنند. راستش، مشکلی با این داستان ندارم و حتی موافقم که این اتفاق رخ دهد؛ چرا که داوطلبان باید وقت‌شان را صرف درس‌هایی کنند که می‌پسندند؛ و لزوما پسندشان با نتیجه اولویت‌ها مشابه نیست.

شرایط بازار را به خوبی رصد می‌کنم و شاهدم که برخی مدرسان و حتی مؤسسه‌ها، فراوان برخی درس‌ها را تبلیغ می‌کنند و درصدهای ۶۰ تا ۷۰ درصد برخی رتبه‌ها را به رخ مخاطبان می‌کشند تا به داوطلبان القا کنند که فلان درس، بی‌نهایت مهم و استراتژیک است؛ حال آنکه متوسط درصد ۲۰۰ یا حتی ۱۰۰ رتبه‌ برتر، و درصدهای منفی بیشتر داوطلبان، و دشواری فهم درس، و زمان چشم‌گیر برای پاسخ‌گویی، و پارامترهای دیگر را که بی‌طرفانه تحلیل کنیم؛ دست‌گیرمان می‌شود که خواندن فلان درس برای قاطبه داوطلبان مخاطره‌آمیز است!

به دوستانم توصیه می‌کنم در اولویت‌بندی درس‌ها توجه کنند که برای یادگیری مفاهیم و مهارت‌ورزی در پاسخ‌گویی به تست‌ها باید زمان چشم‌گیری صرف کنند. سرعت یادگیری در برخی درس‌ها سریع‌تر است و در برخی‌شان کندتر. از این رو، به صرفه و صلاح‌تان است که بیشتر بر درس‌هایی تمرکز کنید که خودتان را مستعدتر می‌دانید و با تلاشی کمتر می‌توانید نتیجه‌ای بهتر کسب کنید. خواهش می‌کنم درس‌ها را مبتنی بر تأکید فلان مدرس، و جَـو بهمان مشاور، و به هزار ضرب و زور در سبد درس‌ها نگنجانید. گرهی را که با دست می‌توان گشود به دندان نسپارید!

نتیجه‌گیری

پس، تا اینجا، دست‌گیرتان شده است که گرایش‌ مطلوب‌تان چیست و کدام درس‌ها را باید در چه سطحی بخوانید. دو گام دیگر را که طی کنید، برای درس‌خوانی و آغاز پروژه کنکور ارشد مدیریت آماده خواهید شد!

گام بعدی، انتخاب منابع و چگونگی خواندن‌شان است؛ و گام آخر، روش درس‌خوانی است که اگر چگونگی خواندن دُرست درس‌ها را ندانید، نمی‌توانید هدف‌ها و برنامه درسی‌تان را محقق کنید. نمی‌گویم به رتبه نمی‌رسید که دوستان‌تان در سال‌های گذشته با همین روش‌های فشل، خوانده‌اند و رتبه گرفته‌اند. اما با تلاش کمتر، و لذت بیشتر هم می‌شود خواند و نه تنها رتبه گرفت که، حتی تراز کنکور را هم جابجا کرد!