روزنوشت ارشد ۹۴تکرار، مرور و بازنگری

تکرار، مرور و بازنگری

۹۴ روز تا کنکور ارشد ۹۴

۹۴ روز تا کنکور ارشد ۹۴ فرصت باقی است و قصد دارم درباره موضوع بسیار مهم «تکرار» و «مرور» و «بازنگری» صحبت کنم که اگر به درستی درک و استفاده شود،‌ وضعیت داوطلبان را در بهره‌وری درسی متحول می‌کند. به نظرتان آیا «تکرار» با «مرور» متفاوت است؟ داستان «بازنگری» چه؟ آیا «مرور» با «بازنگری» متفاوت است؟ تفاوت این‌ها در چیست و دانستن‌شان چه کمکی به داوطلبان می‌کند؟

بی‌اغراق می‌گویم که آشنایی درست و درمان با مفاهیم تکرار، مرور و بازنگری، زندگی تحصیلی و روش درس‌خوانی داوطلبان را متحول می‌کند. با صداقت و صراحت می‌گویم که آشنایی با مفاهیم مذبور و مهارت کاربردشان در فعالیت‌های درس‌خوانی،‌ داوطلبان را از روش‌های فاخر مطالعه مانند MURDER و PQRST و PQ6R و موارد مشابه بی‌نیاز می‌کند که تفاوت‌شان، در زاویه نگاه و عمق توجه‌شان به مقوله‌های تکرار، مرور و بازنگری است.

گمان می‌کنم جنگ و جدالی جاری بین طرفداران مطالعه متنی بر تکامل تدریجی (کتاب‌خوان‌ها) با طرفداران مطالعه مبتنی بر تکرار (فلش‌کارت‌خوان‌ها) ریشه در کج‌فهمی یا عدم درک اصل ماجرا دارد. مصداق بارز این جدال را می‌شود درباره شیوه‌های پیشنهادی برای مطالعه درس تئوری مدیریت مشاهده کرد. برخی بزرگان، بر مطالعه کامل منابع چهارگانه تأکید دارند و بس؛ برخی دیگر، به فراخور فرصت باقیمانده تا کنکور، دوز مرجع‌خوانی و جامع‌خوانی و مطاله فلش‌کارت را بالا و پایین می‌کنند؛ هستند مشاورانی هم که کتاب‌های مرجع‌ را آتش می‌زنند و فقط بر مطالعه فلان کتاب‌ جامع تأکید دارند؛ عده‌ای دیگر کتاب‌خوانی را حماقت محض می‌دانند و عالم و آدم را به مطالعه فلش‌کارت‌ها ترغیب می‌کنند و تا دل‌تان بخواهد شاهد علم می‌کنند. البته در این میان، پارازیت‌هایی هم پیدا می‌شوند که خودشان و شیوه ابداعی‌شان را بهتر و برتر می‌دانند و قس علی هذه!

مختصری مفصل درباره «تکرار» و «مرور» و «بازنگری» می‌نویسم تا هم حوصله‌تان سر نرود و هم موضوع را به سادگی درک کنید، و در  فرایند درس‌خوانی‌تان استفاده کنید.

تکرار (Repeat)

یادسپاری، یکی از فعالیت‌های حیاتی مغز، و یکی از اجزای بی‌بدیل یادگیری است. یادسپاری، یادگیری نیست و یادگیری را هم نمی‌شود در حد یادسپاری تنزل داد. مغز بنی‌بشر ویژگی‌هایی دارد و داوطلبان برای بهبود بهره‌وری و یادگیری درست و درمان باید به ویژگی‌های مغز توجه کنند و از قوانین مغز پیروی کنند. ابینگ‌هاوس آلمانی سال‌ها پیش کشف کرد فراخوانی مفاهیمی که به تازگی وارد حافظه کاری (کوتاه‌مدت) می‌شود در گذر زمان سخت‌تر می‌شود و منحنی فراموشی را مبتنی بر همین پژوهش‌ها معرفی کرد و پیش‌بینی کرد که اگر همان مفاهیم را در یک بازه زمانی مشخص برای فرد تکرار شود، شیب منحنی فراموشی کم‌تر می‌شود و اگر همان مفاهیم با الگوریتم ویژه‌ای «تکرار» شوند حداقل هفتاد تا هشتاد درصد مفاهیم در مغز ماندگار می‌شود؛ یعنی مفاهیم از حافظه کاری (کوتاه‌مدت) به حافظه بلندمدت منتقل می‌شوند. افراد خوش‌ذوقی مانند سباستین لایتنر اصل مطلب را درک کردند و الگوریتمی برای «تکرار» معرفی کردند که بعدتر تأییدیه روان‌شناسان رفتارگرایی را نیز دریافت کرد. برخی از فعالان بازار آموزش، الگوریتم لایتنر را برای ارتقای یادگیری و البته سودآوری وارد بازار کردند و محصولات و تکنیک‌های بسیاری مبتنی بر همین شیوه معرفی کردند که دست‌شان درد نکند؛ اما بعدتر اشکالاتی بر این شیوه وارد شد که کمتر درباره‌شان صحبت شده است.

مقوله «تکرار» ابینگ‌هاوس و بعدتر،‌ الگوریتمی که لایتنر برای «تکرار» معرفی کرد، در انتقال داده‌ها از حافظه کاری به حافظه بلندمدت کارکرد فوق‌العاده‌ای داشتند، اما برخی پژوهش‌ها نشان داد که بخش قابل توجهی از همین اطلاعات، چندان قابل استفاده نیست. یعنی اطلاعات در دسترس مغز است و به سرعت فراخوانی می‌شود، اما کاربرد چندانی برای فرد ندارد و ازرزش محسوسی ایجاد نمی‌کند. شاید انتشار همین پژوهش‌ها بود که موجب شد روان‌شناسان یادگیری، یادسپاری و مقوله حافظه را از یادگیری جدا کنند و جایگاه «تکرار» را دوباره تعریف کنند!

با توجه به پژوهش‌های اخیر، آیا «تکرار» را باید از مقوله یادسپاری حذف کرد؟ آیا نگهداری اطلاعاتی که کاربردی چندانی ندارد و ارزشی درست و درمانی خلق نمی‌کند عاقلانه است؟ پاسخ صریح این است که تکنیک «تکرار» فوق‌العاده است و امر یادسپاری، یکی از مهم‌ترین گام‌های یادگیری است و حذف‌پذیر نیست. به بیان دیگر «تکرار» و بهبود یادسپاری، شرط لازم برای یادگیری است، اما شرط کافی نیست؟ پس شرط کافی چگونه تأمین می‌شود؟

مرور (Review)

برنامه‌های پژوهشی متعددی تعریف، و بعدتر مشخص شد که مغز آدمی به موضوعاتی که تکرار می‌شوند بهتر توجه می‌کند و اطلاعات‌شان را تا مدت‌ها نگهداری، و به سرعت فراخوانی  می‌کند؛‌ اما استفاده‌پذیری از آنها مستلزم فعالیت دیگری است که به طور تلویحی طرح شبکه‌ای خطاب می‌شود. یعنی، اطلاعاتی که در گام‌های بعد تکرار می‌شوند باید با به گونه‌ای با مجموعه اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت مرتبط شوند. یعنی، امر یادگیری برای مغز آدمی ایجاد ارتباط بین اطلاعات جدید با اطلاعات و دانش قبلی است. ارتباط‌سازی،‌ یک‌باره انجام نمی‌شود و فعالیتی تدریجی و تکاملی است؛ و مغز برای ارتباط‌سازی بین اطلاعات جدید و قدیم،‌ نیازمند زمان است. یکی از پرسش‌های کلیدی این بود که آیا «تکرار» می‌تواند فعالیت ارتباط‌سازی و ایجاد یک شاکله یک‌پارچه از اطلاعات قدیم و جدید  را تسهیل و تسریع کنند؟ آری، می‌تواند؛ اما چگونه؟

رفتارگرایی به «تکرار» یک مقوله یا موضوع ویژه مبتنی بر الگوریتمی ویژه (مانند لایتنر) تأکید می‌کرد، اما گروهی دیگری از روان‌شناسان یادگیری دریافتند که باید تغییراتی در شیوه «تکرار» اعمال شود و موضوعی که برای مغز «تکرار» می‌شود در گذر زمان، «مرور» و کامل‌تر شود. همین «مرور» و نگاه تکاملی در فعالیت یادسپاری، به مغز فرصت می‌دهد رابطه‌ها را بین اطلاعات جدید و اطلاعات قدیم با هدف یکپارچه‌سازی اطلاعات سریع‌تر برقرار کند. برای بهبود یادگیری، بخشی از فعالیت‌های مغز را می‌شود برون‌سپاری و داوطلب کنکور ارشد را درگیر ماجرا کرد. داوطلب ارشد داستان ما باید در هنگام مطالعه درس‌ها تلاش کند تا یک موضوع یا مفهوم ثابت را در زمان‌های مشخص تکرار نکند؛ بلکه مفهوم موردنظر را در هر بار تکرار، بسط دهد و مصداق‌هایی کشف کند و از حواس پنج‌گانه و نمودار و شکل و شعر و رنگ و داستان و اغراق و ظنز و هر چیزی که به جذابیت مفهومی و بصری کمک می‌کند استفاده کند تا هم یادسپاری و یادآوری بهتری داشته باشد و هم به مغز در ارتباط‌سازی کمک کرده باشد.

اگر از منظری دیگر به این داستان بنگریم، یادگیری برای مغز مانند ساختمان‌سازی است. اول باید پی‌ریزی، بعد آرماتوربندی و سپس، اسکلت‌بندی و بعد، سفت‌کاری کند. این‌ها که کامل شدند، مشغول نرم‌کاری و زیلیم‌زمبو و قرتی‌بازی‌های بعدی می‌شود تا خانه کامل و سکونت‌پذیر شود. در شیوه «تکرار» هربار، بخشی از خانه ساخته می‌شود؛ اما در پایان کار، خانه‌ای سکونت‌پذیر تحویل نمی‌شود، بلکه خانه به صورت بسته‌های بسیار زیبا تحویل می‌شود که چندان سکونت‌پذیر (کاربردی) نیست.

بازنگری (Revise)

کار در این مرحله تمام نمی‌شود. مغز انسان علاقه عجیبی به بهینه‌‌سازی دارد و تلاش می‌کند ارتباط‌ها، ساختمان‌ها و شبکه‌های دانشی را که پیش‌تر بنا کرده است بررسی و بهینه کند. این فعالیت «بازنگری» خطاب می‌شود و داوطلب داستان ما می‌تواند در این فعالیت نیز به مغز کمک کند. یعنی،‌ فرصت‌هایی را صرف فراخوانی و خودآزمونی کند و سوراخ‌های یادگیری و ارتباط‌های مفهومی را بررسی کند و نقص‌ها را رفع و نقیصه‌ها را برای تضمین یکپارچه‌سازی دانش نهفته در مغز دفع کند!

ساده بگویم که در فرایند «بازبینی» باید بگردید و ببینید که آیا درس‌ها و بحث‌های درست را خوانده‌اید. یعنی بحث‌هایی که ارزشی مشخص در مسیر کنکور ارشد ۹۴ خلق کرده‌اند؟ و ادامه، بررسی کنید که آیا درس‌ها را به درستی و مبتنی بر روشی آدمیزادی خوانده‌اید؟ یعنی اگر تستی چیزی مرتبط با این درس مطرح شود، قادر به انهدامش هستید؟ اگر آری، تا چه میزان از پیچیدگی و اگر خیر، چرا مسلط نیستید؟

فرایند «بازنگری» مسئول کشف آسیب‌پذیری‌ها و تهدیدها و کمینه‌سازی مخاطره‌هایی است که در روز آزمون ارشد ممکن است آینده داوطلب را هوا کند!

نتیجه‌گیری

به خواننده مطلب حق می‌دهم اگر ربط این مطالب را با درس‌خوانی و کسب موفقیت در کنکور ارشد مطالبه کند. اجازه دهید مطالب بالا را در چند جمله خلاصه کنم:

  • «تکرار» مربوط به فرم و شکل بسته‌های مطالعه است. اینکه فلان مقوله را باید بهمان‌قدر تکرار شود.
  • «مرور» مربوط به محتوایی است که قرار است در همان بسته بررسی و کامل‌تر شود. و
  • «بازنگری» مربوط به فعالیتی است که در حین تکرار و مرور برای رفع مشکلات و سوراخ‌های مفهومی انجام می‌شود.

فلش‌کارت‌ها بر تکرار منظم محتوای ثابت تأکید دارند. فلش‌کارت‌ها قبل و بعد ندارند و از ابتدا تا انتهای فلش‌خوانی باید مطالعه مطالب ثابتی را در یک برنامه زمان‌بندی مشخص تکرار کرد تا تمام اطلاعات از حافظه کاری به حافظه بلندمدت منتقل شوند. خیلی عالی است، اما ساختمانی ایجاد نمی‌شود. پس، آیا فلش‌خوانی بی‌فایده است؟

محتوای فلش‌کارت‌های کاغذی قابل تغییر نیست، اما از فلش‌کارت‌ها می‌شود در پایان فرایند یادگیری استفاده کرد. یعنی چه؟ هنگامی‌که درسی را به شیوه مرور انباشتی مطالعه می‌کنید و شاکله‌ای ایجاد و ارتباط‌های بسیاری بین دانش کنونی و دانش قبلی‌تان تعریف می‌کنید، عمل یادگیری محقق می‌شود؛ اما برای تثبیت بهتر دانش پیشنهاد می‌شود از تکنیک‌های «تکرار» با محتوای ثابت مانند لایتنر استفاده کنید؛‌ چرا که پیش‌تر محتوای مطالب کامل شده است و نیاز به تغییر ندارد. پس فلش‌کارت‌ها برای محتوای ثاتبی که پیش‌تر کامل شده است فوق‌العاده‌اند!

این پرسش مطرح می‌شود که اگر مطالب به طور کامل در بطن فلش‌کارت تعبیه شوند چه؟ پاسخ این است که در مطالعه تدریجی تکاملی، شخص داوطلب باید در عملیات تکمیل محتوا و ایجاد شبکه دانش مشارکت کند. مطالب ناقص یا کاملی و کم‌نظیری که قرار نیست تغییر کند،‌ ارتباط‌سازی و ساختمان‌سازی و شبکه‌سازی نمی‌کند!

پس مبتنی بر مطالبی که در بالا تقدیم‌تان شد، فلش‌کارت‌های DLM که این‌قدر طرفدار سینه‌چاک دارد اگر در پایان فرایند یادگیری استفاده شود فوق‌العاده است و لاغیر!

در سوی دیگر ماجرا، داوطلبی را تصور کنید که از فلش‌کارت‌ها متنفر است و فقط کتاب‌خوانی می‌کند و درس را می‌خواند و تست‌زنی می‌کند و فکر می‌کند که درس‌ها را باید تا موعد کنکور چند مرتبه‌ای «دوره» کند. همین عبارت دوره کردن نشان می‌دهد که با موجودی ماقبل تاریخ مواجه شده‌اید. فرار نکنید، بی‌خطر است!

می‌دانم که ماهیت درس‌ها متفاوت است و باید با مصداق صحبت کنم. پس در روزهای آتی به طور ویژه درباره سهم تکرار و مرور و بازبینی هر درس صحبت می‌کنم؛ و همان‌طور که وعده کرده بودم، با تئوری‌خوانی آغاز خواهم کرد.

این را هم بگویم و خلاص که تمام اجزای درس‌خوانی پارتیزانی اعم از اصل‌ها و وعده درسی و مهارت‌ها و موارد دیگر به طور کامل با این مفاهیم سازگارند!

3 نفر درباره «تکرار، مرور و بازنگری» صحبت کرده‌اند

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛
      پیشنهاد می‌کنم متن را آرام و با با طمأنینه بخوانید.
      ارادتمند // جواد زارعی

  1. یزدان

    متن خوبی بود و خداروشکر نسبت به بقیه متن ها روان تر بود.
    و اصل کلام رو انتقال داد.
    از راهنمایی شما سپاسگزارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *