روزنوشت ارشد ۹۴درس اقتصاد را چگونه باید خواند (۲)

درس اقتصاد را چگونه باید خواند (۲)

نکته‌های تکمیلی درباره یادگیری بهتر درس اقتصاد

کمتر از ۱۰۰ روز تا کنکور ارشد ۹۴ فرصت باقی است و اگر تکانی به خودتان ندهید، فرصت حضور در جمع رتبه‌های برتر کنکور ارشد ۹۴ را از کف خواهید داد. فراموش کنید که برخی داوطلبان از اردیبهشت و تیر و شهریور آغاز به درس‌خوانی کرده‌اند. کم نیستند داوطلبانی که هفت هشت ماه درس می‌خوانند و رتبه دندان‌گیری نصیب‌شان نمی‌شود. باب‌های بهشتی کنکور ارشد به روی داوطلبانی باز می‌شود که بر هوشمندی‌شان بیش از هوش‌تان تکیه و تأکید می‌کنند.

روز گذشته، فرصت نشد درباره برخی نکته‌های جنبی مرتبط با درس‌خوانی درس‌های اقتصاد خرد و اقتصاد کلان صحبت کنم. با داوطلبانی متعددی صحبت کرده‌ام که کتاب‌های دکتر نظری را خورده‌اند و متن و بطن کتاب‌ها و حتی کاغذ و جوهرشان را هضم کرده‌اند؛ اما درصدشان از ۵۰ یا ۶۰ فراتر نرفته است.

پیشنهاد می‌کنم کارنامه‌های سال‌های گذشته ارشد مدیریت را که در وب‌سایت‌ها منتشر شده است بررسی کنید و درصد درس اقتصادشان را یادداشت کنید. برخی از این داوطلبان به خواندن کتاب‌های دکتر نظری بسنده کرده‌ بودند و حتی برخی‌شان کتاب ۲۰۰۰ تست را هم نخوانده بودند؛ اما درصد کف درس اقتصاد را که ۶۰ درصد باشد تأمین کرده بودند. صرف‌نظر از رتبه ۲۱ کنکور ارشد ۹۳ که اقتصاد را بی‌خیال شده بود، و رتبه ۲۲ که اقتصاد را ۸۳ درصد زده بود، تغییرات درس اقتصاد یک‌صد رتبه برتر کنکور ارشد بین ۴۰ تا ۷۰ درصد بود؛ پس اگر درس اقتصاد را ۵۵ درصد بزنید، سطح تراز رتبه‌های برتر را تأمین خواهید کرد و اگر درس اقتصاد را بالای ۶۵ درصد بزنید، به سقف تراز خواهید رسید؛ همین درصدها را می‌شود با زدن ۱۱ تا ۱۳ تست درست تأمین کرد و نیازی به زدن ۲۰ تست اقتصاد نیست!

داوطلبانی که درس اقتصاد را فراتر از کتاب‌های دکتر نظری مطالعه می‌کنند گرفتار مودای زیاده‌خوانی شده‌اند، یعنی درس را در سطحی بالاتر از سطح نیاز، مطالعه می‌کنند. یکی از وظایف درس‌خوان پارتیزانی، کمینه‌سازی مودای فعالیت‌هاست. «مودا» یکی از زیرمجموعه‌های اصل پرهیز است که باید رفع شود. هر آنچه که از سطح نیاز فراتر رود، مودا تلقی می‌شود. نه فقط داوطلبان که، برخی وب‌سایت‌ها را هم دیده‌ام که داوطلبان زیاده‌خوان را به مطالعه کتاب دومینیک سالواتوره یا حتی کتاب‌های اقتصاد فرگوسن تشویق می‌کند. کتاب فرگوسن را برخی از داوطلبان ارشد اقتصاد می‌‌خوانند و نه همه‌شان. اینکه برخی دوستان، کتاب دکتر تیمور رحمانی را بر کتاب‌های دکتر نظری ارجح می‌دانند ذره‌ای اهمیت ندارد و اختلافی در سطح منابع همتراز است؛ اما توصیه به خواندن کتاب‌های سالواتوره و فرگوسن که فراتر از نیاز ارشد مدیریت است قابل پذیرش نیست!

مشابه همین توصیه‌ها را نیز در درس پژوهش عملیاتی دیده‌ام. کتاب دکتر فدوی نیاز قاطبه پژوهش‌خوان‌ها را تأمین می‌کند؛ اما برخی داوطلبان کتاب‌های جناب زاهدی‌سرشت را هم درو می‌کنند. برخی دیگر به این‌ها هم بسنده نمی‌کنند و پژوهش عملیاتی را در سطح کتاب‌های لیبرمن، حمدی طاها و بازارا مطالعه می‌کنند که مختص بچه‌های مهندسی صنایع است. مصاحبه با رتبه‌های برتر ارشد مدیریت را که بخوانید کمتر به این منابع اشاره کرده‌اند و بزرگ‌ترین خلاف‌شان، مطالعه جلد اول کتاب تحقیق در عملیات زاهدی‌سرشت است و بس!

اکیدا توصیه می‌کنم برای درس اقتصاد از منبع‌گردی و منبع‌پرشی دوری کنید که ذهن‌تان را مشوش، و فرصت‌ ارزشمندتان را تلف می‌کنند؛ حیف است!

3 نفر درباره «درس اقتصاد را چگونه باید خواند (۲)» صحبت کرده‌اند

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. متأسفانه بر درس‌های پژوهش عملیاتی و مدیریت تولید مسلط نیستم و همین است که درباره‌شان چندان صحبت نمی‌کنم.

      دو. از منظر جنس درس، پژوهش عملیاتی به شیوه مطالعه ریاضی نزدیک است.

      سه. متأسفانه تا اطلاع ثانوی برنامه‌ای درباره پژوهش عملیاتی ندارم.

      ارادت و احترام // جواد زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *