بلاگدرس بازاریابی: ساده و روان!

درس بازاریابی: ساده و روان!

کاربرد بازاریابی در روان‌سازی امور!

گاهی وقت‌ها که فراغتی پیدا می‌کنم؛ وب‌سایت‌های دوستان فعال در بازار ارشد مدیریت را بالا و پایین می‌کنم. راستش چند ماه پیش داشتم مطالب وب‌سایت خانه مدیریت را می‌خواندم که با اعلامیه برگزاری دوره‌های تابستانی‌شان مواجه شدم و صدر تا ذیل صفحه را خواندم تا بی‌خبر از دنیا نروم. پایین صفحه بودم که دو جمله خیره‌کننده با چشمانم برخورد کرد و مغز بی‌چاره‌ام نمی‌دانست چه واکنشی باید نشان دهد!

عین جمله‌ها این بود که:

  • درس بازاریابی که از دروس تخصصی گرایش‌های بازرگانی، فناوری اطلاعات، منابع انسانی و کارآفرینی می‌باشد. به خاطر ماهیت ساده و روانی که دارد. به صورت جزوه در اختیار دانشجویان ثبت‌نامی قرار می‌گیرد و دوره جمع‌بندی آن در ۱۶ ساعت در ترم پاییز برگزار خواهد شد.
  • در مورد درس مدیریت اسلامی که درس مشترک تمامی گرایش‌هاست. به علت اهمیت سایر دروس ارشد، پیشنهاد اساتید خانه مدیریت این می‌باشد که دانشجویان ابتدا جزوه‌ای که در اختیارشان قرار می‌گیرد را مطالعه نمایند و سپس در دوره جمع‌بندی این درس شرکت کنند.

و اما چند نکته:

یک. بازاریابی یکی از پیچیده‌ترین درس‌های کنکور ارشد، و از حوزه‌های دشوارفهم حوزه کسب‌وکار است. کدام بخش بازاریابی ساده و روان است؟ موضوع رفتار مصرف‌کننده با قیمت‌گذاری؟ اینکه سنجش، سال‌های سال، به تست‌های ساده عادت‌مان داده است دلالت بر سادگی و روانی مقوله بازاریابی نیست. به دوستان خانه مدیریت پیشنهاد می‌کنم صداقت پیشه کنند و بپذیرند که نخواستند، یا خواستند و نتوانستند مدرس این‌کاره‌ای برای تدریس بازاریابی پیدا کنند. منطقی و اخلاقی نیست که برای توجیه کردارمان، جایگاه درس کلیدی و تأثیرگذار بازاریابی را لگدمال کنیم. صاف و ساده بگویید برگزاری دوره بازاریابی را (به علت‌هایی که نیازی به گفتن‌شان ندارید) به پاییز موکول کرده‌ایم و یا کلاس برگزار نخواهیم کرد!

دو. درس بازاریابی، درس کلیدی گرایش بازرگانی و درس اصلی گرایش‌های دیگر است و کسب امتیاز از این درس، به مراتب از درس‌ تخصصی و ریسک‌پذیر پژوهش عملیاتی سهل‌الوصول‌تر است. چگونه است که اهمیت درس پژوهش عملیاتی این‌قدر در بوق و کرنا می‌شود، اما با امتیازآورترین درس تخصصی گرایش‌های چهارگانه این‌چنین برخورد می‌شود. الله اعلم!

سه. درس مدیریت اسلامی یک‌سال است که به کنکور ارشد مدیریت اضافه شده و هنوز تاریخچه تستی درست و درمانی ندارد؛ اما درس بسیار مهمی است که اگر به درستی خوانده شود، فوق‌العاده تأثیرگذار است. حداقل، دانشجوجماعت می‌داند که اگر دو سه کتاب مشخص را خوب بخواند، می‌تواند هفت تا ده تست را شکار کند که برای بهبود رتبه در تمام گرایش‌ها فوق‌العاده است. کدام‌یک از درس‌های عمومی یا تخصصی، چنین ویژگی منحصربفردی دارند؟ چرا متولیان خانه مدیریت، تلاش می‌کنند تحلیل نیم‌بند و نه چندان منصفانه‌شان درباره مدیریت اسلامی را به داوطلبان حقنه کنند!

چهار. راستش درباره درس مدیریت اسلامی مشکلی با عدم برگزاری دوره ندارم. مسأله‌ام با روش خانه مدیریت، درباره تعریف نادرست و تخفیف نامنصفانه جایگاه درس‌ها برای توجیه کارشان است. اگر تمایلی به برگزاری دوره ندارید، خب برگزار نکنید؛ اما حق ندارید آسمان را به زمین بدوزید که این درس نیازمند دوره نیست؛ یا چنان ساده و روان است که برای روغن‌کاری استفاده می‌شود!

پنج. پیش‌ترها حس بسیار مثبت‌تری به خانه مدیریت داشتم؛ اما در سال‌های اخیر، روش و منش‌شان تغییر کرده است. برخی داوطلبان ترجیح می‌دهند برای قبولی در ارشد، افسارشان را تمام و کمال تقدیم دوستان کنند و برخی دیگر چنین رفتاری را برنمی‌تابند. صرف‌نظر از درخواست افسارگیری یا دست‌گیری دانشجویان، متولیان خانه مدیریت که افراد بسیار باهوشی هستد بهتر است سنجیده‌تر در این‌باره رفتار کنند. پیش‌تر، و به بهانه همکاری خانه مدیریت با برادر پورشفیع گفته بودم که رفتارگرایی در بلندمدت چاره‌ساز و نجات‌بخش نیست؛ اما این‌گونه به نظر می‌رسد که رفتارگرایی به دهان دوستان مزه کرده است. سال‌ها پیش آبراهام مازلو چیزی شبیه به این گفته بود که اگر چه رفتارگرایی در برخی موارد خاص برای انسان هم استفاده می‌شود؛ اما رفتارگرایی برای حیوان‌هاست!

21 نفر درباره «درس بازاریابی: ساده و روان!» صحبت کرده‌اند

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      پیش‌تر عرض کرده بودم که پیگیرش هستم. فرصت و فراغتی پیدا کنم تقدیم‌تان خواهم کرد.

      ارادت و احترام // جواد زارعی

  1. فرزان

    احتمالا همون استاد مناسب پیدا نکردن سال قبل اقای هزاوه بود که از موسسه رفتن . برای درس بازاریابی تا سی چهل درصد زدنش  اسونه اما برای این که تو رقابت کنکور بشه رتبه خوبی گرفت باید درصد بالای ۶۰ زد از این درس تا از رقابت جا نمونیم درصد بالای هشتاد هم که رتبه رو می تونه در بدترین حالت سه رقمی کنه .به نظر من کامل ترین کتاب بازاریابی تو کتاب های مختلف کتاب مدرسان هست بعدش هم کتاب بازاریابی اقای مروج که نکته های دانشگاه ازاد هم توش هست بیشتر مطالبشون مثه هم هست اما با توجه به ضریب ۴ بودنش من هر دو تا کتاب رو دارم کتاب اصلی مدرسان رو می خونم بعدش می گردم دنبال مطالبی که تو کتاب اقای مروج هست اما تو مدرسان نیست .

  2. محبوبه دهاقین

    شاید از چنین حرفی رو سال گذشته که ضریب بازاریابی ۲ بود مطرح می کردن جای تعجب زیادی وجود نداشت ولی با توجه به ضریب ۴ شدنش و اینکه بازاریابی ۹۴ خیلی مفهومی اومد واقعا چنین حرفی فقط به داوطلبین لطمه وارد می کنه.امیدوارم که داوطلبین امسال با تحقیق و بررسی و هوشمندانه درس بخونن.

  3. یوسف قادری

    عرض سلام و ادب جناب زارعی

    مدتیه که سایتتون رو دنبال میکنم و استفاده میکنم. ممنونم که وجود دارین! :دی

    در این که این جور موسسات به علت مبرهن تجاری بودنشون ، به جای انجام کار درست ، کاری که ازشون برمیاد و انجام میدن رو درست جلوه میدن شکی نیست. اما حقیقت اینه که واقعا برای بعضی دروس اساسا نیازی به کلاس و دوره نیست. دروس که مفهومی بودن! سوالات هم جدیدا مفهومی تر شدن، درست! تحلیل رفتار مصرف کننده و مدیریت آمیخته بازاریابی و غیره هم بغایت غامض و پر دست اندازه، اینم درست! ولی کنکور که از ما اینارو نمیخاد. دانشجو در حدی که همین مطالب به قول اینا ساده و روان رو از بر کنه و نگهشون داره بسشه. اگه غیر این بود که توی مثلا درس ریاضی از همان مشتق انتگرال های یک بعدی میشه مسائلی مطرح کرد که من مهندس شریف توش بمونم. بنابراین دروس در حد کنکور مطرح هستن و در اون حد بازاریابی ساده و روان هست و فقط یه کتاب میخاد که ادم خط به خطشو بلد باشه. هدفم اینه که بگم کنکور و درساش اونطوری که بیشتر دوستان فکر میکنن نیست و خیلی ساده تر از این حرفاست و زمانی رو که ادم میخاد صرف اون ۱۶ ساعت کنه که ناخالصش ۳۲ ساعته (مطالعه یه هفتس!) اگه کتاب مناجاتی رو چندباره بخونه و تستاش رو بزنه بسیار موثرتره. ( تجربه کردم که میگم. ) دیگه وارد بحث کلاس های ۸۰ ساعته تئوری نمیشم اصلا که اتلاف زمان و هزینه محضه !!! و همین جلوی موفقیت رو میگیره.

    در مورد تحقیقم باید بگم که بازاریابی طوریه که همه میزنن و اگر خوب بزنین که اتفاق خاصی نمیفته، ولی اگه کم بزنین از خیلیا عقب میفتین. از اونور تحقیق حتی یه سوال زدنشم مزیت نسبی داره. اهمیتش در اینه! درصدای پارسالو تو سایت مدیر ببینین متوجه میشین.

    ارادت ما به شما و قلمتون کامله

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. رتبه فوق‌العاده‌تان را تبریک می‌گویم. ان‌شاء‌الله که ارشد جالب‌انگیزناکی را تجربه کنید.

      دو. به طور کلی درباره کنکور ارشد مدیریت به قطعیت نمی‌شود صحبت کرد؛ علی‌الخصوص درباره آسانی یا دشواری آن. از این رو، با برخی گفته‌ها موافقم، اما با مبنای تحلیل‌تان موافق نیستم. هر چند قبول دارم که کلیت کنکور ارشد مدیریت در قیاس با ارشدهای برخی رشته‌های دیگر ساده و روان است!

      سه. حرف‌هایی دیگری هم درباره نکته‌هایی که فرمودید دارم؛ اما با مدل ارتباطی‌تان و سبک یادگیری‌تان آشنایی ندارم. بعدتر که بیش‌تر آشنا شدم، صریح‌تر و صحیح‌تر می‌توانم در بحث با شما شرکت کنم.

      ارادت و احترام // جواد زارعی

      1. یوسف قادری

        خیلی ممنونم

        البته بنده ادعا نکردم که کنکور مدیریت ساده ست! به نظرم بیشتر وزن درجه دشواری کنکور را میزان رقابت دارد که در مدیریت کم هم نیست. وگرنه دروس را ( اگر مثلا تغییر رشته از روان شناسی به الکترونیک صورت نگرفته باشه) می شود جمع کرد. ازین لحاظ مدیریت از خیلی مهندسی ها کنکور دشوارتری دارد که تعداد شرکت کننده ها و درصدهای رتبه ها هم گواهی بر این هست.

        نکته اصلی من در خصوص جوزدگی دانشجویان بود نه سادگی کلی کنکور. و این که تحت تاثیر تبلیغات موسسات و … قرار میگیرند. مثلا فرض کنید از فردا همه موسسات بیایند و دوره های ۵۰ ساعته  برای مدیریت اسلامی برگزار کنند. افراد بسیاری شرکت کرده ( این باور القا می شود که لابد حجم مطلبی که نیاز به کلاس دارد، در همین حد هست . نیز این دلهره که اگر شرکت نکنم مبادا موجب شکستم شود! ) و بالفرض میانگین درصد ایکس را کسب خواهند کرد. از سویی اگر این اتفاق نیفتد و دوره ای نباشد دوستان با خیال تخت کتب و جزوات اماده شده را مطالعه کرده و همان دانشجویان میانگین درصدی حول و حوش همان ایکس خواهند داشت. یعنی وهم نیاز به کلاس بعد از خود کلاس پدید می آید. البته نه برای درس تحقیق!

        سبک یادگیری هم که ای آقا…!!! اگر کسی ( بالفرض دارای سبک شنیداری ) برای هرچیزی نیاز به کلاس داشته باشد معنیش اینست که کتاب ها در تاریخ فقط برای عده خاصی نگاشته شده اند! و بدتر از آن این فرد فردا در ارشد برای تز و مقاله و تحقیقاتش هم نیاز به کلاس دارد؟ همان بهتر که نرود.

        لب مطلب این که اگر تحقیق نخوانده ای برای این درس می خواهد در کلاس شرکت کند، فاین!!! ولی چرا برای بازاریابی کلاس برود و لحظه هایش را بکشد تا در بهترین حالت مطالب کتاب مروج برایش به زبان محاوره بازگو شود؟ فلسفه ی هیدگر که نیست که نشود فهمید! تازه اگر هم کاملا شیرفهم شود ( که فرض کنیم با کتاب نمی شد)، دو روز بعد ۹۰ درصد را فراموش کرده و مجبور است کتاب را بخواند.

        ببخشید که پرنویسی کردم. امید که موجبات آشنایی بیشتر فراهم شود.

        1. جواد زارعی نویسنده

          سلام برادر؛

          یک. مشکلی با پُرنویسی ندارم؛ اما راستش مطالب را آشفته دیدم. هنگامی‌که حجم مطلب از مقدار مشخصی بیشتر می‌شود، باید ساختارمند باشد که مطلب شما ساختار مشخصی ندارد. اگر فراغتی حاصل شود و حوصله کنید، متن را ویرایش کنید و برایم بفرستید تا جایگزین کنم. راستش متوجه نشدم که کجای مطلب پاسخی به گفته‌های پیشین است و کجای مطلب، گفته‌ای تازه، یا تکمله‌ای بر گفته‌های پیشین‌تان است. روشنگری کنید اخوی!

          دو. ارتباط سبک‌های یادگیری و کلاس و عدم چاپ کتاب، راستش مفروض پنهان جمله‌تان را درک نکردم. سبک‌های یادگیری بصری و شنیداری و … در حد کلیات نافع هستند. اگر حوصله کرده باشید و مطالب ارشدباز را توق کرده باشید دست‌گیرتان خواهد شد که هر جا درباره سبک یادگیری صحبت کرده‌ام منظورم، مدل چرخشی دیوید کُلب است. اگر با این سبک‌های یادگیری شناختی آشنا باشید، این‌قدر راحت و به صراحت نیم‌شود درباره کلاس رفتن و خواندن کتاب‌ها و … صحبت کرد.

          سه. مشتاق آشنایی هستم و از مجادله‌های کلامی که در چاچوب اخلاق باشد و به خودمان و مخاطبان ارشدباز کمک کند استقبال می‌کنم.

          ارادت و احترام // جواد زارعی

        1. یزدان

          سلام

          عرض ادب و احترام

          آقای زارعی،خیلی دلم برای ارشد باز تنگ شده بود،اومدم سری بزنم و استفاده کنم.

          مثل همیشه مفید و پر بار.

          سورپرایز شدم از تاریخ آزمون،شانس نداشتیم پارسال بیوفته این تاریخ.

          به هر حال از اینکه هستید و ارشد باز زندگی میکنه خیلی خوشحالم.

          موفق باشید.

           

          1. جواد زارعی نویسنده

            سلام خواهرم؛

            یک. شادی و سلامتی را برای شما و همسر مهربان آرزومندم.

            دو. بابهانه یا بی‌بهانه خوشحالم می‌شوم سری به ارشدباز بزنید.

            سه. برای شما، ارشد منتظر می‌ماند. کارهای مهم‌تری برای انجام دارید.

            ارادت و احترام // جواد زارعی

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛

      یک. از شما درخواست می‌کنم دو دلیل برای اینکه روزشمار کنکور ارشد ۹۵ را تغییر دهم ذکر کنید!

      دو. به دوستان پیشنهاد می‌کنم دلایل‌شان را برای عدم تغییر روزشمار همین‌جا ذکر کنند.

      سه. تا اطلاع ثانوی، روزمشار تغییر نخواهد کرد، مگر آنکه دلایلی که ذکر می‌کنید قانع‌کننده باشد.

      باد، همواره می‌وزد // جواد زارعی

        1. جواد زارعی نویسنده

          سلام برادر؛
          یک. عرض کردم دو دلیل ذکر کنید. این را همه می‌دانیم که کنکور به موعدی دیگر موکول شده است. این‌ها دلیل نمی‌شوند. بیایید بیشتر فکر کنیم که ایا باید موعد درونی کنکورمان را تغییر دهیم؟

          دو. دلیلی که فرمودید،‌ لزوما بهترین نیست. بهترش را ذکر کنید!

          ارادت و احترام // جواد زارعی

      1. سارا

        ناراحت شدین شاید من نباید در جمله ام از کلمه باید استفاده می کردم ببخشید و قانع کننده ترین دلیل برگزاری آزمون اردیبهشت ۹۵ است من چون از این روز شمار سایتون خیلی خوشم میاد این پیشنهاد را دادم بازم ببخشید

        1. جواد زارعی نویسنده

          سلام خواهرم؛

          یک. به این راحتی‌ها نمی‌توانید ناراحتم کنید!

          دو. بهتر بود از «باید» استفاده نمی‌کردید. به شخصه بسیار تلاش می‌کنم در متن‌ها از «باید» استفاده نکنم؛ مگر اینکه ناگزیر شوم!

          سه. راستش، موعد کنکور دلیل چندان قانع‌کننده‌ای نیست. دلیل محکم‌تری ذکر کنید که هر خواننده‌ای را مجاب کند!

          ارادت و احترام // جواد زارعی

  4. حمید

    با سلام

    به نظر من برای موفقیت در کنکور لازم است در روز کنکور در بهترین شرایط ذهنی و روحی قرار داشته باشیم و این بهترین شرایط برای یک بازه زمانی سه ماهه در دسترس نخواهد بود! لذا بهتر است روز شمار زمان واقعی مانده تا کنکور را نشان دهد.

    اگر از ابتدا میدانستید کنکور اردیبهشت است آیا همین روز شمار را به کار میگرفتید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *