روشی ساده و اثربخش برای مطالعه درس‌های کنکور ارشد!

نکته‌هایی دربارهٔ مطالعه درس‌ها

دوستانی که روش مشخصی برای خواندن ندارند، عمرشان را تلف، و مغزشان را خسته می‌کنند و به نتیجه‌ای که باید، نمی‌رسند. روش‌های متعددی برای مطالعه معرفی شده است. پیشنهاد می‌کنم یکی‌شان را برای مطالعه روش‌مند انتخاب کنید. کافی است در وب فارسی بنویسد «روش X» و X را با یکی از عبارت‌های MURDER یا PQ4R یا SQ3R یا PQRST یا PQ6R جایگزین کنید. اندکی که صبر پیشه کنید، با مطالب متعددی مواجه می‌شوید. خودتان را درگیر تفاوت روش‌ها نکنید که گرفتارتان می‌کند. با شیر یا خط، یا ده،‌ بیست، سی، چهل، یکی‌شان را انتخاب کنید و خلاص. در این مرحله، همین‌که روش مطالعه درس‌ها را بیاموزید کفایت می‌کند!

انتخاب روشی مشخص برای مطالعه درس‌ها به داوطلبان کمک می‌کند متناسب با «فرصت مطالعه» و «ویژگی‌های فردی» و «ویژگی‌های هر درس» تصویری دقیق‌تر از آنچه باید بیاموزند ترسیم کنند؛ گام‌های مطالعه را دُرست‌تر طراحی کنند؛ وضعیت یادگیری‌شان را دُرست‌تر ارزیابی کنند؛ ضعف‌ها را سریع‌تر رفع، و قوت‌ها را صحیح‌تر تقویت کنند؛ انعطاف‌شان را برای مطالعه درس‌های گوناگون بیشتر کنند؛ و بهتر بتوانند از آموخته‌ها در موعد آزمون ارشد استفاده کنند!

نکته بسیار مهمی که پیش از کاربرد روش مطالعه درس‌ها باید بدانید و در فرایند مطالعه‌تان لحاظ کنید؛ توجه به تفاوت ماهیتی برخی درس‌هاست. درس تئوری مدیریت با پژوهش عملیاتی بسیار متفاوت است و اگر این تفاوت را در پیاده‌سازی روش مطالعه‌تان لحاظ نکنید، گرفتار می‌شوید.

دفترچه کنکور ارشد را که باز کنید با دوگونه تست مواجه خواهید شد:

گونه اول، تست‌هایی هستند که پس از مطالعه‌شان می‌توانید گزینه درست یا گزینه‌های نادرست را از میان گزینه‌های موجود بشناسید و انتخاب کنید. البته شاید بین برخی گزینه‌ها گیج بزنید. ویژگی گونه اول تست‌ها آن است که کشف مفهوم مستتر در بطن تست، مترادف با کشف پاسخ، و انتخاب گزینه درست است. یعنی بین مطالعه تست تا کشف پاسخ درست فاصله چندانی نیست. درس‌های تئوری‌های مدیریت، بازاریابی، زبان انگلیسی، زبان فارسی، مدیریت اسلامی و دانش مسایل روز که درس‌های مفهومی خطاب می‌شوند از این گونه‌اند!

گونه دوم، تست‌هایی هستند که پس از مطالعه‌شان نمی‌توانید به گزینه‌ها مراجعه کنید. یعنی بین مطالعه تست و مراجعه به گزینه‌ها باید مسیری را طی کنید تا به نتیجه برسید و آنگاه می‌توانید نتیجه را با گزینه‌ها مقایسه کنید و پاسخ درست را علامت بزنید. این‌ها، تست‌هایی هستند که باید حل‌شان کنید. درس‌های ریاضی، آمار و پژوهش عملیاتی که درس‌های محاسباتی خوانده می‌شوند از این گونه‌اند!

Discipline_Positioning_940916_72

درس‌های اقتصاد، مدیریت تولید و جی‌مت ترکیبی هستند؛ چرا که برخی تست‌های این درس‌ها مفهومی؛ و برخی دیگر، محاسباتی هستند!

بازشناسی یا بازخوانی

حافظه بنی‌بشر، اطلاعات را در دو مرحله «بازشناسی» و «بازخوانی» فراخوانی می‌کند.

بازشناسی اطلاعات از حافظه بلندمدت یعنی شما می‌توانید گزینه درست را از میان گزینه‌های نادرست بازشناسی کنید. تکنیک بازشناسی، خوراک آزمون‌های تستی است. شاید اگر چهارده اصل فایول در تئوری مدیریت را از شما بپرسند، به زور بتوانید چند مورد را نام ببرید؛ اما اگر چهار گزینه پیشنهاد کنند و بگویند، کدام‌شان در زمره اصل‌های فایول هستند، آسان‌تر می‌توانید گزینه درست را از میان گزینه‌ها بشناسید. بازشناسی اطلاعات از حافظه بلندمدت، بسیار سریع انجام می‌شود. مانند اینکه، دوست دوران دبستان‌تان را که از دور در خیابان می‌بینید، به سرعت بازشناسی می‌کنید!

بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت مستلزم صَرف دقت، تلاش و زمان یا استفاده از نوعی مهارت است. پاسخ‌گویی به پرسش‌های تشریحی مستلزم استفاده از تکنیک بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت است. هر گاه محبور به حل مسأله شدید؛ بدانید که از تکنیک بازخوانی اطلاعات استفاده می‌کنید. بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت نیازمند درس‌خوانی عمیق و تحلیلی است. شما هم گرفتار این مشکل شده‌اید که دوست‌تان را در میان خیل آدم‌ها بازشناخته‌اید؛ اما نام کوچکش بر زبان‌تان جاری نمی‌شود. یعنی می‌دانید کیست و حتی در کلاس در کدام نیم‌کت می‌نشستید؛ اما حافظه‌تان برای یادآوری نام کوچکش نیازمند صرف زمان است. شاید هم نشود و با شرمندگی نام‌شان را از خودشان جویا شوید!

بیشتر تست‌های درس‌های مفهومی را می‌شود با تکنیک بازشناسی پاسخ گفت؛ و پاسخ‌گویی به بیشتر تست‌های درس‌های محاسباتی نیازمند استفاده از تکنیک بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت است. هر چند خوب می‌دانم و می‌دانید که برخی تست‌های درس‌های محاسباتی را نیز می‌شود به روش بازشناسی پاسخ گفت. به طور مثال،  وقتی بدانید در توابع پیوسته، احتمال در یک نقطه مشخص همواره صفر است؛ بدون حل تست باید بتوانید گزینه درست را انتخاب کنید. یا سطح زیرمنحنی یک تابع فرد که از مرکز مختصات می‌گذرد همواره صفر است. مشکل این است که تعداد این‌گونه تست‌ها محدود است!

در نقطه مقابل، برخی تست‌های پیچیده و مردافکن در‌س‌های مفهومی را نیز باید با تکنیک بازخوانی پاسخ گفت. به طور مثال؛ اگر بپرسند رسمیت و عدم‌تمرکز در وضعیت‌های بسیار پیچیده و متغیر چگونه است؛ گمان می‌کنم باید ماتریسی را که در کتاب رابینز خوانده‌اید بکشید و پاسخ را کشف کنید. یا اگر بپرسند که در ماتریس تحلیل بازار، رشد زیاد و سهم اندک معرف کدام وضعیت است، باید ماتریس BCG را بکشید و کشف کنید که ناحیه علامت سؤال،‌ ستاره، سگ یا گاو شیرده است. البته تعداد این‌گونه تست‌ها در درس‌های مفهومی نیز محدود است!

گمان می‌کنم تا همین‌جا دست‌گیرتان شده است که درس‌های مفهومی را باید به روشی متفاوت با درس‌های محاسباتی بخوانید. مبتنی بر تجربه شخصی‌ام عرض می‌کنم و انتظار ندارم که این گفته‌ها را به عنوان یک اصل بپذیرید؛ اما دریافته‌ام که درس‌های مفهومی را بهتر است به یکی از روش‌هایی که بالا فهرست‌شان کردم بخوانید؛ اما روش مطالعه درس‌های محاسباتی اندکی متفاوت است.

مطالعه درس‌های محاسباتی متشمل بر دو بخش «درک مفاهیم درسی» و «مهارت در حل مسأله‌» است. بخش اول را می‌توانید همانند درس‌های مفهومی بخوانید و بر مفاهیم درسی مسلط شوید؛ اما برای بخش که مهارت‌ورزی در حل مسأله‌ است، می‌توانید از تکنیک Z استفاده کنید!

 

 

کلام آخر

کنکور ارشد مدیریت، هماوردی رقابتی است و داوطلبی موفق می‌شود و رتبه بهتری کسب می‌کند که تصویری شفاف‌تر، واقعی‌تر و دست‌یافتنی‌تر از درس‌ها ترسیم کرده باشد و هوشمندانه بخواند و ضعف‌ها را بپذیرد و رفع‌شان کند. علم غیب ندارم؛ اما می‌دانم داوطلبانی که هوشمندانه و روش‌مند می‌خوانند با احتمالی بیشتر موفق می‌شوند. به بیان دیگر، عامل کلیدی تفاوت داوطلبان را در مطالعه حجیم درس‌ها و استفاده از منابع بسیار خاص نمی‌دانم؛ بلکه علق و تجربه‌ام می‌گوید: داوطلبی موفق می‌شود که روش دُرست درس‌خوانی را می‌داند. این‌گونه درس‌خوان، با کمک منابع متوسط و حتی کمی قدیمی نیز موفق می‌شوند!