روشی ساده و اثربخش برای مطالعه درس‌های کنکور ارشد!

روش مطالعه درس‌ها

دوستانی که روش مشخصی برای خواندن ندارند، عمرشان را تلف، و مغزشان را خسته می‌کنند و به نتیجه‌ای که باید، نمی‌رسند. روش‌های متعددی برای مطالعه معرفی شده است. پیشنهاد می‌کنم یکی‌شان را برای مطالعه روش‌مند انتخاب کنید. کافی است در وب فارسی بنویسد «روش X» و X را با یکی از عبارت‌های MURDER یا PQ4R یا SQ3R یا PQRST یا PQ6R جایگزین کنید. اندکی که صبر پیشه کنید، با مطالب متعددی مواجه می‌شوید. خودتان را درگیر تفاوت روش‌ها نکنید که گرفتارتان می‌کند. با شیر یا خط، یا ده،‌ بیست، سی، چهل، یکی‌شان را انتخاب کنید و خلاص. در این مرحله، همین‌که روش مطالعه درس‌ها را بیاموزید کفایت می‌کند!

انتخاب روشی مشخص برای مطالعه درس‌ها به داوطلبان کمک می‌کند متناسب با «فرصت مطالعه» و «ویژگی‌های فردی» و «ویژگی‌های هر درس» تصویری دقیق‌تر از آنچه باید بیاموزند ترسیم کنند؛ گام‌های مطالعه را دُرست‌تر طراحی کنند؛ وضعیت یادگیری‌شان را دُرست‌تر ارزیابی کنند؛ ضعف‌ها را سریع‌تر رفع، و قوت‌ها را صحیح‌تر تقویت کنند؛ انعطاف‌شان را برای مطالعه درس‌های گوناگون بیشتر کنند؛ و بهتر بتوانند از آموخته‌ها در موعد آزمون ارشد استفاده کنند!

نکته بسیار مهمی که پیش از کاربرد روش مطالعه درس‌ها باید بدانید و در فرایند مطالعه‌تان لحاظ کنید؛ توجه به تفاوت ماهیتی برخی درس‌هاست. درس تئوری مدیریت با پژوهش عملیاتی بسیار متفاوت است و اگر این تفاوت را در پیاده‌سازی روش مطالعه‌تان لحاظ نکنید، گرفتار می‌شوید.

دفترچه کنکور ارشد را که باز کنید با دوگونه تست مواجه خواهید شد:

گونه اول، تست‌هایی هستند که پس از مطالعه‌شان می‌توانید گزینه درست یا گزینه‌های نادرست را از میان گزینه‌های موجود بشناسید و انتخاب کنید. البته شاید بین برخی گزینه‌ها گیج بزنید. ویژگی گونه اول تست‌ها آن است که کشف مفهوم مستتر در بطن تست، مترادف با کشف پاسخ، و انتخاب گزینه درست است. یعنی بین مطالعه تست تا کشف پاسخ درست فاصله چندانی نیست. درس‌های تئوری‌های مدیریت، بازاریابی، زبان انگلیسی، زبان فارسی، مدیریت اسلامی و دانش مسایل روز که درس‌های مفهومی خطاب می‌شوند از این گونه‌اند!

گونه دوم، تست‌هایی هستند که پس از مطالعه‌شان نمی‌توانید به گزینه‌ها مراجعه کنید. یعنی بین مطالعه تست و مراجعه به گزینه‌ها باید مسیری را طی کنید تا به نتیجه برسید و آنگاه می‌توانید نتیجه را با گزینه‌ها مقایسه کنید و پاسخ درست را علامت بزنید. این‌ها، تست‌هایی هستند که باید حل‌شان کنید. درس‌های ریاضی، آمار و پژوهش عملیاتی که درس‌های محاسباتی خوانده می‌شوند از این گونه‌اند!

Discipline_Positioning_940916_72

درس‌های اقتصاد، مدیریت تولید و جی‌مت ترکیبی هستند؛ چرا که برخی تست‌های این درس‌ها مفهومی؛ و برخی دیگر، محاسباتی هستند!

بازشناسی یا بازخوانی

حافظه بنی‌بشر، اطلاعات را در دو مرحله «بازشناسی» و «بازخوانی» فراخوانی می‌کند.

بازشناسی اطلاعات از حافظه بلندمدت یعنی شما می‌توانید گزینه درست را از میان گزینه‌های نادرست بازشناسی کنید. تکنیک بازشناسی، خوراک آزمون‌های تستی است. شاید اگر چهارده اصل فایول در تئوری مدیریت را از شما بپرسند، به زور بتوانید چند مورد را نام ببرید؛ اما اگر چهار گزینه پیشنهاد کنند و بگویند، کدام‌شان در زمره اصل‌های فایول هستند، آسان‌تر می‌توانید گزینه درست را از میان گزینه‌ها بشناسید. بازشناسی اطلاعات از حافظه بلندمدت، بسیار سریع انجام می‌شود. مانند اینکه، دوست دوران دبستان‌تان را که از دور در خیابان می‌بینید، به سرعت بازشناسی می‌کنید!

بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت مستلزم صَرف دقت، تلاش و زمان یا استفاده از نوعی مهارت است. پاسخ‌گویی به پرسش‌های تشریحی مستلزم استفاده از تکنیک بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت است. هر گاه محبور به حل مسأله شدید؛ بدانید که از تکنیک بازخوانی اطلاعات استفاده می‌کنید. بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت نیازمند درس‌خوانی عمیق و تحلیلی است. شما هم گرفتار این مشکل شده‌اید که دوست‌تان را در میان خیل آدم‌ها بازشناخته‌اید؛ اما نام کوچکش بر زبان‌تان جاری نمی‌شود. یعنی می‌دانید کیست و حتی در کلاس در کدام نیم‌کت می‌نشستید؛ اما حافظه‌تان برای یادآوری نام کوچکش نیازمند صرف زمان است. شاید هم نشود و با شرمندگی نام‌شان را از خودشان جویا شوید!

بیشتر تست‌های درس‌های مفهومی را می‌شود با تکنیک بازشناسی پاسخ گفت؛ و پاسخ‌گویی به بیشتر تست‌های درس‌های محاسباتی نیازمند استفاده از تکنیک بازخوانی اطلاعات از حافظه بلندمدت است. هر چند خوب می‌دانم و می‌دانید که برخی تست‌های درس‌های محاسباتی را نیز می‌شود به روش بازشناسی پاسخ گفت. به طور مثال،  وقتی بدانید در توابع پیوسته، احتمال در یک نقطه مشخص همواره صفر است؛ بدون حل تست باید بتوانید گزینه درست را انتخاب کنید. یا سطح زیرمنحنی یک تابع فرد که از مرکز مختصات می‌گذرد همواره صفر است. مشکل این است که تعداد این‌گونه تست‌ها محدود است!

در نقطه مقابل، برخی تست‌های پیچیده و مردافکن در‌س‌های مفهومی را نیز باید با تکنیک بازخوانی پاسخ گفت. به طور مثال؛ اگر بپرسند رسمیت و عدم‌تمرکز در وضعیت‌های بسیار پیچیده و متغیر چگونه است؛ گمان می‌کنم باید ماتریسی را که در کتاب رابینز خوانده‌اید بکشید و پاسخ را کشف کنید. یا اگر بپرسند که در ماتریس تحلیل بازار، رشد زیاد و سهم اندک معرف کدام وضعیت است، باید ماتریس BCG را بکشید و کشف کنید که ناحیه علامت سؤال،‌ ستاره، سگ یا گاو شیرده است. البته تعداد این‌گونه تست‌ها در درس‌های مفهومی نیز محدود است!

گمان می‌کنم تا همین‌جا دست‌گیرتان شده است که درس‌های مفهومی را باید به روشی متفاوت با درس‌های محاسباتی بخوانید. مبتنی بر تجربه شخصی‌ام عرض می‌کنم و انتظار ندارم که این گفته‌ها را به عنوان یک اصل بپذیرید؛ اما دریافته‌ام که درس‌های مفهومی را بهتر است به یکی از روش‌هایی که بالا فهرست‌شان کردم بخوانید؛ اما روش مطالعه درس‌های محاسباتی اندکی متفاوت است.

مطالعه درس‌های محاسباتی متشمل بر دو بخش «درک مفاهیم درسی» و «مهارت در حل مسأله‌» است. بخش اول را می‌توانید همانند درس‌های مفهومی بخوانید و بر مفاهیم درسی مسلط شوید؛ اما برای بخش که مهارت‌ورزی در حل مسأله‌ است، می‌توانید از تکنیک Z استفاده کنید!

روش مطالعه درس‌ها: محاسباتی‌ها (تکنیک Z)

تسلط بر حل تست‌های درس‌های محاسباتی مستلزم مهارت‌ورزی در چهار گام است. البته فرض بر این است که مفهوم درس را آموخته‌اید و صرفا برای تسلط در حل مسأله‌ها قرار است از این تکنیک استفاده کنید. تکنیک مهارت‌ورزی در حل مسأله‌ها ( تکنیک Z) مشتمل بر چهار مرحله است و برای داوطلبان کنکور ارشد مدیریت، دو تا سه گام ابتدایی کفایت می‌کند!

Problem_Solving_Z_940920_72

۱. تقلید مقلدانه:

باید مسأله را به همان روشی که کتاب یا مدرس گفته است حل کنید. آن‌قدر این کار را باید انجام دهید تا ملکه ذهن‌تان شود. یعنی اگر همان مسأله را با همان داده‌ها تقدیم‌تان کنند باید ظرف سه سوت مسأله را حل کنید و پاسخ درست را بازگردانید. در گام اول، لازم نیست خودتان را درگیر چرایی استفاده از این راه‌حل کنید. فقط خودتان را به آن راه‌حل عادت دهید. حواس‌تان باشد که در این گام، فقط و فقط مسأله‌ها را باید با یک روش مشخص حل کنید. مثال‌ها و تست‌های کتاب جان می‌دهند برای حل کردن؛ آن‌قدر که مسأله و راه‌حل را حفظ شوید!

تبعیت از این روش، حس اعتماد به نفس داوطلبانی را که از درس‌های محاسباتی می‌ترسند یا احساس ضعف می‌کنند به طور واقعی تقویت می‌کنند؛ و به مرور دست‌گیرشان می‌شود که بی‌ترس و واههمه بر یک‌یک درس‌های کنکور ارشد مدیریت می‌شود چیره شد!

۲. تقلید محققانه:

اکنون که حل یک گونه مسأله را با یک راه‌حل آموخته‌اید، پیشنهاد می‌کنم راه‌حل را تحلیل کنید. یعنی،‌ درک کنید که چرا و چگونه با این راه‌حل مسأله حل شد. بررسی کنید که در کدام مرحله از حل مسأله ممکن است خطا کنید. این‌ها را مفصل تحلیل کنید؛ چرا که شناخت نقطه‌های خطاپذیر هر مسأله، ذهن‌تان را به آن مرحله حساس می‌کند و شما را از ابتلا به آنها دور می‌کند. اگر گام دوم (تقلید محققانه) را درست تمام کنید، به سهولت می‌توانید یک‌سوم تا نیمی از تست‌های درس‌های محاسباتی را با حداقل خطا حل کنید!

گام دوم برای دوستانی مفید است که درس محاسباتی را «اصلی» اولویت‌بندی کرده‌اند و به یک امتیاز متوسط رضایت می‌دهند. با همین دو گام می‌شود نیمی از تست‌های ریاضی و آمار، مدیریت تولید، اقتصاد؛ و حداقل یک‌سوم تست‌های پژوهش عملیاتی و جی‌مت را شکار کرد که امتیاز قابل توجهی است!

کم نبودند داوطلبان باسوادی که تست‌های درس‌های تخصصی را می‌فهمیدند و خوب حل می‌کردند؛ اما بعدتر، گرفتار امتیازهای منفی ناشی از خطاهای ریزه‌میزه‌ای شدند که در حین حل مسأله‌ها گرفتارشان کرده بود و متوجه‌شان نشده بودند!

۳. ابتکار مقلدانه: 

در پایان گام دوم باید بتوانید هر مسأله‌ را به یک روش و فقط یک روش حل کنید. در گام سوم، باید بر یادگیری و تسلط بر راه‌حل‌های دیگر تمرکز کنید. بی‌شک بیشتر مسأله‌ها را می‌شود به طرق گوناگون حل کرد. کتاب‌های کنکور به طور معمول مسأله‌ها را به چند روش حل می‌کنند که در گام سوم باید حل یک مسأله را به چند روش بیاموزید. ابتکار مقلدانه، انعطاف‌پذیری‌تان را در جلسه کنکور بالا می‌برد و پیچیدگی احتمالی تست‌ها به سهولت گرفتارتان نمی‌کنند. قاطبه راه‌های تستی و میان‌بر در همین گام آموخته می‌شوند!

گام سوم برای دوستانی مفید است درس را «کلیدی» اولویت‌بندی کرده‌اند و می‌خواهند سقف امتیاز ممکن را از درس شکار کنند!

۴. ابتکار محققانه:

گام چهار برای داوطلبانی است که هم فرصت، هم علاقه و هم استعداد خوبی در درس دارند و می‌توانند راه‌حل خودشان را برای حل مسأله‌ها کشف کنند. سطح تست‌های درس‌های محاسباتی برای کنکور ارشد مدیریت این‌قدرها بالا نیست و پیشنهاد می‌کنم داوطلبان به همان سه گام اول بسنده کنند. البته، درس جی‌مت استثناء است؛ چرا که داوطلبان در پاسخ‌گویی به تست‌های هوش گاهی باید از راه‌حل‌های خلاقانه و غیراستاندارد استفاده کنند!

روش مطالعه درس‌ها: مفهومی‌ها

روش‌های درس‌خوانی MURDER یا PQ4R یا SQ3R یا PQRST یا PQ6R جان می‌دهند برای مطالعه درس‌های مفهومی. البته برای مطالعه مفاهیم درس‌های محاسباتی نیز مناسب هستند. راستش، منطق بیشتر روش‌های درس‌خوانی مشابه‌اند. اگر بر این منطق مسلط باشید می‌توانید درس‌ها را به سبک خودتان بخوانید. در این بخش، مختصری درباره گام‌های اصلی درس‌خوانی که در تمام روش‌های درس‌خوانی مشترک است صحبت می‌کنم؛ چرا که تمام روش‌های درس‌خوانی مبتنی بر سه گام کلیدی (۱) شناخت درس و (۲) طراحی مسیر مطالعه و (۳) مطالعه و بازبینی آموخته‌ها تعریف می‌شوند. تفاوت روش‌های درس‌خوانی در چگونگی آماده‌سازی و شناخت آنچه باید آموخته شود؛ و طراحی مسیری که باید برای مطالعه هر درس طی شود؛ و تکنیک‌های مطالعه درس‌ و روش‌های بازبینی و ارزیابی آموخته‌هاست!

۱. شناخت درس

درس‌خوان‌ها نیازمند ترسیم تصویری کلی از مطالبی هستند که باید بیاموزند. شیوه آماده‌سازی درس‌ها یکسان نیست؛ همچنین، سبک یادگیری درس‌خوان‌ها نیز یکسان نیست؛ و برای شناخت و آماده‌سازی درس‌ها نمی‌شود به درس‌خوان‌ها شیوه‌ای ثابت و عام معرفی کرد.

به طور مثال، برای شناخت درس‌های محاسباتی توصیه می‌شود مسأله‌ها و شیوه حل‌شان به طور اجمالی بررسی شود؛ و برای درس‌های مفهومی خوب است عنوان‌های اصلی و فرعی هر فصل، جمله‌های کلیدی، نمودارها و جدول‌ها به طور اجمالی بررسی شود. واقعیت این است که  هر داوطلب با اندکی تلاش می‌تواند شیوه مناسب خود را برای آماده‌سازی هر درس کشف کند!

بدون شناخت درس، نمی‌توانید مسیر درس‌خوانی را برنامه‌ریزی کنید. هر درس را مشابه جورچینی منحصربفرد است که پیش از چیدن اجزای آن باید بدانید تصویر نهایی جورچین چیست و قرار است به چه نقشی برسید. اگر ندانید، نمی‌توانید اجزای جورچین را به درستی در کنار هم قرار دهید. البته بیشتر دوستان این کار را با زحمت زیاد انجام می‌دهند؛ اما به نتیجه نمی‌رسند. یعنی، آن تصویر نهایی هیچ‌گاه به طور کامل شکل نمی‌گیرد. پس، شناخت درس، مترادف با تشخیص تصویر نهایی درس، و نقشه جورچین سی‌صد، چهارصد، ششصد یا هزار تکه است!

۲. طراحی مسیر مطالعه

طراحی مسیر مطالعه، یعنی راهی برای چیدمان قطعات جورچین و رسیدن به نقشه نهایی پیدا کنید. طراحی مسیر مطالعه یعنی درس را چگونه باید آغاز کرد، هر فصل را باید در چه سطحی مطالعه کرد. در مثال جورچین، به طور معمول از گوشه‌ها آغاز می‌کنند و به هم‌جواری رنگ‌ها و سازگاری نقش‌های اجزاء توجه می‌کنند. تصویر نهایی با پیگیری همین دو اصل و کمی تلاش و اندکی دوباره‌کاری و ارتکاب چند اشتباه شکل می‌گیرد. درس‌خوانی هم همین است!

روش‌های درس‌خوانی، تکنیک‌های متفاوتی را برای طراحی مسیر درس‌خوانی پیشنهاد کرده‌اند؛ اما بیشترشان بر طرح پرسش تأکید می‌کنند؛ چرا که طرح پرسش، مغز را بر مطالب درسی متمرکز می‌کند و از پرش‌های ناخودآگاه و مخرب ذهن جلوگیری می‌کند. البته شیوه طرح پرسش برای تمام درس‌ها و مبحث‌ها یکسان نیست. گاهی باید ده دوازده پرسش درست و درمان طراحی و مکتوب شوند و گاه، همین‌که یک پرسش اصلی در ذهن شکل بگیرد کفایت می‌کند. تعیین وضعیت طراحی پرسش‌ها منوط به تشخیص درس‌خوان است!

۳. مطالعه درس و بازبینی آموخته‌ها

هر چه گام‌های شناخت و طراحی بهتر انجام شوند، کار درس‌خوان برای یادگیری درس آسان‌تر می‌شود و کمتر گیج می‌زند که چه چیزی را باید چقدر بخواند. مطالعه درس، مجموعه‌ای از رفتارها و تکنیک‌هایی مورد استفاده درس‌خوان‌ها برای فهم کامل درس، برقراری ارتباطی معنادار میان مطالبی که در هر وعده درسی مطالعه می‌کند با مطالبی که پیش‌تر آموخته است؛ و در نهایت، فراخوانی سهل و سریع آموخته‌ها در هنگام نیاز است.

درس‌خوان‌جماعت در گام مطالعه درس‌ها تلاش می‌کند مطالب برنامه‌ریزی‌شده برای هر وعده درسی را با هدف درک مفاهیم، کشف جزئیات و فراهم کردن پاسخ‌های مناسب برای پرسش‌هایی که پیش‌تر در طراحی مسیر درس تهیه شده‌ است مطالعه کند. پس، سهم اصلی عملیات درس‌خوانی، صرف یادگیری درس‌ها و پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی می‌شوند که پیش‌تر در گام آماده‌سازی تهیه شده است. اگر پرسش‌ها بی‌کیفیت باشند، ‌منابع ذهنی و زمانی بیشتری باید برای مطالعه و مرور درس‌ها صرف شود که به صرفه و صلاح درس‌خوان‌ها نیست!

مطالعه درس‌ها، فقط خواندن و حفظ کردن متن‌ها نیست. درس‌خوانی بهینه، مستلزم انجام فعالیت‌ها و استفاده از تکنیک‌ها و روش‌هایی مانند علامت‌گذاری، نکته‌برداری، یادداشت‌برداری، خلاصه‌نویسی، حاشیه‌نویسی و ترسیم درخت مفاهیم برای تکمیل فرایند یادگیری استفاده می‌شود.

مطالعه نوشتاری همراه با تقطیع موضوعی، یکی از تکنیک‌های ساده و مؤثر برای درس‌خوانی بهره‌ورانه است. تقطیع موضوعی، یعنی مطالعه بخش‌های کوچک و پیوسته درس‌ها و ساختاردهی نوشتاری به مواردی است که مطالعه شده‌اند. یعنی، خواندن و نوشتن؛ یعنی، بازخوانی و بازنویسی، تا آموخته شود، آنچه را که باید آموخت!

مرور یادداشت‌های قبلی و اصلاح کلمه‌های کلیدی و تکمیل درخت‌های مفهومی مرتبط با درس، تکنیک دیگری برای یادگیری بهتر درس‌های جدید است. نوشتن، دسته‌بندی و مرتب‌سازی هنرمندانه آموخته‌ها بسیار توصیه می‌شود؛ چرا که مغز آدمی، چیزهایی را که در هنگام ثبت‌شان از حس‌های پنج‌گانه، تخیل، داستان‌سرایی، ترتیب، طنز، ترسیم، اغراق و رنگ استفاده شده باشد برای مدت‌زمان طولانی‌تری نگهداری، و سریع‌تر و دقیق‌تر فراخوانی می‌کند.

بازبینی آموخته‌ها، فعالیت بسیاری مهمی است که سوراخ‌های یادگیری را مشخص و سلامت آموخته‌ها را تضمین می‌کند. حافظه درس‌خوان‌ها مشابه آب‌کشی بزرگ با سوراخ‌‌های متعدد است. داوطلبانی که روش‌مند می‌خوانند، می‌توانند به مرور و با کمک تکنیک‌هایی که به اختصار درباره‌شان صحبت کردم، آموخته‌ها را در آب‌کش‌شان جمع‌آوری کند و سوراخ‌ها را به مرور با تکنیک‌های بازبینی پیدا و مسدود کند. بیشتر داوطلبان، از موقعیت و اندازه سوراخ‌های یادگیری‌شان بی‌خبرند؛ از این رو، فکر می‌کنند اگر بیشتر بخوانند می‌توانند حجم آموخته‌هاشان را بیشتر کنند. حال آنکه، ظرف یادگیری انسان‌ها، آب‌کش‌گونه است و هر چه بیشتر در این آب‌کش بریزید، حجم بیشتری را هم از دست می‌دهید. درس‌خوان هوشمند آن است که سوراخ‌های بزرگ‌تر را کشف و رفع کند. البته تمام سوراخ‌های یادگیری را نمی‌شود کشف و مسدود کرد. همین‌که بیشتر سوراخ‌های یادگیری کشف و رفع شوند، خیال درس‌خوان آسوده است که بخش قابل توجهی از ورودی‌ها را در اختیار خواهد داشت و آموخته‌ها را مفت از دست نمی‌دهد و نیازی به مطالعه تراکتوری و رنج‌آور ندارد!

بازبینی آموخته‌ها مجموعه فعالیت‌هایی است که فارغ از سختی یا پیچیدگی آزمون‌ها به درس‌خوان‌ها تضمین می‌دهد که می‌تواند به درصد مشخصی از مسأله‌ها و تست‌هایی که پیش‌تر به درستی مطالعه کرده است به درستی پاسخ دهد!

بازبینی آموخته‌ها مشتمل بر دو فعالیت کلیدی است:

  • یک اینکه، کیفیت یادگیری درس‌ها باید بررسی شود؛ یعنی، درس‌خوان بررسی می‌کند که آیا مطالب را به درستی می‌آموزد؟ به درستی از منابع استفاده می‌کند؟ فرصت‌ها را برای فعالیت‌های بیهوده تلف نمی‌کند؟
  • دو اینکه، کیفیت دست‌یابی به هدف‌های درسی بررسی می‌شود؛ یعنی، درس‌خوان پارتیزانی بررسی می‌کند که آیا مطالبی را که باید بیاموزد آموخته است؟ آیا مطالب را با عمق و به قدر کفایت آموخته است؟ و آیا بیش از حد نیاموخته است؟

تکنیک ساده پس‌گیری مستمر، راهی ساده و کم‌هزینه برای بازبینی آموخته‌هاست. تمام درس‌خوان‌ها با آموخته‌های سرگردان مواجه‌اند. آموخته‌های سرگردان، بخشی از درس هستند که پیش‌تر خوانده شده، حفظ شده، و در ظاهر، آموخته شده‌اند؛ و شاید به دفعات در حافظه ثبت شده‌اند؛‌ اما در فضای ذهنی داوطلب پرسه می‌زنند و جای مشخص ندارند؛ از این رو، در ساختار مفهومی درس قابل ردیابی نیستند؛ پس، به سادگی قابل فراخوانی نیستند و داوطلب نمی‌تواند به درستی از آن‌ها در جلسه آزمون استفاده کند. هر آموخته‌ای که در شرایط آزمون، به سرعت و سادگی قابل فراوانی نباشد بی‌فایده است.

پس‌گیری مستمر داده‌ها، تمرین فراخوانی داده‌ها و بررسی صحت و سقم‌شان و سپس، اصلاح و تحویل دوباره همان‌ها به مغز است. دادن و پس گرفتن نظام‌مند آموخته‌ها، گیر و گرفت‌های یادگیری را پدیدار می‌کند و موجب تثبیت و فراخوانی سریع آموخته‌ها می‌شود. بازنویسی یا بازگویی آنچه که پیش‌تر درباره موضوعی آموخته‌اید یا تدریس‌شان به دیگران، تمرینی کارآمد برای ذهن و تثبیت درک‌تان از یک موضوع خاص است. وقت مناسبی را انتخاب کنید و تمام دانش‌تان را درباره یک موضوع خاص روی برگه‌ای سفید بنویسید یا بکشید. بررسی نتیجه کار نشان می‌دهد که در فراخوانی منسجم اطلاعات کدام بخش، نکته یا موضوع مشکل دارید. همین‌ها را در اسرع وقت رفع کنید. به طور معمول فراخوانی برخی مفاهیم انتزاعی برای ذهن دشوار است. اگر بتوانید مثال یا مصداقی برای این‌قبیل موارد ایجاد و به آنها الصاق کنید، بهانه‌ای به ذهن برای یادآوری و فراخوانی سریع‌‌تر آن مفاهیم دشوار فراهم کرده‌اید!

بازبینی درسی، فعالیتی کلیدی برای کشف، شناسایی، رفع و دفع مانع‌ها، نقص‌ها، مشکلات و گسست‌های دانشی و مهارتی است که داوطلب را از نتیجه‌گیری مطلوب دور می‌کند!

کلام آخر

کنکور ارشد مدیریت، هماوردی رقابتی است و داوطلبی موفق می‌شود و رتبه بهتری کسب می‌کند که تصویری شفاف‌تر، واقعی‌تر و دست‌یافتنی‌تر از درس‌ها ترسیم کرده باشد و هوشمندانه بخواند و ضعف‌ها را بپذیرد و رفع‌شان کند. علم غیب ندارم؛ اما می‌دانم داوطلبانی که هوشمندانه و روش‌مند می‌خوانند با احتمالی بیشتر موفق می‌شوند. به بیان دیگر، عامل کلیدی تفاوت داوطلبان را در مطالعه حجیم درس‌ها و استفاده از منابع بسیار خاص نمی‌دانم؛ بلکه علق و تجربه‌ام می‌گوید: داوطلبی موفق می‌شود که روش دُرست درس‌خوانی را می‌داند. این‌گونه درس‌خوان، با کمک منابع متوسط و حتی کمی قدیمی نیز موفق می‌شوند!