تکنیک Z به‌طور اختصاصی برای مطالعه یادگیری درس‌های محاسباتی طراحی شده است!

روش مطالعه ۲: درس‌های محاسباتی‌

روش مطالعه درس‌های محاسباتی و تسلط بر حل مسأله‌ها از اساس با مطالعه درس‌های مفهومی متفاوت است. اساس درس‌های محاسباتی بر حل مسأله استوار است و تسلط بر حل تست‌های درس‌های محاسباتی مستلزم مهارت‌ورزی در چهار گام است.

فرض می‌کنیم مفهوم درس را آموخته‌اید و هم‌اکنون برای تسلط در حل مسأله‌ها تلاش می‌کنید. مسیری که ارشدباز پیشنهاد می‌کند پیروی از تکنیک زِد (Z) برای تسلط بر حل مسأله است. مهارت‌ورزی در حل مسأله‌ها به روش زِد (Z) مشتمل بر چهار مرحله است که برای داوطلبان کنکور ارشد مدیریت، دو یا حداکثر سه گام ابتدایی کفایت می‌کند!

۱. تقلید کامل

باید مسأله را به همان روشی که کتاب یا مدرس گفته است حل کنید. آن‌قدر این کار را باید انجام دهید تا ملکه ذهن‌تان شود. یعنی اگر همان مسأله را با همان داده‌ها تقدیم‌تان کنند باید ظرف سه سوت مسأله را حل کنید و پاسخ درست را اعلام کنید. در گام اول، لازم نیست خودتان را درگیر چرایی استفاده از این راه‌حل کنید. فقط خودتان را به آن راه‌حل عادت دهید. حواس‌تان باشد که در این گام، فقط و فقط مسأله‌ها را باید با یک روش مشخص حل کنید. مثال‌ها و تست‌های کتاب جان می‌دهند برای حل کردن؛ آن‌قدر که مسأله و راه‌حل را حفظ شوید!

تبعیت از این روش، حس اعتماد به نفس داوطلبانی را که از درس‌های محاسباتی می‌ترسند یا احساس ضعف می‌کنند به طور واقعی تقویت می‌کنند؛ و به مرور دست‌گیرشان می‌شود که بی‌ترس و بدون واهمه بر یک‌یک درس‌های کنکور ارشد مدیریت می‌شود چیره شد!

۲. تقلید نسبی

اکنون که حل یک گونه مسأله را با یک راه‌حل آموخته‌اید، پیشنهاد می‌کنم راه‌حل را تحلیل کنید. یعنی،‌ درک کنید که مسأله، چرا و چگونه با این راه‌حل حل شد. بررسی کنید که در کدام مرحله از حل مسأله ممکن است خطا کنید. این‌ها را مفصل تحلیل کنید؛ چرا که شناخت نقطه‌های خطاپذیر هر مسأله، ذهن‌تان را به آن مرحله حساس می‌کند و شما را از ابتلا به آنها دور می‌کند. اگر گام دوم (تقلید نسبی) را درست تمام کنید، به سهولت می‌توانید یک‌سوم تا نیمی از تست‌های درس‌های محاسباتی را با حداقل خطا حل کنید!

گام دوم (تقلید نسبی) برای دوستانی مفید است که درس محاسباتی را «اصلی» اولویت‌بندی کرده‌اند و به یک امتیاز متوسط رضایت می‌دهند. با همین دو گام می‌شود نیمی از تست‌های ریاضی و آمار، مدیریت تولید، اقتصاد؛ و حداقل یک‌سوم تست‌های پژوهش عملیاتی و جی‌مت را شکار کرد که امتیاز قابل توجهی است!

کم نبودند داوطلبان باسوادی که تست‌های درس‌های تخصصی را می‌فهمیدند و خوب حل می‌کردند؛ اما بعدتر، گرفتار امتیازهای منفی ناشی از خطاهای ریزه‌میزه‌ای شدند که در حین حل مسأله‌ها گرفتارشان کرده بود و متوجه‌شان نشده بودند!

۳. ابتکار نسبی

در پایان گام دوم می‌توانید هر مسأله‌ را به یک روش و فقط یک روش حل کنید و بر مراحل آن مسلط هستید. در گام سوم، باید بر یادگیری و تسلط بر راه‌حل‌های دیگر تمرکز کنید. بی‌شک بیشتر مسأله‌ها را می‌شود به طرق گوناگون حل کرد. کتاب‌های کنکور به طور معمول مسأله‌ها را به چند روش حل می‌کنند که در گام سوم باید حل یک مسأله را به چند روش بیاموزید. ابتکار نسبی انعطاف‌پذیری‌تان را در جلسه کنکور بالا می‌برد و پیچیدگی احتمالی تست‌ها به سهولت گرفتارتان نمی‌کنند. قاطبه راه‌های تستی و میان‌بر در همین گام آموخته می‌شوند!

گام سوم برای دوستانی مفید است درس را «کلیدی» اولویت‌بندی کرده‌اند و می‌خواهند حد بالای امتیاز ممکن را از هر درس شکار کنند!

۴. ابتکار کامل

گام چهار برای داوطلبانی است که هم فرصت، هم علاقه و هم استعداد خوبی در درس دارند و می‌توانند راه‌حل خودشان را برای حل مسأله‌ها کشف کنند. سطح تست‌های درس‌های محاسباتی برای کنکور ارشد مدیریت این‌قدرها بالا نیست و پیشنهاد می‌کنم داوطلبان به همان سه گام اول بسنده کنند. البته، درس جی‌مت استثناء است؛ چرا که داوطلبان در پاسخ‌گویی به تست‌های هوش گاهی باید از راه‌حل‌های خلاقانه و غیراستاندارد استفاده کنند!