بلاگ ۹۶ریل‌سازی مفهومی (در حال بازنگری)

ریل‌سازی مفهومی (در حال بازنگری)

برنامه درسی‌تان را اگر متوازن طرح‌ریزی نکرده باشید شک نکنید که گرفتار خواهید شد. یکی دو روز پیش؛ در حال تورق برنامه درسی پیشنهادی «خانه مدیریت مهام» برای ارشد مدیریت بودم که نکته‌ای جالب‌ در ذهنم جوانه زد. این مؤسسه بر تجربه یک‌باره درس‌ها در هفته‌های ابتدایی درس‌خوانی تأکید دارد. مشابه این شیوه را بسیار دیده‌ام. رویکرد این‌چنینی به ماجرای درس‌خوانی با شیوه‌ای که به شخصه استفاده‌اش می‌کنم متفاوت است. راستش با این‌قبیل شیوه‌ها سازگار نیستم و در عوض؛ توجه به شیوه ریل‌سازی مفهومی درس‌ها را توصیه می‌کنم!

ریل‌سازی مفهومی یعنی چه؟

مغز انسان برای آشنایی درست و درمان با مفاهیم تازه نیازمند صرف زمانی مشخص است. به نقل از برادر «معماریانی» می‌گویم که مغز آدمی برای ثبت مفاهیم، نیازمند صرف سه هفته متوالی و برای «تثبیت» آموخته‌ها نیازمند صرف سه هفته متوالی دیگر است. از این رو؛ آشنایی و چیدمان درست مطالب در مغز نیازمند دوره‌ای چهل روزه است. آغاز یک‌باره هفت هشت موضوع متفاوت در هفته‌های ابتدایی درس‌خوانی با عملکرد طبیعی مغز سازگار نیست. برای سازگاری و بهره‌برداری حداکثری از توان مغز لازم است درس‌ها را به مرور و بر اساس جنس‌شان با مغز آشنا کنیم. جنس هر درس را به طور تجربی (غیرعلمی) ترکیبی از سه ماهیت «زبانی» و «مفهومی» و «فنی» می‌دانم. به طور مثال؛ ماهیت درس‌های «ریاضی و آمار» و «پژوهش عملیاتی» از تبار «فنی» هستند و ماهیت درس‌های «تئوری مدیریت» و «بازاریابی» از تبار «مفهومی» است. می‌دانم که به صراحت نمی‌شود در این‌باره صحبت کرد، اما همین‌که جنس درس دست‌گیرتان شود کفایت می‌کند. توجه به جنس درس‌ها موجب توازن در چیدمان درس‌های روزانه خواهد شد.

چیدمان درسی؛ طرح‌ریزی برنامه‌ای منسجم برای مطالعه بخشی از یک منبع درس در یک دوره زمانی مشخص است و به سه شیوه «طولی» و «عرضی» و «ریل‌سازی» انجام می‌شود. به طور مثال؛ با چیدمان درسی مشخص می‌کنید که امروز باید یک‌چهارم اول فصل «سازمان‌دهی» از کتاب «مبانی سازمان و مدیریت» در دو بلاک درسی مطالعه شود، سپس تست‌های تألیفی فصل «کاربرد مشتق» کتاب «ریاضیات عمومی» در یک بلاک درسی بررسی شود و الی آخر!

مطالعه طولی درس‌ها

این شیوه را برای سال‌های متمادی برای کسب توفیق در امتحانات دبیرستان و دانشگاه تجربه کرده‌اید. امتحانات پایان ترم مراکز آموزشی به طور گسسته برنامه‌ریزی می‌شود و تبعیت از شیوه مطالعه طولی و منقطع درس‌ها برای موفقیت در آزمون‌ها بی‌نهایت اثربخش است. پس؛ چیدمان طولی درس‌ها یعنی تمرکز کامل، انحصاری و شبانه‌روزی بر یک درس خاص برای فهم کامل و کسب مهارت بالا در پاسخ‌گویی به تست‌هاست. اما حکایت کنکور ارشد قدری متفاوت است، چرا که آزمون ارشد از تبار آزمون‌هایی است که موضوع‌های متعدد را به طور همزمان در یک دوره زمانی محدود مطرح می‌کند. از این رو؛ مطالعه طولی درس‌ها برای موفقیت در کنکور ارشد توصیه نمی‌شود!

مطالعه عرضی درس‌ها

گفته شد که آزمون ارشد از تبار آزمون‌های جامع با پوشش موضوع‌های متفاوت است. به همین علت؛ داوطلبان ارشد داستان ما خودآگاه یا ناخودآگاه متمایل به شیوه مطالعه عرضی می‌شوند و می‌خواهند تمامی درس‌ها را در یک دوره زمانی کوتاه پوشش دهند. همین می‌شود که مطالعه تمامی درس‌ها از همان هفته‌های ابتدایی در دستور کار قرار می‌گیرند. تبعیت از چیدمان عرضی درس‌ها در آزمون ارشد عاقلانه‌تر است و موجب توازن میان درس‌ها می‌شود، اما بی‌عیب و هم نیست!

ریل‌سازی درس‌ها

شیوه سوم که به طور خودمانی «ریل‌سازی مفهومی» خطاب می‌شود، ترکیب هوشمندانه چیدمان‌های درسی طولی و عرضی است. نکته کلیدی مستتر در بطن شیوه ریل‌سازی مفهومی، استفاده مناسب از چیدمان‌های طولی و عرضی در زمان مناسب است. در چیدمان عرضی ممکن است در یک روز مشخص، ملزم به یادگیری چند مفهوم تازه از درس‌های مشابه باشیم. مغز آدمی در این حالت عملکرد متوسط تا ضعیفی خواهد داشت. مغز بنی‌بشر؛ نیازمند شرایط ویژه‌ای برای یادگیری (ثبت) و جاگذاری (تثبیت) آموخته‌هاست. یادگیری چند مبحث مشابه در یک دوره زمانی کوتاه موجب اختلال در فرایند یادگیری انسان می‌شود. پس چاره چیست؟

درس‌ها را علاوه بر جنس‌شان، می‌شود بر مبنای ویژگی دیگری که پیش‌تر با عنوان «سطح درک» مطرح شده است طبقه‌بندی کرد. سطح درک؛ نسب‌تان را با درسی که باید مطالعه شود مشخص می‌کند. «آشنایی اولیه» و «فهم کلیات» و سپس «درک جزئیات» و در نهایت «کسب مهارت» و استفاده از آموخته‌ها مثالی از «سطح درک» است. اگر بر اساس گام‌های هشت‌گانه PQ6R درس‌خوانی می‌کنید درس‌ها را راحت‌تر می‌توانید طبقه‌بندی کنید.

ریل‌سازی مفهومی یعنی؛ برنامه مطالعه روزانه و هفتگی درس‌ها باید به گونه‌ای طرح‌ریزی شود که توازنی پایدار و منطقی میان «تعداد» و «جنس» و «سطح درک» درس‌ها برقرار شود. توازن پایدار مترادف با وجود انرژی، حوصله، انگیزه و فرصت کافی برای تکمیل تمام برنامه درسی است. پس در گام اول باید درس‌های متوالی از جنس‌های متفاوت باشند. در گام دوم باید سطح درک درس‌ها متفاوت باشد. به طور مثال؛ در درس اول باید مطالب کلی را فهمید و در درس بعدی باید بر بهبود مهارت‌ها تمرکز کرد و همین‌طور الی آخر!

چگونگی آغاز چیدمان درس‌ها

پیش‌تر هم در این‌باره صحبت کرده بودم که چگونگی آغاز درس‌خوانی در هفته‌های ابتدایی مهم است. از شلوغ‌کاری و برنامه‌ریزی غیرواقعی پرهیز کنید. توصیه می‌کنم هفته اول درس‌خوانی را با تک‌درس «زبان عمومی» آغاز کنید. در هفته دوم درس «اقتصاد خرد» را بیفزایید. در هفته سوم ضرر نمی‌کنید اگر درس «ریاضی و آمار» را وارد برنامه درس‌خوانی‌تان کنید. اگر نگران تشتت در عملکرد مغزتان هستید می‌شود درس بعدی را که توصیه می‌کنم «اقتصاد کلان» باشد با یک هفته تأخیر به ترکیب سه‌گانه مذبور ملحق کنید. به همین سهولت می‌شود تمامی درس‌ها را بدون مشقت در دو ماه ناقابل وارد برنامه مطالعه درسی روزانه‌تان کرد!

گمان می‌کنم این شیوه درس‌خوانی برای برخی دوستان عجیب و غریب و البته پیچیده باشد. اگر پرسشی در این‌باره دارید زحمت بکشید و در بخش نظرات درج کنید. تا بعد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *