مبانی علمی اولویت‌بندی درس‌ها برای کنکور ارشد مدیریت ۹۶

مبانی اولویت‌بندی درس‌ها

داوطلبانی که هدف‌شان را از شرکت در کنکور ارشد مدیریت تعریف کرده‌اند؛ در گام اول برای آغاز درس‌خوانی باید درس‌ها را اولویت‌بندی کند؛ که بسیار مهم است؛ چرا که دو فعالیت کلیدی انتخاب منابع و چگونگی مطالعه درس‌ها (چیدمان درس‌ها) به اولویت درس‌ها وابسته است. پس، داوطلبانی که درس‌ها را اولویت‌بندی نکرده‌اند، درک درستی از جایگاه درس‌ها در برنامه درسی‌شان ندارند. البته، تمام داوطلبان درس‌ها را به طور رسمی یا غیررسمی اولویت‌بندی می‌کنند؛ اما بیشتر شیوه‌های اولویت‌بندی مبتنی بر اطلاعات محدود، ناقص و گفته‌های رتبه‌های برتر  سال‌های قبل است؛ که ویژگی‌های داوطلبان در آن لحاظ نشده است.

در این نوشته، تلاش کردم تصویری روشن و نزدیک به واقعیت از چگونگی اولویت‌بندی درس‌ها ترسیم کنم؛ و به داوطلبان کمک کنم درس‌ها را با کم‌ترین خطا اولویت‌بندی کنند؛ چرا که بخش مهم انرژی و تلاش داوطلبان، صَرف مطالعه کتاب‌های درسی می‌شود. اهمیت و اولویت درس‌ها برای تمام داوطلبان یکسان نیست. هر درس، جایگاه مشخصی در ذهن هر داوطلب دارد و برای تأمین هدفی مشخص مطالعه می‌شود. روش درس‌خوانی پارتیزانی بر تناسب تلاش و نتیجه تأکید دارد؛ و تشخیص اهمیت هر درس، و اولویت‌بندی دُرست درس‌ها را گام اول و اساسی در مسیر کسب توفیق داوطلبان می‌داند. اما اولویت‌ها کدام‌اند؟ و اولویت‌بندی دُرست درس‌ها چگونه باید انجام داد؟

سطح‌های اولویت

روش درس‌خوانی پارتیزانی، اولویت‌بندی را تشخیص اهمیت و جایگاه هر درس، و شناخت منابع ارزشمند و محدودی مانند انرژی، زمان، شرایط موافق، حال و حوصله خواندن، مدرسان و مشاوران این‌کاره، کتاب‌های خوب و دوستان دل‌بندی تعریف می‌کنیم که باید به طور هوشمندانه برای توفیق در هر درس استفاده شوند. خودمانی‌اش این می‌شود کدام درس را باید در سطحی بالاتر بخوانم، کدام را باید خوب بخوانم، کدام را باید حداقلی بخوانم و کدام را باید از دایره درس‌خوانی خارج کنم تا به توفیق نزدیک شوم.

تکنیک‌های گوناگونی برای اولویت‌بندی استفاده می‌شوند. روش درس‌خوانی پارتیزانی، درس‌ها را مبتنی بر تکنیک مسکو (MoSCoW) اولویت‌بندی می‌کنیم، به این صورت که:

  • سطح یک؛ هدف‌های حیاتی (Must) هستند که در هر شرایطی باید انجام شود. یعنی اگر انجام نشوند، انگاری کاری انجام نشده است.
  • سطح دو؛ هدف‌های مهم (Should) هستند که باید انجام شوند؛ اما اولویت انجام‌شان کمتر از هدف‌های حیاتی  است و نیازمند سطح متوسطی از تلاش و استفاده از منابع هستند.
  • سطح سه؛ هدف‌های خوب (Could) هستند که بهتر است انجام شوند. یعنی انجام‌شان از نشدن‌شان بهتر است و بودشان به بهبود کیفیت کار کمک می‌کند؛ اما در صورت نبود فرصت و کمبود منابع، قابل چشم‌پوشی هستند.
  • سطح چهار؛ هدف‌های بی‌فایده یا نامطلوب (Won’t) هستند که در هر شرایطی نباید انجام شوند. تشخیص این دسته از کارها از تمام کارهای بالا مهم‌تر است؛ چرا که انجام این‌گونه کارها انرژی قابل ملاحظه‌ای را تلف می‌کند و فرصت‌های بی‌بدیل را از بین می‌برد.

روش درس‌خوانی پارتیزانی، مجموعه درس‌های کنکور ارشد را مبتنی بر اهمیت‌شان در مسیر درس‌خوانی، در چهار سطح «کلیدی» و «اصلی» و «کمکی» و «تعلیقی» اولویت‌بندی کرده است. مختصری درباره هر اولویت صحبت می‌کنیم تا دست‌گیرتان شود سطح‌های چهارگانه اولویت‌بندی درس‌ها چیستند؛ و بعدتر خواهیم گفت که چگونه می‌تواند درس‌ها را اولویت‌بندی کنید!

یک:کلیدی‌ها

مشتمل بر درس‌های حیاتی و استراتژیکی هستند که باید در بالاترین سطح و با تمام توان مطالعه شوند. داوطلبان با درس‌های کلیدی می‌توانند امتیازهای کلان کسب کنند. پس، درس‌های کلیدی را که توصیه می‌کنیم حداقل «یک» درس، و حداکثر «دو» درس باشند، باید تمام و کمال مطالعه کرد. داوطلبی که اولویت یک یا دو درس دلخواه‌ را کلیدی انتخاب کرده است، کسب حداکثر امتیاز ممکن را از آن‌ها نشانه رفته است. اما حداکثر امتیاز ممکن برای هر درس چقدر است؟ ۱۰۰ درصد؟

بیشتر داوطلبان، حداکثر امتیاز ممکن برای یک درس مشخص را ۱۰۰ درصد فرض می‌کنند و برای کسب آن تلاش می‌کنند؛ که به ندرت موفق می‌شوند؛ اما بهتر است بپذیریم هر درس، یک سقف مشخص برای کسب امتیاز دارد و بالا رفتن از آن سقف می‌تواند زمان‌گیر، پرهزینه و پرمخاطره باشد. سقف درصد برای هر درس، یعنی قناعت به درصدی از درس است که هم در دسترس است، هم توجیه‌پذیر است و هم به صرفه و صلاح داوطلبان است. سقف درصد برای هر درس‌ متفاوت است. برای برخی درس‌ها مانند پژوهش عملیاتی و مدیریت تولید حوالی ۶۰ درصد، و برای درسی دیگر مانند بازاریابی حوالی ۸۰ درصد است.

سقف درصد مطلوب به این معنا نیست که داوطلب نمی‌تواند آن درس را ۱۰۰ درصد بزند نه؛ گاهی می‌شود و گاهی نمی‌شود. تعیین سقف درصد مطلوب یا حداکثری امتیازی که توصیه می‌شود برای درس‌های کلیدی منظور شود، برای تعدیل نگاه داوطلبان است. هیچ‌یک از داوطلبان نمی‌دانند و نمی‌توانند درباره میزان سختی تست‌ها یا درباره رابطه تست‌ها با فصل‌های هر درس در کنکور سال جاری اظهارنظر کند. وجود همین عدم‌قطعیت‌ها و عدم توانایی در پیش‌بینی تست‌هاست که برای هر درس، یک سقف مشخص فرضی منظور می‌شود. البته سقف درصد مطلوب برای هر درس، وحی مُنزل نیست و بی‌شک برخی داوطلبان می‌توانند از آن فراتر روند؛ اما به صرفه و صلاح بیشتر داوطلبان است که به سقف ممکن رضایت دهند تا فرصت‌های ممکن در درس‌های دیگر را از کف ندهند!

واقعیت این است که انتخاب یکی از درس‌‌های کلیدی در هر گرایش به طور معمول در اختیار داوطلبان نیست و اجبار محیط است. به طور مثال، اولویت درس بازیابی برای داوطلبان گرایش بازرگانی، کلیدی است. یعنی اگر داوطلبی خَبط کند و اولویت بازاریابی را پایین‌تر لحاظ کند، حسابش را کرام‌الکاتبین است؛ چرا که بازاریابی برای گرایش بازرگانی ضریب چهار است و ۱۵ تست دارد و ارزشمندترین درس گرایش بازرگانی است. خلاصه اینکه داوطلبان، درس‌های کلیدی را باید انتخاب کنند و بالا بزنند تا در مدار رقابت بمانند. درس کلیدی، یعنی داوطلب انتخاب می‌کند در زمره سی چهل نفری قرار گیرد که درس را در سقف درصد ممکن می‌زنند؛ و دانستیم که این سقف درصد برای هر درس متفاوت است!

دو: اصلی‌ها

مشتمل بر درس‌های مهم است که شاکله اصلی درس‌خوانی را تشکیل می‌دهند. بیشتر درس‌ها در این گروه مستقر می‌شوند. درس‌های اصلی، پتانسیل ایجاد تمایز دارند. ؛ اما داوطلب کنکور ارشد مدیریت، درس‌های اصلی را که بین «دو» تا «چهار» درس هستند باید تمام و کمال بخواند و در حد میانه بزنید.

همانند اجبار داوطلب به انتخاب برخی درس‌های کلیدی مانند بازاریابی برای بازرگانی‌ها، داوطلب کنکور ارشد ناگزیر به انتخاب برخی درس‌های اصلی است. به طور مثال، درس اقتصاد حداقل باید اصلی باشد. این «باید» این طور معنا نمی‌دهد که نمی‌توانید اولویت درس را بالا و پایین کنید. این باید، از جنس توصیه است که اگر رعایت نشود ممکن است بعدتر در کسب رتبه درست و درمان گرفتارتان کند. اولویت درس اقتصاد را می‌شود کلیدی هم کرد. به طور مثال، فارغ‌التحصیلان رشته اقتصاد که با قایق‌های پاروئی و به طور قاچاقی به وادی کنکور ارشد مدیریت مهاجرت کرده‌اند، قابلیت بالایی در کسب امتیاز از درس اقتصاد دارد و با حداقل تلاش می‌تواند حداکثر امتیاز ممکن را از این درس شکار کند؛ پس، عاقلانه است که اولویت درس اقتصاد را کلیدی انتخاب کند. درس اقتصاد به طور پیش‌فرض درس اصلی تمام داوطلبان است؛ مگر خلافش ثابت شود.

پیش‌تر گفته شد که درس‌های اصلی، شاکله درس‌خوانی هستند؛ چرا که امتیازهای مهم را همین درس‌های اصلی به داوطلبان تقدیم می‌کنند. مزیت درس‌های اصلی آن است که امتیازشان باید در حد میانه باشد. درصد میانه برای هر درس متفاوت است. به طور مثال، میانه درصد درس تئوری‌های مدیریت حوالی ۴۰ درصد است که با تلاشی معقول، در دسترس بیشتر داوطلبان است. حتی داوطلبانی که از تئوری مدیریت متنفرند نیز می‌تواند به ۴۰ درصد فکر کند، نمی‌توانند؟

اگر داوطلبی بدون توجه به زمان، آشنایی قبلی و برخی پارامترهای دیگر که در ادامه درباره‌شان صحبت خواهیم کرد، اولویت درس تئوری‌های مدیریت را کلیدی انتخاب کند، یعنی بخواهد ۶۰ درصد را شکار کند، خطای بزرگی مرتکب شده است؛ چرا که ارتقای درصد از ۴۰ به ۶۰ درصد، نیازمند تلاشی مضاعف برای کسب درصد ۴۰ است و به صرفه و صلاح بیشتر داوطلبان نیست. مزیت دیگر درس‌های اصلی آن است که اگر فرصت درس‌خوانی مهیا شود، داوطلبان با اندکی تلاش می‌توانند کیفیت مطالعه و مهارت‌ورزی را برای یک یا دو درس ارتقا دهند و خودشان را برای فرصت‌طلبی آماده کنند. به طور مثال، درصد میانه برای درس اقتصاد حوالی ۴۵ درصد است. اگر داوطلب فرصت کند و تست‌های بیشتری را تمرین کند و درجه سختی و پیچیدگی تست‌های کنکور نیز معقول باشد، شاید بتواند درس را حوالی ۵۰ تا ۶۰ درصد هم بزند. همین ۵ تا ۱۵ درصد اضافی معجزه می‌کند و عامل تمایز داوطلب را از رقیبان نزدیک است. پیشنهاد می‌کنم، کارنامه رتبه‌های تک‌رقمی و دو رقمی مرغوب و علی‌الخصوص آن‌هایی که تراز و معدل‌شان نزدیک است را خوب بالا و پایین کنید و ببینید که کدام درس‌ها موجب سعادت‌شان شده است. رتبه هشت بازرگانی سال ۹۴ اگر همین ۵ تا ۱۵ را شکار کرده بود، می‌توانست رتبه هفت شود و به جای بازرگانی بین‌المللی دانشگاه بهشتی، دانشجوی دانشگاه تهران باشد!

راه عاقلانه‌ و آدمیزادی برای توفیق در کنکور ارشد مدیریت و بیشتر رشته‌های دیگر، توجه به راه میانه یا درصد میانه درس‌هاست. میانه درصد برای هر درس، حد وسط سقف و کف درصدها برای همان درس است.  میانه درصد، در دسترس تمام داوطلبان کنکور ارشد مدیریت است؛ و داوطلبان کنکور با اندکی ممارست، حتی در درس‌هایی که به خیال‌خودشان ضعف دارند، می‌توانند درصد میانه را کسب کنند.

میانگین تراز علمی رتبه ۳۰ سال‌ گذشته گرایش‌ مدیریت بازرگانی حوالی ۴۲ درصد بود. پس، اگر میانگین تراز علمی‌تان حوالی ۴۲ باشد، با احتمال بالا در میان ۵۰ نفر برتر کنکور ارشد مدیریت خواهید بود. به بیان دیگر، اگر داوطلبی، تمام درس‌های گرایش‌های مذبور را نیم‌وجب بالاتر از میانه بزند، در زمره ۵۰ رتبه برتر گرایش خود خواهد بود. این‌طور هم می‌شود گفت اگر داوطلبی تمام درس‌های گرایش خود را حوالی ۴۲ بزند، در زمره ۵۰ رتبه برتر خواهد بود. همین است که می‌گویم راه میانه، نزدیک‌ترین و مطمئن‌ترین راه به کسب توفیق است!

نتیجه اینکه درس‌های اصلی را باید حوالی میانه بزنید. درباره بالا یا پایین درصد میانه نمی‌شود اظهارنظر کرد؛ چرا که شرایط کنکور هر سال تغییر می‌کند. برای کسب اطمینان از حضور در کریدور رتبه‌های برتر، توصیه می‌شود حداقل ۵ درصد بالای میانه را نشانه بگیرید.

سقف، میانه و کف درصدها را در نمودار زیر مشخص شده‌اند.

Lessons_Priorities_Max_Min_Med_940313_72

سه: کمکی‌ها

مشتمل بر درس‌های کم‌اهمیت‌تری هستند که منابع کمتری را نیز باید صرف‌شان کرد. هدف از مطالعه درس‌های کمکی، شکار تست‌های تکراری یا آسان برای جبران کمبودهای احتمالی در درس‌های کلیدی و اصلی است. درس‌های کمکی نقش بسیار مهمی در مسیر توفیق‌تان ایفا می‌کنند. مختصر امتیازی که داوطلبان از همین درس‌های کم‌اهمیت کمکی کسب می‌کند دو کارکرد مهم دارد:

یک اینکه، به داوطلب کمک می‌کنند از مدار رقابت خارج نشود؛ و

دو اینکه، موجب تمایز داوطلب در رتبه‌های بالا خواهد شد.

خلاصه اینکه درس‌های کمکی مصداق «فلفل نبین چه ریزه، بریز تو آبگوشت، وانگهی دریا شود!»  هستند.

درس‌های کمکی را باید برای کسب کف درصد بخوانید. کف درصد، حداقل امتیازی است که می‌شود به سهولت از هر درس شکار کرد. داوطلبان زیادی هستند که از کف درصد برخی درس‌ها چشم‌پوشی می‌کنند و درس‌ها را به سادگی حذف می‌کنند. داوطلبانی هم هستند که توان یا جرأت حذف ندارند و همین درس‌ها بعدتر گرفتارشان می‌کند. واقعیت آن است که اگر درس را کمتر از کف درصد بزنید، انگاری درس را حذف کرده‌اید. داوطلبان بهتر است یک تصمیم مهم اختیار کنند؛ یا درس را حذف کنند؛ یا درس را بالاتر از کف درصد بزند!

کف زدن درس می‌توانم موجب خطا شود؛ چرا که وسوسه خواندن بیشتر، گریبان برخی داوطلبان را سخت می‌گیرد. داوطلبان باید بدانند که برخی درس‌ها را باید حداقلی، برای کسب امتیاز حداقلی بخوانند و بس. به طور مثال، داوطلبی که می‌خواهد درس مبانی مدیریت اسلامی را حداقلی بزند، لازم نیست کتاب‌های جامع یا چند کتاب مرجع را بخواند. کافی است، یکی از بهترین کتاب‌های مرجع مانند کتاب مدیریت ما دکتر پورعزت را برای شکار دو تا سه تست بخواند و بس. خوب می‌دانم که بیشتر داوطلبان نمی‌توانند خودشان از وسوسه خواندن یک کتاب یا جزوه بیشتر  خلاص کنند. همین است که از وقت درس‌های کلیدی یا اصلی می‌زنند و وقت‌شان را صرف شکار یک تست بیشتر از یک درس کمکی می‌کنند.

کف درصد، خوراک درس‌هایی مانند ریاضی و آمار است که تست‌های تکراری و الگوپذیر دارند. توصیه می‌کنم ریاضی و آمار را هیچ‌گاه حذف نکنید. حتی اگر از ریاضی و آمار متنفر هم باشید، با اندکی تلاش می‌توانید سه چهار تست ناقابل از این درس شکار کنید و حوالی ۲۰ درصد امتیاز بگیرید که اساسی کمک‌حال‌تان خواهد بود!

گمان نمی‌کنم به سهولت بتوانید از یک قطعه الماس ده قیراطی که در احاطه کپه‌ای فضولات است دل بکنید. شما هم مانند من، دست‌تان را آلوده می‌کنید و الماس را برمی‌دارید و بعدتر، دست‌تان را با صابون آنتی‌باکتریال می‌شویید و خلاص. درس‌های کمکی، حُکم همان فضولاتی را دارند که الماسی در بطن‌شان پنهان است. مهم این است که حداقل امتیاز ممکن را شکار کنید. تنفرتان، بعد از قبولی شسته می‌شود!

چهار: حذفی‌ها

مشتمل بر درس‌هایی هستند که مطالعه‌شان تا اطلاع ثانوی باید معلق شوند. مطالعه برخی درس‌ها در ظاهر مفید هستند؛ اما در باطن، فرصت و منابع داوطلبان را هدر می‌دهند؛ پس، داوطلبان باید بتواند از آنها چشم‌پوشی کند. البته سطح شناخت و موضع داوطلبان نسبت به درس‌ها در مسیر درس‌خوانی تغییر می‌کند و طبیعی است که اولویت درس‌ها نیز بالا و پایین می‌شود. پس، به سهولت و به طور قطعی نمی‌شود درسی را حذف کرد. اولویت قطعی درس‌ها پس از دو تا سه مرتبه اولویت‌بندی مشخص می‌شوند. درسی را می‌شود از دایره درس‌خوانی حذف کرد که حداقل در دوره دوره اولویت‌بندی متوالی، تعلیقی باشند.

البته می‌دانم که برخی درس‌ها مستعد حذف هستند. به طور مثال، پیچیدگی غیرمعقول تست‌های درس پژوهش عملیاتی در دو سه سال اخیر موجب شده است که بیشتر داوطلبان ارشد مدیریت، این درس را حذف کنند. مرور کارنامه‌ها نشان می‌دهد که بیشتر داوطلبان ارشد مدیریت بازرگانی، درس پژوهش عملیاتی را حذف کرده یا کف زده‌اند. شاید اولویت‌شان بالاتر بوده، اما در عمل درس را حداقلی زده‌اند. بعدتر، که به طور عملی درس‌ها را اولویت‌بندی می‌کنید، تکلیف‌تان به صراحت با درس‌های پژوهش عملیاتی یا مدیریت تولید یا ریاضی و آمار مشخص می‌شوند.

انتظارات داوطلبان از رتبه

سطح‌های اولویت‌بندی قطعی نیستند و می‌شود کم و زیادشان کرد. یعنی، می‌شود سطح اولویت از درس‌های اصلی را به دو سطح ریزتر تفکیک کرد. روش درس‌خوانی پارتیزانی پیشنهاد می‌کند تعداد سطح‌ها از چهار سطح بیشتر نشود؛ چرا که درس‌خوانی را پیچیده‌تر می‌کند. تعداد سطح‌های اولویت‌بندی با سطح انتظار داوطلبان از کریدور رتبه مطلوب‌شان متناسب است:

تعداد سطح‌های اولویت‌بندی برای داوطلبانی که رتبه‌های تک‌رقمی، دو رقمی و سه‌رقمی مرغوب (۱۰۰ تا ۲۰۰) را نشانه رفته‌اند چهارسطحی (کلیدی، اصلی،‌ کمکی و حذفی) است. حداقل میانگین تراز علمی این دسته از داوطلبان بهتر است بالاتر از ۳۶ درصد باشد.

تعداد سطح‌های اولویت‌بندی برای داوطلبانی که کریدور رتبه‌‌های ۳۰۰ تا ۸۰۰ یا کریدور ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ را هدف گرفته‌اند و به روزانه‌های علامه و الزهرا و شبانه‌های مرغوب شهر تهران و روزانه‌های دانشگاه‌های شهرستان فکر می‌کند سه سطحی (کلیدی، اصلی و حذفی) است. این دسته از داوطلبان نیازمند یک درس کلیدی و چند درس اصلی هستند و باقی درس‌ها را باید حذف کنند. این گفته را وحی مُنزل تلقی نکنید و می‌توانید از همان مدل چهارسطحی استفاده کنید. کسب میانگین تراز علمی حوالی ۳۳ درصد برای این دسته از داوطلبان کفایت می‌کند.

تعداد سطح‌های اولویت‌بندی برای داوطلبانی که کریدور رتبه‌ ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ را هدف گرفته‌اند ممکن است دو سطحی (کلیدی و حذفی) یا سه سطحی (کلیدی، اصلی و حذفی) باشد. به طور مثال، این دسته از داوطلبان می‌توانند دو درس کلیدی را انتخاب کنند و تمام درس‌های دیگر را حذف کنند؛ یا می‌توانند یک درس کلیدی و دو درس اصلی را انتخاب و دیگر درس‌ها را حذف کنند؛ یا می‌توانند سه تا چهار درس اصلی را انتخاب کنند و باقی درس‌ها را حذف کنند. به صرفه و صلاح این دسته از داوطلبان است که وقت‌شان را برای درس‌های کمکی صرف نکنند و بر تعداد درس‌های کمتری تمرکز کند. کسب میانگین تراز علمی ۲۵ درصد برای این دسته از دوستان کفایت می‌کند.

منطق اولویت‌بندی درس‌ها

روش درس‌خوانی پارتیزانی، اولویت درس‌ها را مبتنی بر سه پارامتر «تست‌ها» و «درس‌ها» و «داوطلبان» انجام می‌دهد که شناخت‌شان برای تحلیل و اولویت‌بندی بهتر درس‌ها ضروری است:

تست‌ها(ویژگی‌های تست‌های هر درس در ادوار گذشته کنکور بررسی می‌شود)

درس‌ها (ویژگی‌های هر درس بررسی می‌شود)

داوطلبان(ویژگی‌های فردی داوطلبان اعم از استعداد، توانایی، ترجیحات فردی‌ و آشنایی قبلی با درس‌ها بررسی می‌شود)

پس، اولویت‌بندی درست و درمان درس‌ها هنگامی ممکن است که از سه جنبه متفاوت مورد بررسی قرار گرفته باشد. داوطلبان باید بدانند که مبتنی بر ویژگی‌های فردی‌شان، مطالعه کدام درس‌ها برای کسب بهترین امتیاز ممکن از تست‌ها، راه‌شان را برای مسب توفیق تسهیل می‌کند. در این میان، ویژگی‌های فردی داوطلب، می‌تواند اولویت درس‌ها را دگرگون کند. از منظر روش درس‌خوانی پارتیزانی، فرد اصلح برای تعیین اولویت‌های درسی، شخص داوطلب است. دیگران می‌تواند وی را در فرایند اولویت‌بندی درس‌ها هدایت و حمایت کنند. در ادامه، هر پارامتر به طور شرح داده می‌شود:

۱. تست‌ها

 باید بپذیریم که سرنوشت داوطلبان ارشد با تست‌ها گره خورده است. آزمون‌های سال‌های گذشته را باید به قدر بضاعت، با دقت و از جنبه‌های گوناگون بررسی کرد تا داوطلب آزمون ارشد با اهمیت و اولویت درس‌ها آشنا شود و در طرح‌ریزی برنامه درسی‌شان لحاظ کنند. تست‌های کنکور ارشد مدیریت از شش جنبه بررسی شده‌اند که خلاصه‌شان را همین‌جا می‌خوانید:

یک. الگوپذیری: عاملی برای تخمین احتمال مواجهه با تست‌هایی است که نمونه مشابه‌شان در کنکورهای ارشد قبلی رؤیت و تمرین شده است. الگوپذیری بالا، به داوطلبی که درس را به درستی آموخته و تست‌های کنکورهای ارشد سال‌های اخیر را بارها و بارها تمرین کرده است فرصت‌های بهتری برای شکار تست فراهم می‌کند. الگوپذیری تست‌ها مبتنی بر تست‌های تکراری و استاندارد سال‌های گذشته محاسبه شده است.

دو. ارزش تست: عاملی برای تخمین ارزش هر تست مبتنی بر «تعداد تست» و «ضریب درس» در هر گرایش است. تعداد تست ‌های کمتر و ضریب بالاتر، ارزش هر تست را بیشتر می‌کند. برای محاسبه ارزش تست، ضریب درس را در عدد ۱۰۰ ضرب، و بر تعداد تست‌ها تقسیم کنید.

سه. زمان پاسخ‌گویی: عاملی برای تخمین زمان لازم برای درک و پاسخ‌گویی درست است. پاسخ‌گویی به تست‌های درس‌های مفهومی، مانند بازاریابی که نیازمند محاسبه نیستند، مستلزم صرف زمان کمتری در قیاس با درس‌های محاسباتی است.

چهار. تناسب درس و تست: عاملی برای بیان میزان تناسب تعداد تست‌ها با تعدد منابع و تنوع مطالبی است که داوطلبان باید برای هر درس مطالعه کنند. تناسب درس و تست بالاتر، یعنی افزایش احتمال طراحی تست از مطالبی که داوطلبان مطالعه کرده‌اند. به طور مثال، داوطلبان برای پوشش تست‌های درس تئوری‌های مدیریت باید منابع متعدد و مطالب متنوعی را مطالعه کنند که بخش عمده‌شان در تست‌ها مطرح نمی‌شوند.

پنج. مزیت رقابتی با کسب درصد بالا: عاملی برای تخمین میزان اجتناب قاطبه داوطلبان از زدن تست‌های یک درس  است. بیشتر علاقمندان به کسب رتبه‌های برتر کنکور، این‌گونه درس‌ها را فرصت تلقی می‌کنند. عامل «مزیت رقابتی با کسب درصد بالا» درباره درس‌هایی صدق می‌کند که به طور عمومی دور از دسترس عموم داوطلبان است. یعنی اگر هم بخواهند، به سادگی نمی‌توانند درس را بالا بزنند، مانند زبان انگلیسی و ریاضی و آمار!

شش. امکان‌پذیری دست‌یابی به درصد بالا: عامل مکمل «مزیت رقابتی» است و به درس‌هایی اشاره می‌کند که اگر بالا زده شود رتبه داوطلب را به طور چشم‌گیری بهتر می‌کند، اما تجربه ثابت کرده که در این‌باره محدودیت‌هایی وجود دارد و به سهولت نمی‌شود درصد بالا را کسب کرد. پس دل‌تان را صابون نزنید که استفاده از مزیت رقابتی برخی درس‌ها اگر چه شدنی است، اما به صرفه و صلاح داوطلبان نیست!

زحمت ارزش‌گذاری جدول تست‌ها با ارشدباز است.

جدول ۱گرایش‌هـا (M1)زباناقتصاداسلامیریاضی و آمارتئوریپژوهشبازاریابیتولید منابع انسانیکارآفرینی
۱-۱بازرگانی۲.۵۳.۵۳.۳۳.۵۲.۸۲.۸۳.۲۰۰۰
۱-۲صنعتی۲.۵۳.۵۳.۳۳.۷۲.۸۳.۰۰۳.۵۰۰
۱-۳آی.تی۲.۵۳.۵۳.۳۳.۵۲.۸۲.۸۲.۸۳.۳۰۰
۱-۴تکنولوژی۲.۵۴۳.۵۳.۳۳.۵۲.۸۲.۸۰۳.۳۰۰
۱-۵منابع انسانی۲.۵۳.۵۳.۳۳.۵۲.۸۰۲.۸۰۳.۳۰
۱-۶کارآفرینی۲.۵۳.۵۳.۳۳.۷۲.۷۰۲.۸۰۰۳.۵

مشروح این ویژگی‌ها را می‌توانید اینجا بخوانید

۲. درس‌ها

 داوطلبان بسیاری هستند که درس‌ها را مبتنی بر حجم، دشواری مفاهیم و تصورات ذهنی‌شان اولویت‌بندی می‌کنند. اندکی که درس‌ها را مطالعه می‌کنند ممکن است واقعیت درس‌ها رخ‌نمایی کنند و تصورات ذهنی‌شان از درس‌ها تغییر کند. اگر فرصت و فراغت باقی مانده باشد، داوطلب داستان ما درس‌ها را دوباره اولویت‌بندی می‌کند، اما نمی‌دانم چه رازی است که بیشتر داوطلبان هنگامی واقعیت‌ها را درک می‌کنند که زمانی برای اولویت‌بندی دوباره درس‌ها ندارند. درس‌ها از دو منظر «سهولت یادگیری» و «زمان لازم برای مهارت‌ورزی» بررسی شده‌اند:

یک. سهولت یادگیری درس: عاملی برای تخمین تلویحی زمان و انرژی لازم برای آشنایی با مفاهیم پایه و یادگیری اصل درس است. ماهیت درس‌ها گوناگون است و یادگیری و یادسپاری آدمیزادی مباحث متنوع درس تئوری‌های مدیریت؛ پیچیدگی ذاتی درس پژوهش عملیاتی؛ فرّاریت مفاهیم درس اقتصاد؛ چندگانگی درس مدیریت اسلامی و امثالهم، نیازمند صرف زمان و انرژی است. حجم درس، به تنهایی ملاک قابل اطمینانی برای تحلیل درس‌ها نیست. در کنار حجم درس که به کمیت درس‌های مورد مطالعه مربوط است و زمان لازم را برای یادگیری و مهارت‌ورزی مشخص می‌کند؛ باید به پیچیدگی مطالب هم توجه داشت که درباره کیفیت یادگیری صحبت می‌کند و اشاره به فصل‌ها و مبحث‌هایی دارد که درک‌شان به سهولت ممکن نیست و تسلط بر آنها مستلزم صرف زمان و انرژی است. همچنین باید تنوع مطالب را هم مدنظر داشت که به کمیت موضوع‌ها و مباحث اشاره دارد و درباره درس‌هایی صحبت می‌کند که مشتمل بر فصل‌های متعدد، مباحث متنوع و مفاهیم مستقل هستند. یادسپاری و یادگیری فصل‌ها و بحث‌های متععد نیازمند مرور مکرر است که زمان و انژی می‌طلبد.

دو. زمان مهارت‌ورزی: عاملی برای تخمین توانایی استفاده از آموخته‌ها برای پاسخ‌گویی درست به مسأله‌ها و پرسش‌هاست. صرف دانستن برخی مفاهیم، در موعد آزمون گره از کار داوطلبان نمی‌گشاید؛ یعنی با دانش‌شان نمی‌توانند به قدر کفایت تست شکار کنند. زمان لازم برای مهارت‌ورزی در برخی درس‌ها مانند ریاضی و آمار، زبان انگلیسی، اقتصاد و پژوهش زمان‌بَر است و مسأله‌ها و تست‌های بسیاری را باید اشتباه حل کنید و پاسخ‌شان را تحلیل کنید تا به حد پختگی نایل شوید. هر چه سطح مهارت بالاتر باشد، شکارچی قهارتری خواهید شد و تست‌ها را با ضریب خطای کمتر و سریع‌تر از رقبا پاسخ خواهید داد.

زحمت ارزش‌گذاری جدول درس‌ها نیز با ارشدباز است.

جدول ۲اهمیت درس‌هازباناقتصاداسلامیریاضی و آمارتئوریپژوهشتولید بازاریابیمنابع انسانیکارآفرینی
۲-۱سهولت یادگیری درس۲۲۴۲۲۲۳۳۳۳
۲-۲میانگین زمان مهارت‌ورزی درسی۲۳۴۳۲۲۳۳۴۴
T2مجموع ستون۴۵۸۵۴۴۶۶۷۷
M2میانگین ستون (T2/2)۲.۰۲.۵۴.۰۲.۵۲.۰۲.۰۳.۰۳.۰۳.۵۳.۵

مشروح این ویژگی‌ها را می‌توانید اینجا بخوانید.

۳. داوطلبان

 بررسی تست‌ها و درس‌ها برای اولویت‌بندی درست و درمان درس‌های ارشد لازم است، اما کافی نیست. گام مهم در تعیین اولویت‌ درس‌ها، توجه به ویژگی‌های فردی و ترجیحات داوطلبان است. شناسایی دُرست توانایی‌ها و ترجیحات فردی، فرصت بهتری را برای انتخاب و اولویت‌بندی درس‌ها مهیا می‌کند. از این رو، سه عامل «علاقه و حوصله برای درس» و «توانایی و استعداد در درس» و «سابقه ذهنی از درس» را برای تعیین اهمیت جایگاه فرد در فرایند اولویت‌بندی درس‌ها معرفی کرده‌ام.

یک. علاقه و حوصله برای درس: عالم و آدم می‌دانند که کیفیت یادگیری درس‌هایی که مورد پَسند و علاقه داوطلب‌اند و حال و حوصله خواندن‌شان را دارد، به مراتب بهتر از درس‌هایی است که مورد علاقه نیستند، یا داوطلب حس و حال خاصی به آنها ندارد. علاقه و حوصله به درس یعنی با درس «حال» می‌کنید و کمتر خسته‌تان می‌کنند و انرژی می‌دهند و هوس می‌کنید بی‌بهانه مطالعه‌شان کنید و حتی دوست دارید درس‌خوانی را با آنها آغاز کنید!

دو. توانایی و استعداد در درس: عامل مهمی است که درباره فرصت‌ها صحبت می‌کند. افرادی که تلاش‌شان هم‌سو با توانایی و استعدادشان است، سهل‌تر و سریع‌تر به موفقیت می‌رسند؛ اما دوستانی که برخلاف جهت استعداد و توانایی‌شان فعالیت می‌کنند باید توان و منابع بیشتری را برای دست‌یابی به موفقیت هزینه کنند. طبیعی است که داوطلبان در برخی درس‌ها مستعدترند و مفاهیم درسی را سهل‌تر و سریع‌تر می‌آموزند.

سه. سابقه ذهنی از درس: داوطلبی که سابقه شرکت در کنکور های گذشته ارشد مدیریت را داشته، یا به تازگی فارغ‌التحصیل شده، یا درس‌ها را به بهانه‌ای مطالعه کرده است و با مفاهیم درس‌ها آشناست، زمان کمتری را باید آشنایی، یادگیری یا مهارت‌ورزی درس‌ها صَرف کند. سابقه ذهنی از درس، فرصت‌ساز است؛ چرا که داوطلب داستان ما، سابقه‌ای ملموس‌تر از درس‌ها در ذهن دارد و فرصت مغتنمی برای بهبود سطح مهارت‌ها خواهد داشت.

این جدول را باید خودتان زحمت بکشید و به طریقی که در ادامه راهنمایی‌تان کرده‌ایم، تکمیل کنید.

جدول ۳ترجیحات داوطلبزباناقتصاداسلامیریاضی و آمارتئوریپژوهشتولید بازاریابیمنابع انسانیکارآفرینی
۳-۱علاقه و حوصله برای درس
۳-۲توانایی و استعداد در درس
۳-۳سابقه ذهنی از درس
T3مجموع ستونT3-1T3-2T3-3T3-4T3-5T3-6T3-7T3-8T3-9T3-10
M3میانگین ستون (T3/3)M3-1M3-2M3-3M3-4M3-5M3-6M3-7M3-8M3-9M3-10

مشروح این ویژگی‌ها را می‌توانید اینجا بخوانید.

روش عملی اولویت‌بندی درس‌ها

روش درس‌خوانی پارتیزانی، درس‌ها را مبتنی بر جدول‌های سه‌گانه بالا اولویت‌بندی می‌کند. برای هریک از پارامترهای تست‌ها، درس‌ها و داوطلبان، جدول مستقلی طراحی شده است. ارشدباز، جدول‌های یک و دو را برای تست‌ها و درس‌ها ارزش‌‌گذاری کرده است. شما برای اولویت‌بندی درس‌تان باید جدول سه را به طریقی که در راهنمای عملی گفته خواهد شد ارزش‌گذاری کنید و نتیجه را برای تعیین اولویت درس‌ها در جدول نهایی وارد کنید. اگر خواهان اولویت‌بندی درس‌ها هستید، ادامه مطلب را در نوشته زیر دنبال کنید.

 اولویت‌بندی عملی درس‌ها مبتنی بر ارزش‌گذاری جدول داوطلبان

 

نوشته‌ای که مطالعه کردید، به قدر بضاعت فشرده شده است. نسخه مشروح اولویت‌بندی درس‌ها که یکایک پارامترها را مفصل توضیح داده است را می‌توانید در لینک‌های زیر بخوانید:
گام اول؛ تعریف اولویت‌ها
گام دوم؛ تحلیل و بررسی پارامتر تست‌ها
گام سوم؛ تحلیل و بررسی پارامتر درس‌ها
گام چهارم؛ تحلیل و بررسی پارامتر ترجیحات داوطلب
گام پنجم؛ تحلیل پارامترها و نتیجه‌گیری

2 نفر درباره «مبانی اولویت‌بندی درس‌ها» صحبت کرده‌اند

  1. Ho3in

    با سلام خدمت استاد عزیز

    بنده دو ماهی بود که برای گرایش بازرگانی مطالعه میکردم اما با صحبت هایی که با مشاوران داشتم و تحقیقی که کردم تصمیم گرفتم به سمت گرایش منابع انسانی بروم.

    اول . نظر جنابعالی رو هم راجع به وضعیت این رشته در ایران می خواستم بدونم .

     

    دوم. آیا این اولویت بندی که طبق فرمایشات شما انجام دادم مناسب است؟

    کلیدی : ریاضی . آمار . بازاریابی

    اصلی : منابع انسانی . خرد و کلان . اسلام . تئوری

    کمکی : زبان

    ممنون میشم نظر ارزشمندتون رو بفرمایید.

    با تشکر

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام؛

      یک. گرایش انسانی، پیش‌تر در بطن بازرگانی بود و چند سالی است که مستقل شده است. مشکل اصلی گرایش منابع انسانی، محدودیت در تعداد پذیرش داوطلبان است که شانس پذریش را کمتر می‌کند.

      دو. مشکل خاصی در اولویت‌بندی‌تان نمی‌بینم؛ به شرطی که فرصت خواندن تمام‌شان را داشته باشید. چهار ماه مفید تا کنکور در پیش دارید و بهتر است روزی هفت تا هشت ساعت بخوانید.

      ارادت // جواد زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *