درباره ارشد مدیریتمقایسه ارشد مدیریت با مدیریت اجرایی

مقایسه ارشد مدیریت با مدیریت اجرایی

مطالعه این نوشته به درک تفاوت‌های رشته‌های مدیریت و مدیریت اجرایی کمک می‌کند!

مجموعه ارشد مدیریت، کاندیدای مهاجرپذیرترین رشته کنکور ارشد است. حداقل نیمی از داوطلبان این رشته را فارغ‌التحصیلان رشته‌های دیگر، علی‌الخصوص فنی‌ها، تشکیل می‌دهند. رشته‌‌هایی مانند مدیریت،‌ مدیریت اجرایی و گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری (مهندسی صنایع) که ته‌مایه مدیریتی دارند جان می‌دهند برای مهاجرت. راقم این سطور؛ خود از مهاجران است و نیک می‌داند و می‌فهمد که مهاجرت به وادی ناشناخته‌ها چقدر می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد.

انتخاب، از آن موضوعات سهل و ممتنع است. آسان است؛ چرا که انتخاب می‌کنیم؛‌ انتخاب می‌شویم و گاهی هم برای‌مان انتخاب می‌کنند. اما انتخاب پیچیده هم هست؛ چرا که گاهی مجبور می‌شویم بین چیزهای بد و خوب، و هم‌تراز، یکی را انتخاب کنیم که سخت‌ترین  کار عالم است. اگر حال و حوصله دارید، توصیه می‌کنم کتاب صوتی رایگاندرباره دشواری‌های انتخاب را با صدای محمدرضا شعبانعلی گوش کنید.

داوطلبان عزیز، بالاخره باید رشته و گرایش مطلوب‌شان را انتخاب کنند تا بتواند برنامه‌ریزی کنند و خوب بخوانند. تلاش کردم مطلبی شسته و رفته برای دوستانی مهیا کنم که بین رشته‌های مدیریت، مدیریت اجرایی و مدیریت سیستم و بهره‌وری گرفتار مانده‌اند

خانواده فامیل دور!

وب‌سایت مدیر به طور مفصل درباره ویژگی‌های مجموعه‌های مدیریت (۱۱۴۲) و مدیریت اجرایی (۱۱۴۸) و گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری مهندسی صنایع (۱۲۵۹) صحبت کرده است. از این رو، در این نوشته، درباره ویژگی‌ها صحبت نمی‌کنم. به طور خلاصه هر رشته را از منظر ماهیت‌شان معرفی می‌کنم و در ادامه، رشته‌ها را از منظر جنس درس‌هایی که داوطلبان باید بخوانند مقایسه می‌کنم!

مدیریت

مجموعه مدیریت (۱۱۴۲) در حوزه علوم انسانی تعریف شده است؛ و از منظر پژوهشی به انسان، گروه‌ها و سازمان‌ها در لایه‌های مفاهیم، مدل‌ها، چارچوب‌ها و راهکارهای کلان نگاه می‌کند. برخلاف تصور رایج، دانشجویان ارشد مدیریت برای مدیر شدن تربیت نمی‌شوند، بلکه برای تحقیق و بسط موضوع‌های گوناگون مرتبط با مدیریت آموزش می‌بینند. به بیان دیگر، رویکرد حاکم بر فضای مدیریت، پژوهشی است و کمتر در حوزه مهارت‌ها وارد می‌شوند. البته در سال‌های اخیر، به مهارت‌های مدیریتی هم توجه شده است؛ اما بدانید که وظیفه اصلی دانشجوی ارشد مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد، آموزش و پژوهش است.

درس‌های کنکور ارشد مدیریت، ترکیب از درس‌های مفهومی و محسابتی با غلبه درس‌های مفهومی هستند. نسبت درس‌های مفهومی به درس‌های محاسباتی برای گرایش‌های مدیریت بین ۷۵ به ۲۵ تا ۶۰ به ۴۰ است. به طور مثال، وزن درس‌های محاسباتی برای گرایش صنعتی بالاست. یعنی، ضریب درس‌های محاسباتی مانند ریاضی و آمار و پژوهش عملیاتی و مدیریت تولید در قیاس با گرایش‌های دیگر بیشتر است.

مدیریت اجرایی

مجموعه مدیریت اجرایی (۱۱۴۸) نیز در حوزه علوم انسانی و زیرشاخه مدیریت تعریف شده است؛ و مشتمل بر سه گرایش اصلی مدیریت اجرایی، مدیریت شهری و مدیریت کسب‌وکار (MBA) است. صرف‌نظر از گرایش مدیریت شهری که داستان خودش را دارد و در این نوشتار بحث نمی‌شود، گرایش‌های مدیریت اجرایی (EMBA) و مدیریت کسب‌وکار (MBA) بر جنبه کاربردی مدیریت تأکید دارند. یعنی دانشجو در این رشته‌ها وقت مختصری را باید صرف پژوهش کند؛ و بیشتر باید مهارت‌ورزی کند و کاربرد دانش مدیریت را در محیط واقعی تمرین و تجربه کند. این گفته را از من نشنیده بگیرید که دانشجویات رشته‌های مدیریت اجرایی و مدیریت کسب‌کار برای قبول مسئولیت مدیریت میانی در سازمان‌ها و بنگاه‌ها تربیت می‌شوند؛ اما اینجا ایران است و داستان متفاوت است!

گفتم که هدف مشترک گرایش‌های مدیریت اجرایی (EMBA) و مدیریت کسب‌وکار (MBA) که مهندسی کسب‌وکار هم خطاب می‌شود، تربیت نیروی انسانی برای لایه‌های میانی مدیریت در سازمان‌ها و بنگاه‌های تجاری است؛ اما  تفوت‌شان در ارتباط‌شان تعریف می‌شود.

وظیفه گرایش مدیریت اجرایی در فرنگستان، تربیت مدیر میانی برای ارتباط با مدیران ارشد است و وظیفه مدیریت کسب‌وکار (MBA) به نوعی تربیت مدیریت میانی برای ارتباط با سرپرستان است. اگر با این گفته ارتباط برقرار نکردید؛ این یکی را گوش کنید که مدیریت اجرایی (EMBA) بر رابطه سازمان با محیط بیرون و درونی‌سازی داده‌های بیرونی تمرکز دارد؛ و مدیریت کسب‌وکار (MBA) بر داخل سازمان و تحلیل کمی داده‌های عملیاتی و تصمیم‌سازی در درون سازمان تأکید دارد. شاید به همین علت است که درس‌های داوطلبان مدیریت کسب‌وکار (MBA) به ریاضی و جی‌مت و زبان تخصصی محدود شده و بار درس‌های محاسباتی آن بالاست؛‌ اما داوطلبان گرایش مدیریت اجرایی (EMBA) باید زبان انگلیسی و زبان عمومی و تئوری مدیریت و جی‌مت و اطلاعات مربوط به محیط مانند قانون کار و شرایط اقتصادی و سیاسی داخل و خارج کشور را بدانند و وزن درس‌های مفهومی آن بیشتر است. پس هر دو رشته از دو منظر متفاوت به مقوله کاربرد مدیریت در سازمان‌ها نگاه می‌کنند.

هر چند خودم و خودتان خوب می‌دانید که ماهیت این گرایش‌ها در کشورمان تغییر کرده است و داستانی که درباره تشابه‌ها و تفاوت‌های این گرایش‌ها تقدیم‌تان کردم برای آن‌ور آب‌های نیلگون است!

مدیریت سیستم و بهره‌وری

گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری (۱۲۵۹) برای تحلیل و ارزیابی سیستم‌ها و سازمان‌ها؛ و زیرمجموعه مهندسی تعریف شده است و تلاش می‌کند از منظر مدیریت کمی و مهندسی به کاربرد علم مدیریت در دنیای واقعی نگاه کند. مهندسان صنایع، مجاز به انتخاب این گرایش نیستند تا فرصت برای جذب داوطلبان دیگر رشته‌ها مهیا شود. فارغ‌التحصیلان گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری نه برای مدیریت که، برای تحلیل‌گری داده‌ها و ممیزی سیستم‌ها تربیت می‌شوند. پس، طبیعی است که تا آخر عمر مبارک‌شان با اعداد و روش‌های روش‌های کمی سر و کار خواهند داشت؛ همین است که درس آمار و احتمال به اندازه ریاضی و پژوهش عملیاتی وزن دارد. وجود درس تئوری مدیریت در سرفصل این رشته، فضای گرایش سیستم و بهره‌وری را به مراتب مفهومی‌تر از مدیریت کسب‌وکار (MBA) کرده است.

گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری برای سال‌ها با کد رشته شناور ۱۲۶۰ ارایه شده بود؛ اما از سال گذشته، از مجموعه رشته‌های شناور خارج و با مهندسی صنایع (۱۲۵۹) ادغام شد. علاقمندان به این گرایش مانند گذشته‌ها نمی‌توانند مدیریت را به عنوان رشته اصلی و گرایش سیستم و بهره‌وری را به عنوان رشته دوم (شناور) انتخاب کنند. همین است که قاطبه داوطلبان دورشته‌ای مجبور هستند مدیریت را رشته اول و مدیریت اجرایی را به عنوان رشته دوم؛ یا سیستم و بهره‌وری را رشته اول و مدیریت اجرایی به عنوان رشته دوم انتخاب کنند. البته برای امسال باید منتظر انتشار دفترچه باشیم!

مبنای مقایسه

مقایسه رشته‌هایی که در کدهای متفاوت رده‌بندی شده‌اند کار آسانی نیست، اما ته‌مایه مدیریتی رشته‌ها اجازه می‌دهد که مقایسه‌شان کنیم و فرض کنیم که قیاس‌مان بی‌ربط نیست. رشته‌ها را می‌شود با هزار و یک پارامتر گوناگون مقایسه کرد، اما طراحی‌های پیچیده لزوما راه‌گشا نیستند و باید راهی را پیدا کرد که به نتیجه‌های سلیس و ساده ختم شوند. از این رو؛ تلاش کردیم تا عملیات مقایسه در چارچوبی ساده و مبتنی بر دو فرض مهم انجام شوند:

فرض یک: تمامی رشته‌ها ته‌مایه قوی مدیریتی دارند و آزمون‌شان مبتنی بر درس‌هایی است که در یک زمینه مشترک، اما در سطح‌های متفاوت است. مانند درس پژوهش عملیاتی که تست‌های متفاوتی با سختی و پیچیدگی متفاوت برای مجموعه مدیریت و سیستم و بهره‌وری مطرح می‌شود. ریاضی مجموعه مدیریت هم در تعدد مباحث و هم در سطح پیچیدگی تست‌ها با MBA متفاوت است و الی آخر!

فرض دو: تست‌هایی که در آزمون‌های مطرح می‌شوند ترکبی از تست‌های مفهومی و محاسباتی هستند. فراخوانی اطلاعات درس‌های مفهومی مانند زبان انگلیسی، مدیریت بازاریابی، تئوری‌های مدیریت برای حل تست‌ها کفایت می‌کند؛ اما حل تست‌های درس‌های محاسباتی مانند ریاضی، آمار، پژوهش عملیاتی و بخش‌هایی از جی‌مت مستلزم حل مسأله است. در تست‌های مفهومی؛ درک نکته مستتر در بطن تست مترادف با کشف پاسخ است؛ اما درک نکته مستتر در تست‌های محاسباتی تازه اول ماجراست و باید زمان قابل توجهی را صرف رسیدن به پاسخ کرد. در این میان؛ درس‌هایی مانند اقتصاد، ترکیب متوازنی از درس‌های مفهومی و محاسباتی هستند. نکته مهم اینکه؛ زمان لازم برای محاسبات در درس‌ها متفاوت است. خلاصه اینکه درس‌ها و تست‌ها روی پیوستار مفهومی ـ محاسباتی هستند.

مقایسه رشته‌ها

مقصود از مقایسه رشته‌ها در این نوشته؛ تصویرسازی مناسبی برای داوطلبی است که به طور دقیق نمی‌داند یک‌سال از عمر گران‌قدرش را باید صرف قبولی در کدام رشته کند. مقایسه رشته‌ها در این نوشته پیشینی است؛ یعنی درباره امکان قبولی، سازگاری، علاقه، فرصت زمانی، استعداد و توانایی داوطلب با شرایط آزمون‌ها صحبت می‌کند. اینکه بازار کار کدام‌یک از رشته‌ها مناسب‌تر است یا قبولی در کدام گرایش برای پذیرش در مدرسه اقتصاد دانشگاه هاوردارد مناسب‌تر است سنخیتی با این نوشتار ندارد. دیاگرام رشته‌ها طوری طراحی شده ایت که اگر یکی دو دقیقه وقت صرف کنید دست‌گیرتان می‌شود که برای کدام رشته مناسب‌تر هستید و برعکس!

تمامی رشته‌ها روی محور افقی ماتریس بالا مستقر می‌شوند، چرا که امتیاز لازم برای پذیرش در هر رشته از ترکیب درس‌های محاسباتی و مفهومی حاصل می‌شود. البته درس‌های ترکیبی هم هستند که امتیازشان برای اجتناب از پیچدگی شکل به تناسب بین درس‌های مفهومی و محاسباتی تقسیم شده است. به طور مثال؛ حل کامل تست‌های درس اقتصاد ۲۰۰ امتیاز برای تمامی مجموعه مدیریت دارد. امتیاز مذبور به تناسب بین درس‌های مفهومی و محاسباتی تقسیم شده است.

بررسی دیاگرام بالا نشان می‌دهد در گرایش فناوری اطلاعات حدود ۴۰ درصد امتیاز ار درس‌های محاسباتی و ۶۰ درصد از درس‌های مفهومی حاصل شده است و حدود ۸۰ درصد امتیاز MBA از درس‌های محاسباتی و ۲۰ درصد از مباحث مفهومی حاصل می‌شود.

محور افقی؛ سهم تست‌ها یا درس‌های محاسباتی و محور عمودی؛ سهم تست‌ها یا درس‌های مفهومی را نشان می‌دهد. دیاگرام بالا درباره شرایط استاندارد صحبت می‌کند. از بیضی مورب برای نمایش حالت‌های خاص استفاده شده است. یعنی می‌شود برای قبولی در گرایش‌های مجموعه مدیریت از نسبت «۳۰ به ۷۰»  یا «۳۵ به ۶۵» یا «۵۰ به ۵۰» استفاده کرد. اینکه کدام‌یک از نسبت‌های را مناسب‌تر می‌دانید به حال و روز خودتان بستگی دارد.

دیاگرام بالا به وضوح نشان می‌دهد که بهترین وضعیت برای دوستانی که از ضعف مفرط در ریاضیات و محاسبات رنج می‌برند مدیریت بازرگانی و مدیریت اجرایی است. همچنین دوستانی که تسلط نسبی بر ریاضیات دارند و بر مفهومی‌ها هم تسلط دارند بهتر است مدیریت فناوری اطلاعات را به عنوان رشته اصلی و مدیریت پروژه یا مدیریت سیستم و بهره‌وری را به عنوان رشته شناور انتخاب کنند.

نتیجه‌گیری

انتخاب آدمیزادی رشته یا رشته‌های مناسب، مستلزم توجه به تعدد و تفاوت منابع رشته‌ها و مدت‌زمانی است که باید صرف درس‌خوانی کرد. تحلیل دیاگرام بالا بسیار ساده است و با مرور کارنامه رتبه‌های مطرح سال‌های گذشته؛ اطلاعات گران‌قدری نصیب‌تان خواهد شد. راستش می‌شد تمامی این کارها را ارشدباز انجام می‌داد و نتیجه نهایی را در قالب چند مسیر پیشنهاد می‌داد. این کار در برنامه درس‌خوانی پارتیزانی برای چند گرایش‌ انجام شد. به دو دلیل این کار برای رشته‌ها انجام نشد:

یک. در تدوین برنامه درس‌خوانی پارتیزانی؛ وقت قابل توجهی صرف تحلیل‌ها شد. اما پس از انتشار مسیرهای پیشنهادی، بازخوردهای بسیار محدودی دریافت شد. تحلیل‌مان این بود که نسبت زمانی که صرف طراحی برنامه پارتیزانی شد متناسب با کاربردش نبود. از این رو؛ از این کار برای رشته‌ها صرف‌نظر کردیم.

دو. مکتب یادگیری شناختی تأکید دارد که مخاطب باید در تمام مسیر حاضر باشد و چندان با طرح‌های صفر تا صدی موافق نیست؛ چرا که شیوه یادگیری افراد متفاوت است و کار درست آن است که بخشی از مسیر ترسیم شود و طی ادامه مسیر تا حصول نتیجه به مخاطب واگذار شود.

به تصورمان دیاگرام بالا می‌تواند چارچوب قابل اعتمادی برای تحلیل شرایط و انتخاب رشته باشد. تأکید می‌کنم که دیاگرام بالا برای حالت‌های استاندارد ترسیم شده است و درباره حالت‌های خاص صحبت نمی‌کند. مثالی می‌زنم؛ برای کسب رتبه ۵۰ در گرایش مدیریت فناوری اطلاعات باید امتیازی بین ۶۰۰ تا ۶۵۰ کسب کنید. این امتیاز را می‌شود با ۹۰ درصد زبان و ۹۰ درصد تئوری و ۹۰ درصد بازاریابی کسب کنید و اقتصاد خرد، اقتصاد کلان، ریاضی، آمار، پژوهش عملیاتی و مدیریت تولید را بی‌خیال شوید. راستش کسب ۹۰ درصد از درس‌های زبان و تئوری مدیریت چندان سهل و ساده نیست و راه عاقلانه‌تر آن است که بخشی از امتیاز لازم از بطن درس‌های اقتصاد و ریاضی و آمار استخراج شود. اگر مدیریت تولید را حذف کنیم و درس‌های دیگر را ۵۰ درصد بزنیم،‌ نتیجه مشابهی کسب می‌کنیم. البته به شخصه به پاسخ‌گویی برابر درس‌ها معتقد نیستم، اما آن را به مراتب عاقلانه‌تر راه اول می‌دانم.

12 نفر درباره «مقایسه ارشد مدیریت با مدیریت اجرایی» صحبت کرده‌اند

  1. تینا

    سلام،
    ممنون از مقاله مفیدتون!
    اما آنچه که منو در دو راهی تصمیم قرار داده انتخاب بین رشته‌های «مدیریت فناوری اطلاعات» و «مهندسی فناوری اطلاعات» است. من خودم علوم کامپیوتر خوندم و حدود پنج سال پیش فارغ‌التحصیل شدم. این پنج سال هم در زمینه mainframe کار کرده و می‌کنم. مهم برای من احتمال قبولی بالا، آینده کاری مناسب هست با توجه به وقتی که می‌تونم بذارم واسه مطالعه دروس با روزی هشت ساعت کار!
    ممنون می‌شم اگر بتونید راهنمایی کنید!

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛
      یک. رشته‌هایی که درباره‌شان صحبت کردید تفاوت‌های بسیاری با هم دارند. اگر درباره همین دو رشته شک دارید لازم است تکلیف‌تان را با در سطحی بالاتر مشخص کنید. مدیریت فناوری اطلاعات از تبار علوم انسانی و مهندسی فناوری اطلاعات از تبار مهندسی است و شباهت چندانی با هم ندارند.
      دو. باره احتمالی قبولی می‌توانم صحبت کنم، اما درباره فرصت‌های شغلی اصلا و ابدا صحبت نمی‌کنم. مدلی که را به شخصه برای موفقیت در کنکور استفاده خواهم کرد «مدل درس‌خوانی پارتیزانی» است و ساختار جدید ارشدباز را که مستقر کرم، به طور مفصل درباره‌اش صحبت خواهم کرد.
      سه. اگر قدری دیر پاسخ می‌دهم، عذرخواهی می‌کنم. مشکل دسترسی به اینترنت دارم!
      ارادتمند / جواد زارعی

  2. تینا

    ممنون آقای زارعی؛
    بی‌صبرانه منتظر «مدل درس‌خوانی پارتیزانی» شما هستم:) … و همچنین بحث احتمال قبولی که گفتید می‌تونید راجع به‌اش صحبت کنید!

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام دوباره؛

      یک. مدل درس‌خوانی پارتیزانی؛ یک مدل شسته و رفته نیست. درس‌خوانی پارتیزانی مجموعه‌ای از مهارت‌ها و تکنیک‌هاست که قصد دارم به درباره‌شان طی چند ماه صحبت کنم. راستش در حال طراحی ساختار و هویت ارشدباز مبتنی بر روش پارتیزانی هستم و تمامی مطالب کنونی ارشدباز روانه آرشیو خواهند شد!
      دو. بحث احتمال قبولی؛ در زمره بحث‌هایی است که در تصمیم‌گیری برای رشته انتخابی مؤثر است. منتظر اعلام نتیجه کنکور ارشد ۹۳ هستم تا منطقی‌تر و مبتنی بر واقعیت در این‌باره صحبت کنم.

      ارادتمند / جواد زارعی

  3. میلاد

    با سلام و خسته نباشید.ممنون از توضیحاتتون.راستش من سال اخر برقم.ارشد بین مدیریت اجرایی و بهره وری موندم کدوم انتخاب کنم.خودم حس می کنم در کنکور هر دو رشته می تونم موفق باشم برا همین واقعا گیر کردم کدوم انتخاب کنم.به نظر شما کدوم انتخاب کنم؟.با تشکر

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛
      متن نوشته را اگر با دقت خوانده باشید، باید بتوانید تکلیف‌تان را با رشته دلخواه‌تان مشخص کنید. راستش کتره‌ای و بر اساس حس ششم نمی‌توانم رشته‌ای را به شما توصیه کنم. اگر بر این امر اصرار دارید باید درباره علاقه‌ها، توانایی‌ها و سطح دانش و مهارت‌تان بنویسید و اندکی هم درباره آینده‌ای که برای خودتان تصور می‌کنید صحبت کنید.
      انشالله که بتوانم کمک‌تان کنم / جواد زارعی

  4. تینا

    سلام و خسته نباشید. من تصمیم گرفتم واسه یه سری از درسها کلاس کنکور برم. از جمله آمار و ژوهش . درس تئوری مدیریت رو که خوندم چند فصلشو به نظرم میتونم خودم از پسش بر بیام و همچنین زبان رو. ولی فکر کردم که خویه ترم پاییز هم یه دور کلاس تئوری برم. آیا اینجور برنامه ریزی به نظر شما مفید میتونه باشه؟ ینی بهتر نیس که درسهای ضریب ۳ رو کلاس برم اون هم در ترم تابستون؟ یا ترم پاییز بهتره چون به کنکور نزدیکتره؟ ممنون از راهنمایی شما

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛

      شرکت در دوره‌های آموزشی یا خودخوانی به شیوه غالب یادگیری، سطح دانش علمی، مهارت‌تا،‌علاقمندی‌ها و گرایشی که قصد شرکت دارید بستگی دارد. اگر در این باره بیشتر بدانم بهتر می‌توانم کمک‌تان کنم.

      همراه کنکور ۹۴ / جواد زارعی

  5. تینا

    سلام مجدد. رشته مد نظر من “مدیریت فناوری اطلاعات” هست. خودم علوم کامپیوتر خوندم و ۸۶ فارغ التحصیل شدم. پایه ریاضیم خوبه ولی کلا میانه ای باهاش ندارم. تئوری مدیریت رو چند فصلیش رو خوندم و به نظرم چندان سخت نیومد. زبان رو هم میتونم خودم پیش ببرم.روی درسهای دیگه شناختی ندارم چندان. و نمیدونم اگر بخوام برای کلاس رفتن برنامه ریزی کنم چه درسی رو کلاس برم مفیدتره. و اینکه ترم تابستون کلاس بگیرم یا پاییز. ممنون از پاسخگویی شما

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛
      یک. بابت دیرکرد در پاسخ‌گویی عذزخواهی می‌کنم.
      دو. تست‌های درس «ریاضی و آمار» کنکور ارشد مدیریت در سطح کنکور سراسری طرح می‌شود و برای شمایی که «علو کامپیوتر» خوانده‌اید چیزی سهل‌الوصولی است و همین‌که نرم‌نرمک بخوانید کفایت می‌کند. برای حضور در جمع رتبه‌های سه‌رقمی مرغوب لاجرم باید وقت قابل توجهی را برای تسلط بر درس‌های «زبان انگلیسی» و «تئوری‌های مدیریت» و «مدیریت بازاریابی» صرف کنید بی‌شک. می‌ماند سه درس که فعلا درباره سومی یعنی «مدیریت تولید» صحبت نمی‌کنم. اما توصیه می‌کنم درس‌های «اقتصاد» و «پژوهش عملیاتی» را عالی بخوانید. اغراق نمی‌کنم اگر درس «اقتصاد خرد و کلان» را نمره‌بیارترین درس ارشد مدیریت خطاب کنم. تسلط بر درس «پژوهش عملیاتی» برای افرادی که قصد صعود به رتبه‌های دو رقمی مرغوب را دارند الزامی است!
      سه. توصیه می‌کنم درس «پژوهش عملیاتی» یا «مدیریت تولید» را با کلاس آغاز کنید. دیگر درس‌ها را می‌شود خودخوانی کرد و امتیاز بالایی کسب کرد.
      چهار. اگر فرصت دارید؛ کلاس‌ها را در تابستان آغاز کنید. برای پاییز می‌شود برنامه‌ای دیگر طرح‌ریزی کرد. البته به شرطی که برای رتبه‌های دو رقمی مرغوب تلاش می‌کنید. اگر به «الزهراء» و «علامه» فکر می‌کنید همان پاییز شروع کنید بهتر است و لازم نیست زندگی‌تان را وقف کنکورخوانی کنید!
      پنج. درباره مؤسسه، استاد و دوره مناسب الآن نمی‌توانم صحبت کنم. اواخر خرداد که برنامه کلاس‌های تابستان قطعی می‌شود درباره‌شان صحبت می‌کنم.

      ارزش‌آفرین باشید / جواد زارعی

  6. تارا

    یا سلام. من فارغ التحصیل رشته نرم افزار هستم
    بین مدیریت اجرایی و مدیریت فناوری اطلاهات برای انتخاب دودل هستم
    آیا مدیریت اجرایی خیلی با رشته کارشناسیم تفاوت دارد؟
    مرسی

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛

      این دو با هم تفاوت‌های جدی دارند، اما هدف شما چیست؟
      اگر درباره هدف‌تان،‌علاقه‌تان یا تصوری که از ارشد مدیریت اجرایی یا مدیریت فناوری اطلاعات در ذهن دارید صحبت کنید، بهتر می‌شود کمک‌تان کرد. راستش با همین اطلاعات مختصری که درج کرده‌اید که می‌شود رفت بالای منبر، اما فایده‌ای نخواهد داشت و در تصمیم‌گیری کمک‌تان نخواهد کرد.

      در خدمتم // جواد زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *