بلاگنوشته دکتر احسانی، داستان خانه مدیریت و …!

نوشته دکتر احسانی، داستان خانه مدیریت و …!

توصیه می‌کنم این نوشته را بخوانید؛ برای آینده‌تان خوب است!

قبل از این‌که مطالعه این نوشته را آغاز کنید،‌ تا تنور داغ است بروید و پیشنهادهای دکتر علی احسانی را درباره بازار ارشد بخوانید که فوق‌العاده است و گمان می‌کنم پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را در بطن متن‌شان خواهید یافت. دکتر علی احسانی را دوست دارم، موجود مصفایی است و ساده، صمیمی، هوشمندانه و مبتنی بر تجربه می‌نویسد. وبلاگ‌شان خواندن دارد.

دو ماه پیش با دکتر احسانی قرار گذاشتیم فهرست منابع پیشنهادی را تهیه کنیم و با هماهنگی منتشرشان کنیم. هم ایشان گرفتار شدند و هم من؛ و فهرست منابع کامل نشد. ان‌شاء‌الله تلاش می‌کنیم فهرست اولیه سریع‌تر آماده شود تا دوستان بتوانند از فرصت نمایشگاه برای ابتیاع منابع استفاده کنند. البته ابتیاع از نمایشگاه هم خیلی فرصت ویژه‌ای نیست؛ چرا که برخی ناشران تلاش می‌کند کتاب‌های در پستو مانده‌شان را آب کنند و اگر داوطلبان بتوانند اندکی صبر پیشه کنند، نسخه‌های تازه‌تر چند ماه بعد از نمایشگاه در بازار توزیع می‌شوند. برای نمایشگاه پیشنهاد می‌کنم منابعی را که تغییرپذیری کمتری دارند تهیه کنید تا بعدتر گرفتار استرس و صرف هزینه دوباره نشوید.

داستان خانه مدیریت و برادر پورشفیع

و اما نکته بامزه‌ای که دوست دارم درباره‌اش صحبت کنم، تغییر رویکرد خانه مدیریت است. مهندس یگانه که علی‌الظاهر دفاع کرده‌اند و باید دکتر خطاب‌شان کنیم، رویکرد مجموعه و البته ترکیب برخی از مدرسان را تغییر داده‌اند. علی‌الظاهر جناب دوست‌آذر به دلیلی از مجموعه جدا شده است و جناب پورشفیع به مجموعه ملحق شده است. نکته بامزه همین‌جاست که دوستان خانه مدیریت پیش‌تر، طعنه‌ها و گِله‌ها و کنایه‌های فراوانی ذیل همایش‌ها و کارگاه‌ها و به طور ایمیلی و تلفنی، حواله کیومرث‌خان پورشفیع و شیوه کدینگ‌شان می‌کردند و حتی از هم‌جواری نام‌شان با نام ایشان اعلام انزجار می‌کردند؛ اما انگاری جهت باد عوض شده و شرایط تغییر کرده و منافع ایجاب کرده که موضع مجموعه نیز دوباره تعریف شود. شاید هم قرابتی میان شیوه کدینگ! حضرت پورشفیع با کدینگ و مدلینگ خودشان یافته‌اند که دست دوستی دراز کرده‌اند و همکار شده‌اند و مدرس معلوم‌الحال دیروز را استاد خطاب کرده‌اند و قرار است که با هم همایش برگزار کنند و مشورت دهند.

بین خودمان بماند که به طور حضوری، هم از جناب پورشفیع درباره شیوه کدینگ و هم از جناب یگانه درباره کدینگ و مدلینگ پرسش کردم که هیچ‌کدام پاسخ درست و درمانی ارایه نکردند. به طور ویژه درباره درس تئوری مدیریت، راستش تفاوت چندانی بین جناب دوست‌آذر و جناب پورشفیع نمی‌بینم. اولی درباره داده‌کاوی در تئوری مدیریت صحبت می‌کرد که مرغ پخته نیز به خنده می‌انداخت و دومی ابداع شیوه‌ای را در بوق کرده است که سال‌ها پیش معرفی شده است. منظورم از سال‌ها پیش، ده بیست سال نیست، هزار سال پیش را می‌گویم. جالب‌تر این است که هیچ‌کدام به طور درست و درمان با فرایندها و تکنیک‌های یادگیری، یاددهی و یادسپاری آشنا نیستند.

راستش قصد تخریب دوست‌آذر یا تخطئه پورشفیع را ندارم؛ که اگر بخواهم روش‌شان را نقد کنم، چیزی برای عرضه نخواهند داشت. به صداقت و صراحت عرض می‌کنم که شیوه کدینگ جناب پورشفیع را علمی و قابل دفاع نمی‌دانم؛ اما ایشان مخاطب خودشان را دارند و از همین وادی ارتزاق می‌کنند. بالاخره هستند آدم‌هایی که این شیوه را می‌پسندند و هزینه می‌کنند و از آن دفاع می‌کنند و به دیگران هم توصیه می‌کنند و اگر در دایره اخلاق، فعالیت و تعامل کنند و احترام بگذارند، حق‌شان است که احترام ببینند. مشکل اصلی را خانه مدیریت می‌دانم که ادعای کار فاخر دارد و چارچوب‌های خودش پایبند نیست و برای ازدیاد تعداد داوطلبن و کسب سود بیشتر، همکاری با مدرسی را که خوش‌نام و باسواد نمی‌داند، آغاز کرده است.

صحبت در این‌باره بسیار است و اگر دوستان خانه مدیریت مطلبی در این‌باره دارند، بی‌کم و کاست منتشر می‌کنم.

داستان نمایشگاه کتاب

در نوشته قبلی عرض کردم که اگر مطلبی، نکته‌ای، ایده‌ای یا پیشنهادی درباره نمایشگاه دارید، در بخش نظرات درج کنید تا دوستان دیگر هم بخوانند. صرف‌نظر از یک دوست، باقی دوستان از ایمیل استفاده کرده‌اند و جالب این است که هیچ‌کدام‌شان حاضر به حضور در نمایشگاه نیستند!

پاسخ ایمیل‌ها کامل داده‌ام. اما همچنان به عهد خودم هم پایبندم و برای هماهنگی بهتر، پیشنهاد می‌کنم دوستانی که مایل به حضور در نمایشگاه و گپ‌وگفت حضوری هستند، مشخصات کلی اعم از نام و سن و رشته تحصیلی و محل اقامت و شماره موبایل‌شان را تا چهارشنبه‌شب به ایمیل زیر بفرستند. متذکر می‌شوم که مشخصات و علی‌الخصوص، شماره موبایل را در بخش نظرات درج نکنید و به ایمیل بفرستید!

info [at] arshadbaz [dot] ir

24 نفر درباره «نوشته دکتر احسانی، داستان خانه مدیریت و …!» صحبت کرده‌اند

  1. شیرین

    با سلام. خیلی جالبه که من که یک دانشجوی فناوری اطلاعات بودم تنها مدافع روش حضوری بودم.دوستان بیان به بحث بذاریم خوب!:)))))

    براتون ایمیل ارسال کردم. نوشته ی دکتر احسانی رو خوندم.خیلی جامع و جالب و کامل صحبت کردن. خدا به همگیتون قوت بده.

    سپاسگزارم

  2. نسیم

    حس بدی پیدا کردم راجب خانه مدیریت اینجوری گفتین

    حق باشماست!ماهم وسط این گود بودیم

    خیلی بده که خلاف باورت بهت ثابت شه

    امیدوارم قبول شم فقط

    کمتر از ۵ روز مونده!

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛

      یک. علیرغم انتقادهایی که به رویکرد و برخی اساتید خانه مدیریت داشتم، ارتباطی مبتنی بر احترام متقابل با این مجموعه داشتم و نوشته‌های پیشینم مؤید گفته‌ام هستند. راستش اصلا و ابدا انتظار چنین رفتار و رویکردی را از خانه مدیریت نداشتم!

      دو. پیش از اینکه در این‌باره مطلبی منتشر کنم، موضوع را به طور پیامکی (البته با اندکی طعنه) از برادر نوری‌فرد جویا شدم که پاسخم را ندادند. پیش‌تر، ایمیلی خدمت‌شان فرستاده بودم که تا کنون پاسخی دریافت نکرده‌ام. از این رو، مطلب حاضر را البته با ملاحظه‌های بسیار منتشر کردم.

      سه. برنده این معامله بی‌شک جناب پورشفیع است. خانه مدیریت، اعتبار بسیاری برای جذب مخاطبان بالقوه و بالفعل جناب پورشفیع حواله کرده است.

      ان‌شاء‌الله که رتبه خوبی نصیب‌تان شود // جواد زارعی

  3. امیرحسین مردانی

    سلام جناب زارعی؛

    آقا دلمون براتون تنگ شده! این بحثارو ولش کنید! دیگه خودتون می دونید مام می دونیم نه خانه مدیریت، بلکه از وزارت علوم بگیرید تا کشورمون ایران وضعیت تحصیل و دانشگاه همینه!

    به نظرم مشکل نه پورشفیع، نه خانه مدیریت و نه بقیه دوستان بازاری هستند! مشکل این دانشجویان هستند که بازار این دوستان بی سواد را داغ کرده‌اند نه فرد دیگه!

    آقا اینارو ولش کن، دلمون براتون تنگ شده!

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. اتفاقا هفته پیش بود ذکر خیرتان بود. شاید برای گرفتن اطلاعات درباره مهاجرت به شمال مزاحمت‌تان شوم.
      دو. ان‌شاء‌الله که تک‌رقمی شده‌اید و تهران‌نشین می‌شوید. بعدها،‌ فرصت برای گپ‌وگفت بسیار است. راستی اگر تک‌رقمی شوید، آن بنده خدا چه تبلیغی خواهد کرد برای مؤسسه‌اش!

      یا حق // جواد زارعی

        1. جواد زارعی نویسنده

          سلام برادر؛

          تا ظهر درگیرم؛ اگر شد خوشحال می‌شوم زیارت‌تان کنم. تا ظهر جمعه تلفنی خبرتان می‌کنم.

          اردت بسیار // جواد زارعی

          1. امیرحسین مردانی

            فردا خبر قطعی می دم بهتون. یا جمعه یا آخر هفته بعد نمایشگاه هستم.

            فلافل بخوریم و بحثی کنیم!

          2. جواد زارعی نویسنده

            سلام برادر؛

            یک. من دیگه با طناب شما تو چاه نمی‌رم. بار قبل هم فرمودید، فلافلی بخوریم و گپی بزنیم. دو ساعت بالای منبر بودم و بیست و هشت کیلومتر من رو پیاده بردی، دریغ از یک ساندیس!
            دو. منتظر هستم!

            اردت بسیار // جواد زارعی

          3. اميرحسين مرداني

            سلام؛

            مسلمون یادتون رفته من پا درد داشتم؟ ساندیس باید از شما میبود !

            انشالله که ببینمتون!

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. زبانم لال هنوز استاد نشده‌ام. اگر فوق‌لیاسم را گرفتم و دکتر قبول شدم و هفت هشت سال مستمر، گچ تخته یا الکل ماژیک استنشاق کردم و آدم تربیت کردم، شاید لیاقت داشته باشم که استاد خطاب شوم. خواهش می‌کنم به شوخی هم بنده را استاد خطاب نکنید.

      دو. ایمیلم همان، ایمیل مرسوم است.
      info [at] arshadbaz [dot] ir
      admin [at] arshadbaz [dot] ir
      info [at] itbaz [dot] ir
      به هرکدام‌شان که بفرستید، دریافت‌شان می‌کنم.

      شاد و سلامت باشید // جواد زارعی

  4. سینا

    سلام؛

    من همون سینایی هستم که سال قبل در مورد صحبت هایی که راجع به پورشفیع داشتی نظر دادم، اما من نمیدونم شما چه شخصیتی هستی و چقدر تحصیلات دارید اما طوری که مطالب سایت رو خوندم شما ۱۰ سالی هست دارین دست و پا میزنید تا ارشد قبول بشید تا الان فکر کردی به جای همش تهمت و تحقیر کسانی که هیچ آزاری برای شما نداشتند چرا به فکر اصلاح خودت و پیشرفت خودتون نیستید!!!

    هر سال کنکور شرکت میکنید ولی چه گلی به سر خودتون زدیدن؟
    شما یکبار نشد از خودتان انتقاد کنید که ۱۰ سال هست کنکور شرکت میکنید اما چرا؟
    همه بد شما خوب!

    به خانه مدیریت و استاداش تهمت زدن…
    به پورشفیع که ۲ سال هست تمامی فحش‌ها و بداخلاقی‌ها رو بهش چسبوندی و مطمئن باشید کسی کارشون خوب نباشه کسی بهش بها نمیده

    بازدید سایت ایشون و تمامی رتبه های برتر همه نشان از خدمت ایشون داره
    من شاگرد همین استاد بودم و افتخار می‌کنم و الان دارم شبانه مدیریت اجرایی دانشگاه تهران می‌خونم و خودم رو مدیون تدریس ایشون میدونم.
    اما شما خودتون بارهاست تمامی راه ها رو رفتید قبول نشدید و میاید مشاوره به کسانی میدهید که توی فقط دارید دیگران رو گمراه می کنید

    از خدا بترسید یک روز باید جوابگو تمام تهمت ها باشید در پیشگاه خداوند. اگر ایشان همه حرفایی که میزنید درست باشه چرا اینقدر پیشرفت کردند یا دی ال ام بسته تئوری را با ایشون تدوین می‌کند.
    من دوستانه میگم یکی از دلایل قبول نشدن شما همین کینه‌ورزی به اساتید و موسسات می‌باشد.

    همه آدم‌ها بد، آقای زارع گل سر سبد!
    تو رو خدا مردم و بچه‌ها رو با مشاوره‌ها و اشتباهات‌تون گمراه نکنید. و از خدا بترسیم به خاطر تهمت‌ها و مطالبی که در باره دیگران می‌نویسیم. من حاضرم شما رو ببینم ولی نه با این اخلاق تند و بد، و با استاد پورشفیع صحبت کنم شاید قبولی شما کلیدش در دست ایشات باشد.

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام برادر؛

      یک. دو سال پیش به طور حضوری درباره روش کدینگ از برادر پورشفیع پرسش کردم. پاسخی برای ارایه نداشتند. ممنون می‌شوم درباره روش کدینگ از ایشان پرسش کنید تا حداقل و فقط برای یک‌بار هم شده بیایند و درباره روش‌شان صحبت کنند. قول می‌دادم توبه کنم و زبان در کام گیرم. جناب پورشفیع حداقل سه سال فرصت داشتند تا توجیهی برای روش ابداعی‌شان بتراشند، اما پروراندن شما دوستان، فرصت را از ایشان دریغ کرده است!

      دو. نکته جالب این است که به شخصه درباره تمام تجربه‌هایی که در وادی ارشد سپری کرده‌ام صحبت کرده‌ام. علی‌الظاهر خواندن نمی‌دانید. وب‌سایت ارشدباز را که دقیق‌تر بخوانید مطالب بسیاری درباره تجربه کنکورهای قبلی‌ام و درباره روشی درس‌خوانی پارتیزانی و نکته‌هایی که در مسیر موفقیت کمک‌تان می‌کنند کشف خواهید کرد که محدود به کنکور نیستند و برای ارشدخوانی هم مفید هستند. تجربه‌های موفقیت و شکست، سرمایه‌های انسانی تلقی می‌شوند. در دوره ارشد در این‌باره خواهید خواند!

      سه. به خاطر ندارم در این سال‌ها به جناب پورشفیع یا اساتید خانه مدیریت توهین کرده باشم. تمام مطالب و نظراتی که درباره ایشان منتشر شده، در بطن وب‌سایت موجود است. جستجو کنید و نشان‌مان دهید که کجا به ذات کبریایی‌شان توهین شده است. اگر بخواهید نشان‌تان می‌دهم که مدافعان ایشان چگونه به ارشدباز و مخالفان جناب پورشفیع تاخته‌اند. هنوز ایمیل یکی از طرفداران‌شان را دارم که با چاقو تهدید کرده است!

      چهار. اگر هم نمی‌گفتید بی‌شک درست‌گیرم می‌شد که مدتی را با ایشان همنشین بوده‌اید. جلبک هم که باشم،‌ متوجه می‌شوم که این‌گونه پراکنده‌گویی‌‌ها و نگرش فاشیستی باید ربطی با نامبرده داشته باشد.

      پنج. نکته بامزه این است که حداقل ۲۰ هزار کلمه درباره روش پارتیزانی منتشر کرده‌ام، اما جناب پورشفیع و اعوان انثارشان هنوز یک کلمه هم درباره روش کدینگ صحبت نکرده‌اید. اگر نمی‌توانید من می‌توانم. به خوبی می‌دانم و می‌توانم بگویم که کدینگ از کجا آمده است و تا به زمانه ما برسد چه بر سرش آمده است. خوانندگان عاقل و بالغی که افسار عقل و درایت‌شان را به دیگران تفویض نکرده‌اند با اندکی تأمل و با خواندن صحبت‌های طرفین دست‌گیرشان می‌شود که اصل داستان چیست.

      شش. ان‌شاء‌الله امسال عزمم را برای خواندن جزم کرده‌ام. اگر بشود و به قدر کفایت تلاش کنم، دانشگاه تهران برای عرض ادب خدمت می‌رسم. اگر هم نشد برای سال بعدش تلاش می‌کنم تا خودم را به جلسه دفاع‌تان برسانم. واقعیت این است که یک‌سال یا ده سال تفاوتی نمی‌کند، مهم تلاش هدفمند برای تحقق هدف است. راستی جناب پورشفیع ارشدشان را کجا دفاع کرده‌اند؟ در ضمن بچه‌های دانشگاه ارومیه خاطره‌های فوق‌العاده‌ای از ایشان روایت می‌کنند.

      هفت. دوستی دارم که به برخی کارنامه‌ها دسترسی دارد. خواندن برخی‌شان جالب است!

      هشت. ممنون که موعظه‌ام کردید. من هم از خدا می‌ترسم و دعا می‌کنم با مشورت‌های اشتباه، آینده دوستان را تباه نکنم. شما هم دعا کنید.

      نه. خوشحال می‌شوم با جناب پورشفیع درباره روش کدینگ‌شان مناظره‌ای جدی داشته باشم. بسم‌الله!

      والسلام و عَلی مَن اتّبع الهدی // جواد زارعی

      1. یزدان

        درود و عرض ادب جناب زارعی عزیز

        خداروشکر شما کامل و جامع به جناب سینا پاسخ دادید،اما ای کاش ایشون قبل نوشتن پیامشون یکم زمان گذاشته بودن و مطالب سایت را مطالعه میکردن.

        آرزوی سلامتی و پیروزی برایتان دارم.

        یزدان

        1. جواد زارعی نویسنده

          سلام خواهرم؛

          یک. ان‌شاء‌الله سلامت و شاد باشید. از تصمیم‌تان خبردارم کنید.

          دو. برادر سینا با هدف کشف واقعیت به ارشدباز نیامده است که با خواندن مطالب اینجا روشن شود. ایشان تشریف آورده‌اند که حرف‌شان را بزنند و بروند. همین!

          هستم در خدمت‌تان // جواد زارعی

    2. جواد زارعی نویسنده

      و یک نکته جالب؛
      سال گذشته با نام سینا فیاضی نظرتان را درج کنید و امسال با نام سینا عبادی، که البته پورفایل‌تان در وب می‌گوید که سینا فیاضی نام اصلی‌تان است. نام جعلی، چرا!

  5. جواد

    سلام اقای زارع

    بردار این پور شفیع یک ادم سود جو و منفعت طلبی است که با جزوه های چرت و پرت داره مردم رو می دوشه، خدا … کنه

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام هم‌نام!

      پیش‌تر در بطن اشدباز، مفصل درباره روش جناب پورشفیع مفصل نوشته‌ام. راستش ترجیح می‌دهم درباره منش‌شان صحبت نکنم. اگر نقدی به ایشان و روش‌شان پیشنهادی‌شان دارید مستدل صحبت کنید که دیگران هم استفاده کنند. متهم کردن آدم‌ها به سودجویی و منفعت‌طلبی، که شاید درست باشد، کمکی به خودتان و دیگران نمی‌کند. به صرفه و صلاح‌تان است که بر درس‌خوانی تمرکز کنید!

      ارادت‌مند // جواد زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *