بلاگیادگیری شبکه‌ای، نقطه‌ای و گشتالتی! (در حال بازنگری)

یادگیری شبکه‌ای، نقطه‌ای و گشتالتی! (در حال بازنگری)

راستش یادگیری شبکه‌ای و گشتالتی و نقطه‌ای اصطلاح‌هایی برای توصیف چند روش متفاوت یادگیری هستند و نمی‌خواهم که با مقوله‌های پیچیده حوزه آموزش درگیرتان کنم. مهم؛ انتقال مفاهیمی که در ذهن دارم و بس!

آشنایی با روش‌های یادگیری، پیش‌نیاز بررسی و مقایسه روش‌ها و کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی است. مختصر بگویم که منابع مفصل و درست و درمانی درباره سبک‌های یادگیری منتشر شده است که می‌شود به مدل ۴MAT و مدل چرخشی دیوید کلب اشاره کرد که به طور علمی درباره چهار سبک متفاوت یادگیری صحبت کرد‌ه‌اند. به طور مثال برای یادگیری یک مفهوم مشترک؛ برای برخی باید داده‌های تصویری اعم از شکل و دیاگرام و جدول ارایه کرد و برای برخی دیگر باید داستان‌سرایی کرد، چرا که دسته اول درک دیداری (Visual) و دسته دوم درک شفاهی (Verbal) بارزتری دارند. فرایند یادگیری برای برخی عینی و ملموس (Sense) و برای برخی ذهنی و فکری (Reflect) است. دانستن یا ندانستن این مفاهیم در حالت کلی برای عالم و آدم مفید است، اما در کوتاه‌مدت و به طور خاص دردی از مشکل کنکوری‌جماعت دوا نمی‌کند. داوطلب کنکور ارشد نیازمند مدل‌ها و مفاهیمی ساده، کاربردی و بهره‌ورانه برای توفیق در آزمون است و قرار نیست که وارد حوزه آموزش شود. به همین خاطر است که از اصطلاح‌های یادگیری شبکه‌ای و نقطه‌ای و گشتالتی برای توصیف شیوه‌های معمول یادگیری استفاده می‌کنم.

یادگیری نقطه‌ای (جزء‌نگر)

یادگیری نقطه‌ای؛ یادگیری عمیق، دقیق و جزء‌نگرانه در یک محدوده مشخص، درباره یک پرسش یا یک مفهوم خاص است که برقراری ارتباط بین موضوعات با کلیت مبحث اهمیت ندارد. یادگیری نقطه‌ای مترادف با مثال معروف چاهی به قطر یک میلی‌متر و عمق بی‌نهایت است!

یادگیری نقطه‌ای دقیق است، چرا که هدف یادگیری مشخص، و فرایند یادگیری تکرارپذیر است.

یادگیری نقطه‌ای عمیق است، چرا که حوزه یادگیری محدود، و تکلیف یادگیرنده با موضوع مشخص است.

یادگیری نقطه‌ای جزء‌نگر است، چرا که برقراری رابطه بین موضوعات با کل مبحث یادگیری اهمیت ندارد. بیشتر فعالیت یادگیری بر سرعت فراخوانی درست و دقیق یک موضوع ثابت و مشخص متمرکز است.

شیوه یادگیری مبتنی بر پرسش و شیوه یادگیری مبتنی بر تکرار، دو مصداق کاربردی و معروف یادگیری نقطه‌ای هستند. پرسش‌های طبقه‌بندی شده با پاسخ‌های تشریحی، تابع شیوه یادگیری مبتنی بر پرسش است. یعنی تست‌ها را بدون طرح مقدمه و بر اساس سال یا مبحث دسته‌بندی می‌کنند و اصل درس را در بخش پاسخ تست‌ها ارایه می‌کند.

مزیت شیوه یادگیری نقطه‌ای، قفل کردن پرسش‌ها و پاسخ‌هاست. یعنی؛ اگر پرسش یا تست مشابهی که پیش‌تر مطالعه شده است در آزمون مطرح شود، مغز با سرعتی خیره‌کننده اطلاعات لازم را از این‌ور و آن‌ور مغز فراخوانی کرده و پاسخ را با صرف حداقل منابع فیزیکی و روانی در برابر ذهن داوطلب پهن خواهد کرد. پس یادگیری مبتنی بر پرسش موجب تقویت کارایی می‌شود. قفل کردن پرسش و پاسخ از منظری دیگر عیب تلقی می‌شود، چرا که تغییر در شیوه طرح تست‌ها یا حتی اعمال تغییری مختصر در ادبیات تست‌ها می‌تواند فرایند فراخوانی درست اطلاعات را آشفته کند. از این رو؛ استفاده صرف از شیوه یادگیری مبتنی بر پرسش مخاطره‌آمیز است!

شیوه یادگیری مبتنی بر تکرار که قباله‌اش به نام‌های «ابینگ‌هاوس» و «لایتنر» خورده است بر تکرار هدف‌مند مفاهیم در دوره‌های زمانی منظم برای غلبه بر منحنی فراموشی تأکید دارد و یکی از شیوه مؤثر یادگیری نقطه‌ای است. جعبه لایتنر، فلش‌کارت و G5 و امثالهم، نام‌های تجاری متفاوتی هستند که از یک مفهوم نشأت گرفته‌اند و اگر در جای درست و به درستی استفاده شوند فوق‌العاده مؤثرند. شیوه لایتنر برای حفظ کردن لغت‌های زبان رواج بسیار دارد، اما محدود به این حوزه نشده و برای یادگیری درس‌هایی با ماهیت‌های متفاوت اعم از ریاضی و تئوری مدیریت و اقتصاد خرد و کلان و امثالهم هم استفاده می‌شود. فلش‌کارت و روش مرور انباشتی، بهترین مصادیق شیوه یادگیری مبتنی بر تکرار هستند.

شیوه یادگیری نقطه‌ای مشتمل بر یادگیری مبتنی بر پرسش و یادگیری مبتنی بر تکرار، بخشی از فرایند درس‌خوانی است که باید در جای درست و به درستی استفاده شود. نمی‌شود تمامی کتاب‌ها را برای توفیق در آزمون بست و فقط از فلش‌کارت‌ها استفاده کرد. تأکید می‌کنم که یادگیری نقطه‌ای کامل نیست و برای تحصیل نتیجه‌ای مطمئن باید با شیوه‌های دیگر یادگیری ترکیب شود!

یادگیری گشتالتی (کل‌نگر)

یادگیری گشتالتی شیوه‌ای کل‌نگرست و در مقابل دقت و تمرکز یادگیری نقطه‌ای بر یک محدوده خاص؛ به درک کلیت مفهوم و رابطه درونی اجزاء توجه می‌کند. یادگیری گشتالتی؛ یک فرایند یادگیری کل به جزء است و سعی در تشخیص درست و تعیین دقیق جایگاه مفاهیم و هدف‌های آموزشی در کل مبحث دارد. یادگیری گشتالتی؛ چارچوب، پس‌زمینه و چیدمان مفاهیم را مشخص می‌کند. یادگیری گشتالتی مترادف با مثال معروف اقیانوسی به عمق یک میلی‌متر و پهنای بی‌نهایت است!

مزیت بی‌بدیل شیوه یادگیری گشتالتی؛ تشخیص ماهیت و جایگاه مسأله است. مشکل بزرگ قاطبه داوطلبان ارشد مدیریت، شک و تردید در تشخیص خاستگاه و جایگاه تست‌هاست. یعنی به درستی نمی‌توانند تشخیص دهند که تست مذبور از چه مبحث یا کدام حوزه مفهومی است و چه می‌خواهد. شرایط محیطی حاکم بر آزمون به طور طبیعی؛ فشاری مداوم بر داوطلب وارد می‌کند و تمرکز و چابکی ذهن را مختل می‌کند و توان تشخیصی داوطلب را تحلیل می‌برد و ‌هزینه پاسخ‌گویی را به تست‌ها بالا می‌برد!

یادگیری گشتالتی (کل به جزء) قابلیت تشخیص خاست‌گاه و جایگاه تست‌ها را حتی در شرایط سخت تضمین می‌کند. یادگیری گشتالتی شرط لازم برای تسلط بر درس‌هاست، اما کافی نیست. به بیان دیگر؛ یادگیری گشتالتی به چیستی و چگونگی پاسخ‌گویی به پرسش‌ها توجه دارد و اثربخشی را تقویت می‌کند. تأکید می‌کنم که یادگیری گشتالتی کامل نیست و برای تحصیل نتیجه‌ای مطمئن باید با شیوه‌های دیگر یادگیری ترکیب شود!

یادگیری شبکه‌ای

یادگیری شبکه‌ای یا ترکیبی؛ در واقع شیوه یادگیری نیست و بیشتر؛ شیوه‌ای برای مدیریت شیوه‌های یادگیری است. پیش‌تر گفته شد که یادگیری گشتالتی در حوزه اثربخشی و یادگیری نقطه‌ای در حوزه کارایی معنا می‌شوند. یادگیری شبکه‌ای نخ تسبیح یا چسبی است که اثربخشی و کارایی را برای تحصیل بهره‌وری تجمیع می‌کند؛ یعنی توان تشخیصی حاصل از یادگیری گشتالتی را در خدمت سرعت فراخوانی بی‌نظیر یادگیری نقطه‌ای قرار می‌دهد. به بیان دیگر؛ یادگیری شبکه‌ای فرایندی را مدیریت می‌کند که از یک‌سو؛ چیستی و چگونگی پاسخ‌گویی پرسش‌های درست را مشخص می‌کند و از دیگرسو؛ شرایط مناسب را برای پاسخ‌گویی درست به پرسش‌ها فراهم می‌کند. حاصل چنین رویکردی در یادگیری؛ ایجاد شبکه‌ای میان تمامی مفاهیم جزئی در محدوده مفهوم کلی است!

برای تأمین هدف‌های آموزشی خاص می‌شود شیوه‌های یادگیری را به نسبت‌های مورد نیاز ترکیب کرد. یادگیری شبکه‌ای، وحی منزل نیست که شکلی ثابت و تغییرناپذیر داشته باشد!

مؤخره

نقد و بررسی روش‌ها و شیوه‌ها و کتاب و دوره‌ها نیازمند طرح مقدماتی است که قسمت اولش را مطالعه کردید. برخی از مباحث مبتنی بر مدل‌ها و چارچوب‌های سفت و سخت علمی هستند و برخی‌شان حاصل از تجربه هستند و به همین علت می‌شود نقدهای بسیاری بر آنها وارد کرد. علی‌ای‌حال؛ قصدم از طرح این‌قبیل موضوعات؛ کمک به شفافیت بازار ارشد مدیریت و مهم‌تر؛ کمک به داوطلبانی است که ابزاری برای ارزیابی و مقایسه در اختیار ندارند. باشد که قبول افتاد!

2 فکر می‌کنند “یادگیری شبکه‌ای، نقطه‌ای و گشتالتی! (در حال بازنگری)

  1. مرجان

    جسارتا در این متن هم کلمه “مزبور” به اشتباه “مذبور” نوشته شده است.

    نمی‌توانند تشخیص دهند که تست “مذبور” از چه مبحث یا کدام حوزه مفهومی است

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام؛

      واژهٔ «مذبور» فارسی است؛ و برمبنای لغت‌نامه دهخدا عرض می‌کنم که درست استفاده شده است.

      ارادت // جواد زارعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *