روزنوشت ارشد ۹۴۱۰۰ روز تا کنکور ارشد ۹۴

۱۰۰ روز تا کنکور ارشد ۹۴

کارایی مغزتان در شرایط استرس بهتر می‌شود یا بدتر؟

۱۰۰ روز تا کنکور ارشد ۹۴ فرصت باقی است. همین جمله برای اینکه متحول شویم و جامه بدریم و سر به بیابان بگذاریم و چهل روز روزه بگیریم و از دنیا و مافی‌ها عبور کنیم کفایت می‌کند. راستش قبولی در کنکور ارشد به این قرتی‌بازی‌ها نیاز ندارد و باید ماند و خورد و خوابید و خواند. اما در همین ۱۰۰ باقیمانده می‌شود باخت‌ها و شکست‌های گذشته‌ را آدمیزادی تحلیل، و راهکاری برای پرهیز از ارتکاب دوباره‌شان طرح‌ریزی کرد. پس این‌قدر به خودتان نهیب نزنید که وقت تنگ است؛‌ اصلا هم وقت تنگ نیست و اگر بدانید که چه می‌کنید با ۱۰۰ که سهل است، با ۸۰ روز درس‌خوانی هوشمندانه هم می‌شود رتبه‌ای درست و درمان شکار کرد!

یکی دو سال پیش، به کتاب صوتی «دشواری انتخاب» با صدای مهندس شعبانعلی نوشته پروفسور «بری شوراتز» از محصولات تراست‌زون گوش می‌دادم که در بخش‌های پایانی کتاب، درباره دوپامین و آنزیم شگفت‌انگیز PNMT صحبت می‌کرد. وظیفه آنزیم مذبور، جمع‌آوری دوپامین اضافی موجود در مغز است!

دوپامین به علت‌های گوناگون ترشح می‌شود و کارکردهای گوناگون دارد و مهم‌تر از همه سطح هوشیاری و فعالیت مغز را بالا می‌برد و احساسات را تحریک می‌کند و شرط لازم برای انجام درست کارهاست. وظفیه آنزیم حیاتی PNMT جمع‌آوری دوپامین باقیمانده در سطح نرون‌های مغز است که اگر دوپامین اضافی در سطح نرون‌ها باقی بمانند، تحریک‌پذیری مغزی فرد بالا می‌رود و فعالیت‌های حیاتی مغز، کلیه‌ها و لوزالمعده مختل می‌شود. آنزیم PNMT دو گونه «کند» و «تند» دارد.

آنزیم‌های کند، میزان دوپامین باقیمانده را با کندی جمع‌آوری می‌کند. افرادی که آنزیم کند در مغزشان ترشح می‌شود، برنامه‌پذیر هستند و در شرایط عادی به خوبی فعالیت می‌کنند؛ چرا که آنزیم‌شان کند است و همواره سطح مطلوبی از دوپامین در مغزشان موجود است؛‌ از این رو، کارها را با تمرکز و کیفیت بالا پیگیری می‌کنند. اما آنزیم کندشان در شرایط خاص مانند آزمون‌ ارشد، یا هنگام انجام کارهای فورس‌ماژور و استرس‌زا که سطح دوپامین مغرشان خیلی بالا می‌رود به قدر کفایت نمی‌تواند دوپامین‌های اضافی را جمع‌آوری کند؛ در نتیجه سطح استرس‌شان بالا می‌رود و تمرکزشان افت می‌کند کارها را با تحمل فشار روانی بیش از حد پیگیری می‌کنند. یعنی کارایی‌شان به شدت افت می‌کند.

در نقطه مقابل، گونه دیگری از انسان‌ها هستند که کارایی‌ مغزشان در شرایط استرس‌زا بهتر می‌شود، چرا که آنزیم‌شان تند است و دوپامین‌های اضافی را در سه سوت جمع‌آوری، و سطح دوپامین مغز را در سطح مطلوب حفظ می‌کند. کارایی این‌گونه آدم‌ها در شرایط عادی پایین‌تر از آدم‌های دسته اول است، چرا که آنزیم تند و تیزشان به دوپامین‌های اضافی فرصت جولان می‌دهد، از این رو در شرایط عادی و بدون استرس، سطح دوپامین مغز و کارکردشان پایین از حد طبیعی است!

کمک بزرگی به خودتان می‌کنید اگر بتوانید گونه آنزیم PNMT مغزتان را مبتنی بر رفتارهای گذشته‌تان تشخیص دهید و ببینید کارکردتان در چه شرایطی بالاتر است؟

صرفا برای اطلاع می‌گویم که آنزیم PNMT کند مختص انسان است و آنزیم PNMT تند با شامپانزه مشترک است و مبتنی بر تشخیص همین آنزیم است که برخی برای کار در شرایط اضطراری مانند بخش‌های اورژانس یا برج مراقبت که نیازمند سطح بالای دوپامین در شرایط استرس‌زاست مناسب‌ترند و برخی دیگر برای کار در شرایط عادی و آدمیزادی مناسب‌ترند. آنهایی که آنزیم PNMT مغزشان کند است،‌ شدت گیرایی‌شان در شرایط عادی و در روزهای دور از کنکور بالاتر است و دوستانی که آنزیم PNMT مغزشان تند است در نزدیکی‌های کنکور فعال می‌شوند و می‌خواهند که پنج شش ماه درس‌نخوانی را با یکی دو ماه درس‌خوانی جبران کنند. اینکه  موفق می‌شوند یا نمی‌شوند را نمی‌دانم، اما تا فشار و گرمای فرح‌بخش کنکور ارشد را از نزدیک لمس نکنند،‌ سطح دوپامین‌شان بالا نمی‌رود و ذهن‌شان به قدر کفایت فعال نمی‌شود؛‌ مانند شامپانزه و پستانداران دیگر که در شرایط خطر، سرعت واکنش‌شان به خطرات محیطی صد برابر می‌شود، اما خطر که رفع می‌شود، به هپروت قبلی برمی‌گردد تا خطر بعدی و …!

۱۰۰ روز تا کنکور ارشد ۹۴ فرصت باقی است و اگر آنزیم PNMT مغزتان کند است، داستان درس‌ها را زودتر جمع کنید تا گرفتار استرس ماه‌های دی و بهمن نشوید؛ و اگر آنزیم PNMT مغزتان تند است که حساب‌تان با کرام‌الکاتبین است؛‌ هر چه زودتر منابع‌ لازم را تهیه کنید و محض تفریح هم که شده چند صفحه‌ای در روز تورق کنید. کندآنزیم‌ها برنامه‌پذیر و تندآنزیم‌ها برنامه‌گریز هستند؛ هر چند برنامه‌هایی که تندآنزیم‌ها طرح‌ریزی می‌کنند بی‌نهایت زیبا و جذاب، اما نشدنی است!

تأثیر آنزیم PNMT در زن‌ها و مردها متفاوت است. توصیه می‌کنم کتاب دشواری انتخاب را از وب‌سایت تراست‌زون دانلود کنید و بشنوید تا دست‌گیرتان شود که چرا رفتار این آنزیم در کنار برخی هورمون‌ها تغییر می‌کند!

راستی، تند هستید یا کند؟

9 فکر می‌کنند “۱۰۰ روز تا کنکور ارشد ۹۴

  1. پری

    چقدر سبک قلم تان را دوست دارم.

    خیلی عالی، من اگه بتوانم اینگونه بنویسم و ذهنم را ازاد کنم
    …و بعد اگر بتوانم رنگ ها را در هم ترکیب کنم و به بوم سفید رنگ دهم، اگر بتوانم با کاشی شکسته طرحی بیاندازیم، با ویترای یر روی شیشه رنگ بزنم و از نقشی به نقشی دیگر… با اره به جان چوب بیافتم و معرق بسازم اینکارها، نه همه شان! را سال ها پیش تجربه کردم و الان کارشناس IT هستم و انگار لذت نمیبرم برای همین شاید انگیزه درست و حسابی برای ارشد ندارم چیزی که یک روز آرزویم بود الان باعث آزارم شده
    از این شاخه به آن شاخه میپرم مثل پرنده های سرگردان که راه امن اشیانه را گم کرده اند.
    اینجا دیگر آنزیم PNMT انگار کاری نیست.

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛
      یک. لطف دارید به قلم نتراشیده‌ام.
      دو. شناخت مکانیزم تأثیر آنزیم PNMT علی‌الخصوص برای خانم‌ها حیاتی است.
      سه. از «آرزو» به «آزار» رسیده‌اید؛ ان‌شاء‌الله به «آزرا» هم برسید!
      چهار. سه ماه و سه روز مفید برای پذیرش در ارشد مدیریت فرصت دارید. سه روز اول را صرف روشن‌سازی تکلیف‌تان با خودتان کنید؛ و سه ماه بعدش را هم درس‌ بخوانید. من هم گرفتارم و هنوز درس‌خوانی را به طور جدی آغاز نکرده‌ام؛ اما دست‌یابی به رتبه‌های تک‌رقمی را هم دسترس‌ناپذیر نمی‌دانم. درس‌ها را اولویت‌بندی کرده‌ام و ظرف دو سه روز آتی در حال تعریف استراتژی برای مطالعه هر درس هستم که البته نتایجش را هم در ارشدباز منتشر خواهم کرد. بعدش هم می‌شنیم و متناسب با فرصت موجودم می‌خوانم. کار سختی نیست،‌ شما را نمی‌دانم!
      موفقیت را نشدنی تعریف نکنیم // جواد زارعی

  2. یزدان

    آقای زارعی عزیز
    سوالم رو همینجا مینویسم ک از جواب شما بقیه دوستان هم استفاده کنند.
    من همانطور که فبلا هم گفته بودم پارسال حدود ۱ماه خیلی سطحی در مجموع ۲۵% از ۴ درس رو خوندم و پیام نور تهران قبول شدم.
    چون شاغلم همسرم و خواهرم میگن برم اما من توانایی و لیاقت خودم رو خیلی بالاتر میدونم. و میخوام براش بجنگم.
    شرایط کارم خیلی سنگینه،توی ۱ ماه گذشته هر روز تا شب اداره بودم. و از نظر روحی هم خیلی خیلی وضعیت بدی دارم.
    مشاور درسم که قبلا بهتون گفته بودم با کدام موسسه مشاوره دارم،۵شنبه به من گفت تکلیفت رو با خودت مشخص کن و سعی کن ۳ ماه رو مرخصی بگیری و به درست بچسبی که قبول بشی،از تئوری فرصت هزینه در اقتصاد گفت که باید برای رسیدن به هر چیزی یک بهایی بدی…
    من خودم که در حال حاضر از کارم به شدت خسته ام و از اینکه فرصت درسخوانیم حتی یک اپسیلون به اون جدولی که با کمک شما درست کردم نمیخوره،حسابی دیگه کلافه شدم.
    جمعه اولین آزمون آزمایشی همون موسسه رو دادم و اصلا نتیجه خوبی نداشت! از بین ۲۵۱ نفر شرکت کننده من ۲۳۱ بودم!!!
    در فکر این هستم مرخصی بگیرم یا پارت تایم کار کنم اما بعید میدونم اجازه بدن.
    این باعث میشه بیشتر تنش و استرس داشته باشم.
    از امروز میخوام سر ساعت ۴ برم خونه و دیگه بعد از تایم نمونم.اما نمیدونم حتی با همین مدت زمان میتونم به نتیجه دلخواهم برسم یا نه.
    آرامشم رو از دست دادم.
    ممنون میشم راهنماییم کنید.
    با سپاس
    منتطر نظرات مفید شما هستم./یزدان

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛
      اگر درست خاطرم مانده باشد، نرم‌افزار خوانده‌اید و مسءولیت مهمی در یکی از سازمان‌های شهرتان دارید. فرض کنیم رتبه فوق‌العاده‌ای کسب کرده‌اید و در یکی از دانشگاه‌های مطرح تهران پذیرفته شده‌اید، آیا کارتان را رها می‌کنید و برای دو سه سال عازم تهران می‌شوید؟ آیا پس از بازگشت سه سال و اخذ فوق‌لیسانس، می‌توانید همان شغل یا موقعیت شغلی مشابه را اختیار کنید؟ آیا گرفتن انتقالی به تهران ممکن است؟ آیا به شغل‌تان علاقمند هستید؟ برای چه می‌خواهید «مدیریت» بخوانید؟ فوق‌لیسانس را برای مهاجرت می‌خواهید؟ یا قبولی در رشته «مدیربت» دانشگاه شهرتان هم رضایت‌تان را جلب می‌کند؟
      راه‌حلی که انتظارش را می‌کشید یک‌دفعه نازل نمی‌شود. چرخه پرسش، تأمل و پاسخ باید تکرار شود تا چشم‌اندازی درست و درمان از پاسخ در برابرتان روشن شود.
      این‌ها را پاسخ دهید تا بعد // جواد زارعی

  3. یزدان

    سلام آقای زارعی
    بله درست به خاطر دارید،نرم افزار خوانده ام و مسئولیت مهمی در کارم دارم،اما نه کارمند رسمی هستم نه رسمی خواهم شد و نه حقوقم با حجم کارم تطابق دارد.
    کارم را خیلی دوست داشتم ۴-۵ ماهی است احساس میکنم در کار مورد ظلم قرار گرفتم و برخی رفتارها از جانب مدیرم من را رنجانده است. حجم بالای کارم و حقوق بسیار ناچیزم روحم رو درگیر کرده و اصلا احساس خوبی ندارم و آشفته شده ام.
    به خصوص توی ۱ ماه گذشته به اندازه ۶ ماه اداره بوده ام و هر روز تا شب درگیر بوده ام دلم میخواهد یه مدتی از کار دور باشم حاضر هستم بدون حقوق مرخصی بهم بدهند….
    من شخصیتا مدیر هستم و کارهای مدیریتی را بسیار بسیار زیاد علاقه دارم و از بچگی همیشه سرگروه و اجرا کننده و پیشرو بودم. به رشته مدیریت آی تی به علت همگرایی با رشته کارشناسیم علاقه پیدا کردم.
    اینکه بعد از قبولی کارمرا رها میکنم یا خیر،همچین قصدی ندارم و میتوانم با مرخصی استحقاقی و استعلاجی و همکاری اداره بیام تهران و برگردم.
    دانشگاه تهران و کلا دانشگاه های شهر تهران را نشان کرده ام چون به جز تهران و زاهدان و از امسال ارومیه شهر دیگری این رشته را ندارد!
    فکر کنم همه سوالات را پاسخ داده باشم.
    از وقتی که میگزارید سپاسگزارم.
    منتظر پاسخ های مفیدتون هستم./یزدان

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام دوباره؛
      یک. هزینه‌ای که باید برای قبولی در دانشگاه‌های تهران متحمل شوید متفاوت است. برای بازرگانی و فناوری اطلاعات دانشگاه تهران باید بین ۵۰ نفر کنکور ارشد مدیریت باشید؛ و برای تربیت‌مدرس و بهشتی باید بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفر اول کنکور ارشد مدیریت باشید. البته این اطلاعات را خیلی جدی نگیرید. تهران،‌ دانشگاه علامه را هم دارد که با ۲۰۰ تا ۳۰۰ به خوبی قبول می‌شوید. خلاصه اینکه اگر در جمع ۴۰۰ نفر برتر کنکور ارشد مدیریت وارد شوید برای روزانه می‌توانید یکی از دانشگاه‌های تهران را انتخاب کنید. برای شبانه (نوبت دوم) هم تا ۷۰۰ امیدوار باشید. هر چند به صراحت می‌گویم اگر بین ۲۰۰ نفر برتر کنکور ارشد مدیریت باشید گزینه‌‌های بسیار بسیار مناسب‌تری برای انتخاب رشته و دانشگاه دارید.
      دو. در احوالات خودتان تأمل کنید، ببینید حاضرید چه مقدار برای دست‌یابی به این دانشگاه‌ها هزینه کنید. دامنه هزینه مالی، روانی و فزیکی‌تان، دامنه رتبه‌تان را مشخص می‌کند. من هم دلم می‌خواهد رتبه یک شوم، اما شرایط فعلی نمی‌توانم به بهتر از ۱۰۰۰ فکر کنم. اول همان را تضمین می‌کنم و بعدتر به رتبه‌های ۸۰۰ و بعد ۶۰۰ و بعد ۳۰۰ و اگر توانستم رتبه‌های بهتر هم فکر خواهم کرد!
      سه. بیایید محاسبه کنیم که برای کسب رتبه ۲۰۰ چه درصدهایی را باید کسب کرد. میانگین وزنی درصد درس‌ها باید بین ۳۰ تا ۳۵ درصد باشد. میانگین وزنی درس‌های شما با زدن ۱۰ تست درست زبان و ۱۰ تست درست ریاضی و آمار و ۱۰ تست درست تئوری و ۱۰ تست درست اقتصاد و ۱۰ تست درست بازاریابی و حذف تست‌های پژوهش و تولید می‌شود ۳۴ درصد. اغراق نمی‌کنم، اما با ۴۰۰ تا ۶۰۰ ساعت درس‌خوانی به سهولت می‌شود چنین درصدی را با سه چهار درصد بالا یا پایین، تأمین کرد.
      چهار. شما در وضعیت کنونی‌تان، بیش آنکه نگران کار یا کنکور باشید، باید خوددار باشید و بر کنکور ارشد مدیریت تمرکز کنیدو بس. و برای اینکار با توجه به جدولی که پیش‌تر برای بنده فرستادید، گمان می‌کنم با چهار تا پنج ساعت درس‌خوانی می‌توانید چنین امتیازی را کسب کنید.
      پنج. فکر نکنید به محض گرفتن مرخضی می‌توانید عملیات درس‌خوانی را با کیفیت بالا آغاز کنید. مغزتان باید به تغییر موقعیتی که اعمال می‌کنید عادت کنید که امری زمان‌بر است، آن‌هم با موقعیت شغلی شما. پیشنهاد می‌کنم کارتان را سبک‌تر کنید و حداقل در این سه ماه باقیمانده، سازمان را بعد از پایان وقت اداری قانونی که گمان می‌کنم چهار عصر باشد ترک کنید. داستان مرخصی را بگذارید برای هفته‌های آخر؛ آن‌هم یک‌باره مرخصی نگیرید. از هفته بعد شروع کنید و یک روز یا نیم‌روز در هفته مرخصی بگیرید و این مقدار را هفته به هفته با شیبی ملایم بیشتر کنید و در صورت نیاز، دو هفته آخر را کاملا مرخصی بگیرید و درس‌ها را مرور کنید.
      به طور کلی با رفتارهای انقلابی (revolution) رابطه خوبی ندارم. پیشنهاد می‌کنم اگر خواهان ایجاد تغییرات پایدار هستید،‌ به شیوه تکاملی و تدریجی (evolution) انجام‌شان دهید. می‌خواهد سحرخیزی باشد، درس‌خوانی باشد، درخواست مرخصی یا هر چیزی که بشود به طور فرایندی تعریف شود.

      هم‌چنان در خدمت‌تان هستم // جواد زارعی

  4. یزدان

    سلام دوباره
    بسیار ممنونم برای نکات مفیدی که گفتید. به نظر خودم هم به دست آوردن رتبه کار زیاد سختی نیست.
    با نظرتون راجع به روند فرآیندی و تدریجی موافقم.کم کم پیش میرم تا شرایط رو بهتر کنم.
    یکباره عمل کردن بهم تنش میده.
    الان امروز هم که منزل هستم تا الان مفید نبودم،چون مغزم همراهی نمیکنه وقتی بعد ۳ هفته میخوام دوباره درس بخونم مثل اینه که روز اول باشه!
    ضمن اینکه اوضاع بد تئوریم نگرانم میکنه توی آزمون اولم فقط یک درست داشتم و ۲ غلط بقیه هم نزدم!
    عملا تئوری هیچم!
    الان دارم سعی میکنم ببینم چطوری میتونم خودمو روی غلطک بندازم و یه برنامه جدید بچینم.
    راستی ۴۰۰-۶۰۰ درسخوانی یعنی روزی ۶-۸ ساعت درس خوندن! من که این مقدار زمان رو ندارم!
    فعلا خدانگهدار
    باز هم بهتون روندم رو اطلاع میدم.
    و همچنان از پیشنهادهای مفیدوتن استقبال میکنم.

    یا حسین / یزدان

    1. جواد زارعی نویسنده

      سلام خواهرم؛
      یک. درباره چگونگی مطالعه درس‌ها پیشنهادهایی دارم که ان‌شاء‌الله ظرف هفته آتی منتشرشان خواهم کرد. گمان می‌کنم کمک‌تان کند!
      دو. ۹۰ روز تا کنکور فرصت دارید و اگر به طور میانگین، چهار تا پنج ساعت در روز درس‌خوانی کنید می‌شود ۴۰۰ ساعت ناقابل. خواستید یا توانستید، بیشتر بخوانید. نوش جان‌تان!
      سه. موفقیت در کنکور ارشد، بیشتر «هوشمندی» و کمتر «هوش» می‌خواهد!
      دوست دارم مفید باشم // جواد زارعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *