بایگانی تگ‌ها: انتخاب رشته

انتخاب یعنی تصیم‌گیری درباره یک گزینه و چشم‌پوشی از گزینه‌های دیگر است!

دشواری انتخاب

۲۶ آبان ۱۳۹۴

داوطلبان کنکور ارشد مدیریت مانند داوطلبان رشته‌های دیگر ملزم به انتخاب‌های متعدد مانند انتخاب رشته، انتخاب گرایش، انتخاب اولویت درس‌ها، انتخاب منابع، انتخاب مدرس، انتخاب مؤسسه، انتخاب وب‌سایت مورد اعتماد، انتخاب روش درس‌خوانی، انتخاب حل درس‌خوانی، انتخاب ساعت‌های درس‌خوانی، انتخاب مشاور، انتخاب سطح استرس و مجموعه‌ای از بی‌نهایت انتخاب هستند. برخی داوطلبان به کیفیت انتخاب‌شان حساس هستند و دغدغه دارند و برخی دیگر، اجازه می‌دهند که دیگران برای‌شان انتخاب کنند. راستش، انتخاب کردن همواره آسان و کم‌خطر نیست. برخی انتخاب‌های می‌توانند مسیر زندگی را به سوی آینده‌ای مبهم تغییر دهند. از این رو تصمیم گرفتم اندکی درباره دشواری انتخاب صحبت کنم.

به دوستانی که به مقوله انتخاب علاقمند هستند؛ و دوست دارند آن را عمیق‌تر دنبال کنند پیشنهاد می‌کنم، کتاب صوتی «دشواری انتخاب» نوشته پروفسور بری شوارتز را با صدای گرم محمدرضا شعبانعلی بشنوند.

چرا باید انتخاب کنم؟

انتخاب، به قول برخی بزرگان، مرحله‌ پایانی فرایند تصمیم‌گیری است. پرسش بسیاری از داوطلبان آن است که آیا می‌شود برخی انتخاب‌ها را به دیگران تفویض کرد؟ یا، کدام گونه از انتخاب‌ها را می‌شود به دیگران تفویض کرد؟ یا، آیا تمام انتخاب‌ها را خودم باید انجام دهم، یا اینکه برخی انتخاب‌ها را می‌توانم به دیگران واگذارم؟

دیتابیس متن‌های جستجوشده ارشدباز را که گاهی بالا و پایین می‌کنم، با پرسش‌های بسیاری روبرو می‌شوم که حداقل نیمی‌شان درباره منابع است. داوطلبی که ناگزیر به تصمیم‌گیری و انتخاب است ناگزیر به پرسیدن است. برخی افراط می‌کنند و تا موعد کنکور همین‌طور می‌پرسند؛‌ و برخی دیگر که هوشمند هستند، فرایند تصمیم‌گیری را زودتر به مرحله انتخاب بهینه می‌رسانند و انتخاب‌شان را نهایی و اجرا کنند. منش شما چیست؟ الی‌الابد در حال انتخاب هستید یا می‌توانید درباره فرصت‌های پیش‌رو تصمیم‌گیری کنید!

درباره خوبی یا بدی انتخاب صحبت نمی‌کنم. انتخاب‌ها چه بخواهیم و نخواهیم، هستند. شما می‌توانید مسئولیت انتخاب را بپذیرید یا به دیگران واگذارید. راستش درباره برخی انتخاب‌ها باید چنین کنید تا بتوانید ریسک‌های احتمالی را کاهش داده یا ریسک را به دیگران منتقل کنید. به طور مثال، هنگامی‌که از خدمات مشاوره استفاده می‌کنید، اگر مشاورتان برای شما و چگونگی درس‌خوانی‌تان تصمیم‌گیری کند، ریسک‌تان را انتقال داده‌اید؛ و اگر گزینه نهایی را خودتان انتخاب کنید، ریسک شرکت در کنکور را کاهش داده‌اید؛ چرا که از دانش و تجربه مشاوری کاربلد استفاده کرده‌اید!

داوطلب هوشمند، فردی است که می‌داند و می‌تواند انتخاب‌های ممکن را تشخیص دهد و درباره‌شان تصمیم‌گیری کند؛ و مسئولیت انتخاب را خود قبول کند یا به دیگران واگذارد. صرف‌نظر از قبول یا واگذری مسئولیت انتخاب‌ها، زمان نقشی کلیدی در انتخاب‌ها دارد. به طور مثال، داوطلب کنکور ارشد باید بتواند مقدمات انتخاب را در حداقل زمان ممکن مهیا کند و از مشورت‌های بیرونی و تجربه درونی برای قبول یا واگذاری انتخاب‌ها استفاده کند و به سرعت وارد مرحله اجرا شود!

انتخاب می‌کنید یا انتخاب می‌کنند؟

داوطلبان ارشد هنگام تصمیم‌گیری درباره یک موضوع خاص (انتخاب) دو دسته می‌شوند:

۱. شونده‌ها (Picker) که پیرو قاعده «هر چه پیش آید، خوش آید» هستند و هر آنچه تحمیل شود، رخ دهد، یا گفته شود را می‌پذیرند. البته، در ظاهر انتخاب می‌کنند؛ اما کمترین فسفر ممکن را خرج می‌کنند و انتخاب‌های موجود را می‌پذیرند. آن‌وری‌ها، این دسته از موجودات که درباره انتخاب‌شان فکر نمی‌کنند و حرف فلان مدرس و بهمان وب‌سایت و فلان رفیق شفیق را چشم‌بسته می‌پذیرند را Picker صدا می‌زنند؛ و کمینه‌طلب (minimizer) خطاب‌شان می‌کنیم!

۲. کننده‌ها (Chooser) به راستی انتخاب می‌کنند و برای تصمیم‌شان وقت صرف می‌کنند. البته وقت، انرژی و سطح دغدغه افراد برای بهبود کیفیت انتخاب‌شان متفاوت است. داوطلبان ارشد باید از این دسته باشند تا بتوانند در کنکور ارشد کسب توفیق کنند. انتخاب‌کننده‌ها بسته به شرایط می‌توانند (به اختیارشان) برخی تصمیم‌گیری‌ها را به دیگران واگذارند و نتایج تصمیم‌ها را اجرا کنند. به بیان دیگر، به صرفه و صلاح داوطلبان کنکور ارشد است که مسئولیت برخی برخی انتخاب را بپذیرند و برخی را به افراد ذی‌صلاح واگذارند. بعدتر درباره صلاحیت افرادی که باید مسئولیت انتخاب‌ها را به آنها واگذار کنید صحبت خواهم کرد. پس، موضوع اصلی ما، در این نوشتار درباره افراد انتخاب‌کننده است.

انتخاب می‌کنم، پس هستم!

انتخاب‌کننده‌ها (Choosers) مبتنی بر چگونه مواجهه‌شان با انتخاب‌ها مشتمل بر سه دسته کلی «بیشینه‌طلب» و «کمال‌طلب» و «رضایت‌طلب» هستند. پیش از صحبت درباره گونه‌های سه‌گانه انتخاب‌کننده‌ها بگویم که داوطلبان کنکور را به طور مطلق نمی‌شود در یکی از این گونه‌ها محدود و محصور کرد. روش و منش افراد در حوزه‌ها و موضوع‌های گوناگون تصمیم‌گیری، متفاوت است. ممکن است در زمینه انتخاب رشته وسواسی رفتار کند، اما درباره انتخاب منبعی که باید بخواند آسان‌گیر باشد و به حداقل مطلوب رضایت دهد. از این رو، درخواست می‌کنم از برچسب‌زنی بر خود و دیگران پرهیز کنید. هر چند قبول دارم که یکی از این ویژگی‌ها در افراد پررنگ‌تر است!

بیشینه‌طلب‌ها (Maximazer)

بیشینه‌طلب‌ها از آسمان‌ها گذشته‌اند و در کهکشان‌ها سیر و سیاحت می‌کنند؛ و ایده‌ها و افکارشان جذاب، انگیزه‌بخش، بدیع، تخیلی، غیرواقعی، نشدنی، چارچوب‌گریز، زمان‌گریز، پرهزینه، ناملموس و سنجش‌ناپذیر است؛ اما اگر اجرا شود، فوق‌العاده است!

بیشینه‌طلب‌ها همواره به بهترین گزینه، و حتی به بهتر از بهترین‌ها نظر دارند. سخن‌شان جذاب است؛ اما همراهی با آنها، افراد را به ناکجاآباد می‌برد؛ چرا که بیشینه‌طلب‌ها بیش از آنکه عینی و این‌جهانی باشند، ذهنی و آن‌جهانی هستند. مشکل اصلی بیشینه‌طلب‌ها، عدم رضایت همیشگی‌شان از نتایج‌شان است؛ چرا که سقف مشخصی ندارند و باز هم به بالاتر فکر می‌کنند. یعنی، هیچ‌چیز راضی‌شان نمی‌کند. قاطبه افراد پیشگامی که روش زندگی‌شان برای دیگران جذابیت دارد و توانسته‌اند دنیای را اندکی بهتر کنند؛ خودشان آن‌گونه که باید از زندگی‌شان منتفع نشده‌اند!

بیشیبنه‌طلبی، آفت بزرگ داوطلبان کنکور است. هدف‌گذاری درصدهای غیرمنطقی، مطالعه منابع متعدد و متنوع، استفاده از مشاوران پرهزینه و امثالهم، کارهایی است که داوطلب را باسوادتر می‌کند و به همان اندازه، از دایره توفیق دور می‌کند. کم نیستند داوطلبانی که تئوری مدیریت را از طراح کنکور بهتر درک کرده‌اند؛ اما درس تئوری را در کنکور ارشد بهتر از ۴۰ درصد نزده‌اند!

داوطلب کنکور ارشد باید بیاموزد که بیشینه‌طلبی، در کنکور رقابتی ارشد که هم سطح سواد و هم کیفیت مهارت‌های داوطلبان را ارزیابی می‌کند، فرصت‌ها را هدر و زمان‌های جبران‌ناپذیر را تلف می‌کند و فرد را لزوما به نتیجه نمی‌رساند!

رضایت‌طلب‌ها (Satisficer)

رضایت‌طلب‌ها افراد صبوری هستند؛ اما «نقد را به نسیه نمی‌فروشد» و سریع تصمیم‌گیری می‌کنند و تکلیف‌شان را با انتخاب‌ها مشخص می‌کنند. رضایت‌طلب‌ها، به تصمیم‌های سریع و صحیح پایبند هستند و گاهی سرشان را بلند می‌کنند و نیم‌نگاهی هم به  فرصت‌های آتی دارند. رضایت‌طلب‌ها تلاش می‌کنند،‌ تصمیم‌های بلند را تکه‌تکه کنند و به جای یک انتخاب بزرگ و پرمنفعت، انتخاب‌های کوچک، نقد و کم‌منفعت را ترجیح می‌دهند.

به طور کلی، رضایت‌طلب‌ها، موجوداتی قانع، واقع‌گرا و نتیجه‌گرا هستند؛ و برای رسیدن به هدف‌های کلان و کلی، از گام‌های کوتاه تبعیت می‌کند؛ چرا که موجود رضایت‌طلب؛ نتیجه‌های عینی دم‌دستی را به نتیجه‌های ذهنی دوردست ترجیح می‌دهد. منش رضایت‌طلبی در تصمیم‌های سریع که تبعات محدودی دارند فوق‌العاده است؛ اما برای تصمیم‌های بزرگ توصیه نمی‌شود!

کمال‌طلب‌ها (Perfectionist)

کمال‌طلبی، منش افرادی است که مانند رضایت‌طلب‌ها، به حداقل‌ها رضایت نمی‌دهند؛ و مانند بیشینه‌طلب‌ها در کهکشان‌ها سیر نمی‌کنند. واقع‌گراتر هستند و کسب حداکثر رضایت ممکن را دنبال می‌کنند. کمال‌طلب‌ها اگر در تعریف هدف‌ها و استاندارد، زیادی دست بالا را بگیرند، در وادی بیشینه‌طلب‌ها غش می‌کنند؛ و اگر به کف استانداردهای فوق‌العاده‌ای که دارند راضی شوند و دم را غنیمت شمارند، به منش رضایت‌طلبی مبتلا می‌شوند!

 کمال‌طلبی با توجه و تلاش برای کسب بهترین نتیجه ممکن، در زمان، انرژی و هزینه منطقی مترادف است. تفاوت اصلی کمال‌طلب با بیشیه‌طلب در شیوه تعریف هدف‌شان است. بیشینه‌طلب، هدف‌ها را ایده‌آل، نشدنی و دست‌نیافتنی تعریف می‌کند؛ اما کمال‌طلب، هدف‌ها را بزرگ، اما شدنی، ملموس و دست‌یافتنی تعریف می‌کند!

مدل هدف‌گذاری SMART ابزار محبوب کما‌ل‌طلب‌هاست!

هزینه فرصت

داوطبان کنکور ارشد ناگزیر به انتخاب‌های متعدد و متنوع هستند و برای کسب توفیق در کنکور ارشد باید ترکیبی متعادل از منش‌های رضایت‌طلبی و کمال‌طلبی را تمرین کنند. یعنی از کف رضایت‌طلبی فروتر، و از سقف کمال‌طلبی فراتر نروند.

منش کمال‌طلبی در انتخاب‌ها، فوق‌العاده جذاب است؛ اما بیشترمان نمی‌توانیم فاصله بیشینه‌طلبی را با کمال‌طلبی تمییز دهیم و ممکن است فرصت‌ها را از کف بدهیم. از این رو باید به کمتر از کمال‌طلبی بسنده کنیم.

منش رضایت‌طلبی در انتخاب‌ها، نقد و سریع است؛ اما بیشترمان نمی‌توانیم از دام نتیجه‌های نقد و کوتاه‌مدت دل بکنیم و به دوردست‌ها بنگریم. رضایت‌طلبی اگر عادت شود، داوطلبان را کوته‌نظر می‌کند و در بلندمدت، فرد را از مسیر خارج می‌کند!

داوطلبان باید بتوانند هزینه‌ فرصت‌‌های هر انتخاب محاسبه کنند. هزینه‌ فرصت، یعنی فرصت‌های دیگری که با انتخاب‌ فرصت کنونی‌مان از دست می‌دهیم. تمام انتخاب‌ها، هزینه دارند؛ چرا که نمی‌شود تمام انتخاب‌ها را همزمان داشت. یعنی باید بین انتخاب‌های گوناگون، بهینه‌ترین‌شان را انتخاب کرد. عقل و علم می‌گویند، بهینه‌ترین انتخاب، انتخابی است که هزینه‌های فرصت‌تان را کمینه کند. انتخاب کانال تلویزون، مثال فوق‌العاده‌ای برای درک مفهوم هزینه فرصت است. شبکه‌های متعددی در دسترس شما هستند که برنامه‌های جذاب پخش می‌کنند؛ و شما ناگزیر به انتخاب یکی‌شان هستید و با از تعدادی دیگر چشم‌پوشی کنید. این چشم‌پوشی از انتخاب‌های جذاب دیگر، یعنی هزینه‌فرصت. البته تکنولوژی، امکان رؤیت همزمان چند کانال را مهیا کرده است؛ اما خوب می‌دانید که برای لذت بردن،  باید تمرکز کنید و ناچارید که یکی‌شان را انتخاب کنید!

هزینه فرصت مبتنی بر بضاعت‌ محاسبه می‌شود. هزینه فرصت فردی که به ۲۰۰۰ کانال جذاب دسترسی دارد با هزینه فرصت فردی که ده دوازده کانال کم‌جذبه را پیگیری می‌کند متفاوت است. از این رو، جنس و ریسک و هزینه فرصت انتخاب این‌ها از اساس متفاوت‌اند.

در کنکور ارشد نیز همین قاعده حکم‌فرماست. هزینه فرصت برای هر یک از داوطلبان کنکور ارشد متفاوت است؛ چرا ویژگی‌های زندگی‌ هر داوطلب اعم از بضاعت مالی، اطلاعاتی، طبقه اجتماعی، فرهنگ، خانواده، سبک زندگی، ویژگی‌های فردی و … متفاوت است. اگر داوطلب کنکور ارشد یا مشاور کاربلدش نداند و نتواند هزینه فرصت‌ها را محاسبه کند؛ ممکن است مسیر زندگی فرد را تغییر دهد. گمان می‌کنم قبول دارید که تحصیل در دانشگاه تهران، با دانشگاه شهید بهشتی، با دانشگاه شهید چمران اهواز، با دانشگاه پیام نور بیرجند با دانشگاه مجازی اصفهان، با دانشگاه علوم تحقیقات و … تجربه‌ها متفاوتی‌اند و محیط زندگی داوطلبان را تغییر می‌دهند و موجب تغییر مسیر زندگی افراد می‌شوند.

دوستانی که یک روش ، یک جزوه، یک کتاب، یک مدرس، یک مؤسسه و تنها چیز مشخص را برای تمام داوطلبان توصیه می‌کنم به بضاعت‌ها و هزینه فرصت‌های هر داوطلب بی‌توجه هستند.

شاید اغراق‌آمیز باشد، اما توجه به هزینه فرصت‌های انتخاب‌های گوناگون می‌تواند داوطلبان را وارد ریل موفقیت در کنکور ارشد کند. داوطلبی که می‌تواند در میان انتخاب‌های جذاب، چشم بر برخی گزینه‌ها ببندد و گزینه‌ای کم‌جذبه‌تری را انتخاب کند که هزینه فرصت کمی دارد، لیاقت بهترین‌ها را دارد. کم نبوده و نیستند، داوطلبانی که در جلسه کنکور نتوانستند هزینه فرصت صرف وقت برای حل برخی تست‌های بدقلق ریاضی یا پژوهش عملیاتی را در زمان مناسب محاسبه کنند و در پایان جلسه‌ دست‌گیرشان شده است که زمان را از کف داده‌اند و نمی‌توانند امتیاز چهار پنج تست آسان اقتصاد را شکار کنند. بعید نبود رتبه‌شان با همین تست‌ها از ۵۰ به ۲۰ می‌رسید و گرایش‌ها و دانشگاه‌های بهتری برای انتخاب در دسترس‌شان قرار می‌گرفت!

پس تکرار می‌کنم بدانید که روش و منش زندگی‌تان در انتخاب‌ها به کدام‌یک از چهار دسته بالا شباهت دارد و چرا و چگونه باید تعدی شود. همچنین باید بتوانید هزینه فرصت‌های هر انتخاب را تشخیص داده و محاسبه کنید.

انتخاب درست مبتنی بر محاسبه هزینه فرصت و شانس، دو بازیگر کلیدی برای کسب توفیق در کنکور ارشد هستند. اولی را انتخاب می‌کنید؛ و دومی، انتخاب‌تان می‌کند!

مجموعه‌های مدیریت و مدیریت اجرایی گزینه‌های جذابی برای تحصیل هستند!

انتخاب ارشد مدیریت یا مدیریت اجرایی

رشته‌های مدیریتی اعم از مدیریت یا مدیریت اجرایی مهاجرپذیرترین رشته‌های کنکور ارشد هستند. حداقل نیمی از داوطلبان این رشته را فارغ‌التحصیلان رشته‌های دیگر، علی‌الخصوص فنی‌ها، تشکیل می‌دهند. رشته‌‌هایی مانند مدیریت و مدیریت اجرایی ماهیت مدیریتی دارند جان می‌دهند برای مهاجرت. راقم این سطور؛ خود از مهاجران است و نیک می‌داند و می‌فهمد که مهاجرت به وادی ناشناخته‌ها چقدر می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد.

داوطلبان کنکور ارشد، بالاخره باید رشته و گرایش مطلوب‌شان را انتخاب کنند تا بتواند برنامه‌ریزی کنند و خوب بخوانند. اما انتخاب، از آن موضوعات سهل و ممتنع است. آسان است؛ چرا که انتخاب می‌کنیم؛‌ انتخاب می‌شویم و گاهی هم برای‌مان انتخاب می‌کنند. اما انتخاب پیچیده هم هست؛ چرا که گاهی مجبور می‌شویم بین چیزهای بد و خوب که اهمیت‌شان یکسان است، یکی را انتخاب کنیم که سخت‌ترین کار عالم است. اگر حال و حوصله دارید، توصیه می‌کنم کتاب صوتی رایگان «دشواری‌های انتخاب» نوشته دکتر بری شوارتز را با صدای محمدرضا شعبانعلی گوش کنید.

تلاش کردم مطلبی شسته و رفته برای دوستانی مهیا کنم که بین رشته‌های مدیریت و مدیریت اجرایی گرفتار مانده‌اند! ادامه نوشته

می‌خوانم برای سال بعد!

۴ شهریور ۱۳۹۳

خدا را شاکریم که دوران سردرگمی داوطلبانی که انتخاب رشته کرده بودند و برنامه‌ریزی برای باقی عمرشان را معطل اعلام نتیجه‌های ارشد کرده بودند تمام شد. البته برخی از دوستان، نیم‌نگاهی هم به اعلام نتیجه دانشگاه آزاد دارند و می‌خواهند که با دسترسی به تمام اطلاعات تصمیم‌گیری کنند. به هر حال ظرف چند روز آینده باید تصمیمی اتخاذ کنند و تبعاتش را بپذیرند. اما هستند دوستانی که یا پذیرفته نشده‌اند یا از کیفیت پذیرش‌شان راضی نیستند و روزها و ساعت‌هاست با این پرسش درگیر هستند که بروم یا نروم! ادامه نوشته

انتخاب رشته ارشد مدیریت

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

مهندس یگانه؛ در ابتدای یکی از نشست‌های گروه مشاوره مهام در سال ۹۲ پرسید که:

«کدام‌یک از حاضران، پذیرش بی‌آزمون در ارشد مدیریت دانشگاه علامه را می‌پذیرد به این شرط که از شرکت کنکور ارشد مدیریت ۹۳ انصراف دهد؟»

شاید پنج شش نفر بودیم که بی‌حرکت ماندیم و چهل پنجاه نفر دیگر،‌ دست‌ها را با خنده و شوخی بالا بردند. بعدتر بسیار فکر کردم که اگر فرصت مشابهی مهیا شود آیا برای موفقیت در کنکور سال بعد تلاش می‌کنم یا فرصت مذبور را در آغوش می‌کشم. راستش روی کاغذ که حساب می‌کنم؛ گرفتار فقر فرصت هستم و با این وضع نمی‌توانم به بهتر از «علامه» فکر کنم. رتبه ۴۲۸ گرایش مدیریت دولتی را در کیسه دارم و می‌دانم اگر برگه انتخاب رشته ارشد مدیریت را بفرستم با توجه به قبولی‌های سال قبل با احتمالی بالا پذیرفته می‌شوم. صرف‌نظر از تهران و بهشتی، دست‌یابی به دیگر رشته‌های شبانه را دور از انتظار نمی‌بینم. اما مرددم! ادامه نوشته