بایگانی تگ‌ها: اولویت‌بندی درس‌ها

راهنمای اولویت‌بندی عملی درس‌ها مبتنی بر ارزش‌گذاری جدول‌های سه‌گانه

شیوه عملی اولویت‌بندی اولیه درس‌ها

۲۷ خرداد ۱۳۹۴

جدول اولویت‌بندی اولیه درس‌ها زیر برای شش گرایش بازرگانی، صنعتی، فناوری اطلاعات، تکنولوژی، منابع انسانی و کارآفرینی مهیا شده است. اولویت‌بندی اولیه درس‌ها مبتنی بر اطلاعات جدول۱: تست‌ها و جدول ۲: درس‌ها و جدول ۳: ترجیحات داوطلب در سه گام تعیین می‌شود. پیش‌تر بگویم که اولویت‌بندی قطعی درس‌ها هنگامی حاصل می‌شود که اولویت‌بندی اولیه درس‌ها را برای سه تا چها رمرتبه با فاصله چهار هفته انجام دهید. همچنین، بهتر است در اولویت‌بندی قطعی درس‌ها کسب مشورت کنید.

ادامه نوشته

۲۴۴ روز تا آزمون ارشد مدیریت ۹۵

گام دوم آمادگی برای کنکور ارشد مدیریت ۹۵

۱۳ خرداد ۱۳۹۴

هفته گذشته به طور مفصل درباره سه پرسش اصلی نوشتم که هر بنی‌بشری که قصد شرکت در آزمون ارشد دارد باید پاسخ‌شان را کشف کند. درباره پرسش اول صحبت کردم که مربوط به انتخاب هدف بود و عرض کردم که هدف‌گذاری، امری شخصی است و ترجیح می‌دهم در این‌باره صحبت نکنم. درباره پرسش دوم هم صحبت کردم که انتخاب درست منابع درست بود. نوشته امروزم، درباره پرسش دوم (منابع) است.

ادامه نوشته

مبانی علمی اولویت‌بندی درس‌ها برای کنکور ارشد مدیریت ۹۶

مبانی اولویت‌بندی درس‌ها

۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

داوطلبانی که هدف‌شان را از شرکت در کنکور ارشد مدیریت تعریف کرده‌اند؛ در گام اول برای آغاز درس‌خوانی باید درس‌ها را اولویت‌بندی کند؛ که بسیار مهم است؛ چرا که دو فعالیت کلیدی انتخاب منابع و چگونگی مطالعه درس‌ها (چیدمان درس‌ها) به اولویت درس‌ها وابسته است. پس، داوطلبانی که درس‌ها را اولویت‌بندی نکرده‌اند، درک درستی از جایگاه درس‌ها در برنامه درسی‌شان ندارند. البته، تمام داوطلبان درس‌ها را به طور رسمی یا غیررسمی اولویت‌بندی می‌کنند؛ اما بیشتر شیوه‌های اولویت‌بندی مبتنی بر اطلاعات محدود، ناقص و گفته‌های رتبه‌های برتر  سال‌های قبل است؛ که ویژگی‌های داوطلبان در آن لحاظ نشده است.

در این نوشته، تلاش کردم تصویری روشن و نزدیک به واقعیت از چگونگی اولویت‌بندی درس‌ها ترسیم کنم؛ و به داوطلبان کمک کنم درس‌ها را با کم‌ترین خطا اولویت‌بندی کنند؛ چرا که بخش مهم انرژی و تلاش داوطلبان، صَرف مطالعه کتاب‌های درسی می‌شود. اهمیت و اولویت درس‌ها برای تمام داوطلبان یکسان نیست. هر درس، جایگاه مشخصی در ذهن هر داوطلب دارد و برای تأمین هدفی مشخص مطالعه می‌شود. روش درس‌خوانی پارتیزانی بر تناسب تلاش و نتیجه تأکید دارد؛ و تشخیص اهمیت هر درس، و اولویت‌بندی دُرست درس‌ها را گام اول و اساسی در مسیر کسب توفیق داوطلبان می‌داند. اما اولویت‌ها کدام‌اند؟ و اولویت‌بندی دُرست درس‌ها چگونه باید انجام داد؟

ادامه نوشته

درس‌ها را با هدف اولویت‌بندی تحلیل می‌کنم!

۱۲۱ روز تا کنکور ارشد ۹۴

۱۳ مهر ۱۳۹۳

[اطلاعات جدول‌ ۱ و نتیجه‌گیری مندرج در این نوشته پیش از اعلام سیاست‌های تازه سازمان سنجش برای ارشد مدیریت ۹۴ بوده و نسخه تازه‌تر در نوشته ۸۷ روز تا کنکور ارشد ۹۴ اصلاح شده است.]

دیروز فرصتی فراهم شد تا درس‌ها را به طور کلی تحلیل کنم که با نتیجه قابل تأملی مواجه شدم. به دو دلیل درس‌ها را تحلیل کردم. یک اینکه من هم داوطلب ارشد هستم و می‌خواهم فرایند درس‌خوانی را آغاز کنم؛ و دیگر آنکه پاسخی قانع‌کننده را برای چرایی حذف درس در میان رتبه‌های برتر کنکور جستجو می‌کردم. درس‌ها را از دو منظر تحلیل کردم و پارامترهایی را انتخاب کردم و به هرکدام‌شان ارزشی اختصاص دادم. ملاک ارزش‌یابی را از صفر تا پنج انتخاب کردم؛ صفر برای بدترین، و پنج برای بهترین است. ادامه نوشته

برنامه پیشنهادی ارشدباز برای هشتاد روز تا کنکور ارشد مدیریت ۹۳

برنامه درس‌خوانی پارتیزانی (۹۲)

۲۰ آبان ۱۳۹۲

هشتاد نود روز تا برگزاری کنکور ارشد ۹۳ فرصت باقی بود که فکر کردم برنامه‌ای برای دوستانی که تازه به غافله ارشدخوان‌ها اضافه شده‌اند تهیه کنم. موضوع را با دکتر محرابیون مطرح کردم و مجموعه‌ای از مطالب با مشورت ایشان تهیه و منتشر شد. این مجموعه را ذیل عنوان درس‌خوانی پارتیزانی قرار دادم؛ اما راستش آن‌روزها خبری از درس‌خوانی پارتیزانی نبود. این مجموعه علیرغم تغییر شرایط آزمون، تغییر درس‌ها و منابع، همچنان قابل استفاده است. روش درس‌خوانی پارتیزانی به طور واقعی از سال ۹۳ شکل گرفت و در ارشدباز با عنوان درس‌خوانی پارتیزانی (۹۳) نشانه‌گذاری شده است. درس‌خوانی پارتیزانی در حال ویرایش است و نسخه تازه‌تر، حوالی تیرماه ۹۴ منتشر خواهد شد.

برنامه پارتیزانی (سال ۹۲)

پیروی از برنامه درس‌خوانی پارتیزانی نیازمند مقدماتی است. پیشنهاد می‌کنم مطالب را به ترتیب و به طور کامل مطالعه کنید. برخی از نکته‌هایی که در سه مطلب زیر می‌خوانید مدتی است که از اتمسفر ارشد مدیریت حذف شده و موارد دیگری جایگزین‌شان شده است. هر چند برخی نکته‌ها هیچ‌گاه کهنه نمی‌شوند، فقط از شکلی به شکلی دیگر تبدیل می‌شوند!

۱. مقدمـه و معـرفی             ۲. مبـانی و تعـریف‌ها           ۳. مخاطبـان برنـامه 

۴. عملیـات درس‌خـوانی        ۵. مسیـرهای انتخـابی          ۶. گرایش‌های دیگر

۷. آزمون‌های آزمایشی          ۸. نکته‌های تکمیلی

درس‌هـا

امروزه شرایط درس‌ها اندکی تغییر کرده، هر چند کلیت درس‌ها همچنان همان است. از این رو، در مطالعه مطالب درس‌ها به خاطر داشته باشید که این تحلیل‌ها و توصیه‌ها برای سال ۱۳۹۲ است. در آن روزگار و در آن فرصت (هشتاد روز) به حذف درس مدیریت تولید توصیه شده بود؛ از این رو مطلبی برای مدیریت تولید تهیه و منتشر نشد.

۱. تئوری‌های مدیریت          ۲. ریاضی و آمار             ۳. زبان انگلیسی

۴. اقتصاد خرد و کلان         ۵. مدیریت بازایابی          ۶. پژوهش عملیاتی

ریل‌سازی مفهومی ۲ (در حال بازنگری)

۱۱ مهر ۱۳۹۲

پیش‌تر در مطلب ریل‌سازی مفهومی به تفصیل درباره چگونگی ورود به مقوله درس‌خوانی و چیدمان هوشمندانه و متوازن درس‌ها صحبت شده است. چیدمان ریلی درس‌ها در حرف؛ کار چندان سختی نیست و درس‌ها را می‌شود به راحتی در ذهن چید و رتبه دلخواه را برای خود کنار گذاشت، اما در عمل شرایط متفاوت است. راستش نسخه‌پیچ نیستم و نمی‌شود که ندیده و نشناخته برای دیگران برنامه درسی طرح‌ریزی کرد، که اگر ببینم و بشناسم هم نخواهم توانست. ریل‌سازی مفهومی به زعم نگارنده؛ گام اصلی در طرح‌ریزی درست و درمان برنامه درسی است. درک تقدم و تأخر درس‌ها، عمق مورد نیاز برای مطالعه هر درس، استراتژی اختصاصی هر درس، شیوه سنجش درک درس‌ها و روش سنجش سطح مهارت در هر درس از جمله مواردی هستند که اگر درباره‌شان درست و درمان فکر نکرده‌اید باید که تأملی کنید و تکلیف‌تان را همین‌جا با خودتان و کنکور ارشد مشخص کنید، و سپس وارد مقوله ریل‌سازی مفهومی درس‌ها شوید!

آنچه در در ادامه می‌خوانید، پرداختن به نکته‌های مؤثر در ریل‌سازی مفهومی است. بحث که تمام شد باید زحمت بکشید و اندکی فسفر بسوزانید و برنامه درسی مناسب و متناسب با توان فیزیکی و ذهنی‌تان را طرح‌ریزی کنید. گوشزد می‌کنم اگر طالب کسب رتبه درست و درمانی هستید فرصت چندانی باقی نمانده است. هر چند قصد دارم تا مستنداتی برای تسهیل در امر ریل‌سازی مفهومی درس‌های ارشد مدیریت فناوری اطلاعات تهیه و منتشر کنم! ادامه نوشته

برنامه‌ریزی درسی (شناخت) – (در حال بازنگری)

۱۸ مرداد ۱۳۹۲

برنامه‌ریزان و برنامه‌ریزی‌های درسی متعددی دیده‌ام که بیشتر بر درس‌خوانی تمرکز دارند و کمتر به نتیجه‌های ملموس و دست‌یافتنی توجه می‌کنند. خواندن فلان کتاب یا تست‌زنی بهمان منبع از جنس فعالیت است و هیچ پروژه آدمیزادی و موفق، بر فعالیت‌ها تأکید نمی‌کند. پس چه باید کرد؟

تعیین تحویل‌دادنی‌ها؛ تأکید غالب مدل‌ها و چارچوب‌های مدیریت پروژه مانند PMBOK و Prince2 است. یعنی چیزهایی که در دوره‌های مشخص زمانی باید عرضه یا کسب شود. پیش از آغاز و برای کنترل پروژه‌ها، «سند ساختار شکست کار» که WBS هم خوانده می‌شود تعریف می‌شود که تحویل‌دادنی‌ها را بر اساس محدوده و زمان مورد نیاز پروژه، مرتب کرده است. اگر موفقیت در کنکور ارشد را پروژه‌ای ویژه فرض کنیم، باید سند شکست کارها را هم تدوین کنیم. یعنی باید به طور صریح، شفاف و منطقی مشخص کنیم که پس از گذشت چهار هفته، چه نتیجه‌ای کسب خواهیم کرد و تمامی تلاش‌مان را صرف تحقق همین نتیجه کنیم. این WBS چیز عجیب و غریبی نیست. مثالی می‌زنم؛ برنامه‌ریزی مبتنی بر فعالیت؛ یعنی هر روز ۲۰ لغت انگلیسی تا کنکور ارشد حفظ کنیم. برنامه‌ریزی مبتنی بر نتیجه؛ یعنی تعیین کنیم که سه هفته دیگر ۴۲۰ لغت جدید حفظ کرده باشیم. سند WBS مشتمل بر فهرست مسنجم نتیجه‌های ملموس و قابل ارزیابی است که باید در یک دوره زمانی و با هزینه‌ای مشخص کسب شوند.

راستش قرار نیست سند WBS تدوین کنیم که شاید شدنی هم نباشد. قصدم از طرح این موضوع،‌ طرح ایده‌ای فاخر برای مدیریت بهینه منابع و هدف‌گذاری ملموس است. به شخصه نمی‌توانم روزی چهار پنج ساعت نازنین را همین‌طوری صرف مطالعه درس‌هایی کنم که نمی‌دانم آیا به نتیجه مطلوب منجر می‌شود یا نه!

محدودیت در صرف زمان و انرژی و صرف منابع لازم برای مطالعه و تمرین مهارت‌های مورد نیاز برای موفقیت در کنکور ارشد،‌ مشکل بزرگی است که گریبان امثال من را سخت چسبیده است و برای موفقیت ناگزیر به درس‌خوانی بهره‌ورانه تا کسب نتیجه ملموس هستیم. درس‌خوانی بهینه و بهره‌ورانه را ترکیبی از اثربخشی یعنی تصمیم‌ها و هدف‌ها و طرح‌ریزی برنامه درسی درست و درمان و کارایی؛ یعنی تمهید و تهیه منابع لازم برای کسب موفقیت تعریف می‌کنم.

پیش‌تر درباره اثربخشی صحبت شده است. اما درباره کارائی کمتر صحبت شده و لازم است محتوای بیشتری در این‌باره تولید و منتشر شود. راستش مشکل چندانی با اثربخشی ندارم، یعنی دست‌گیرم شده است که چه چیزی را، چرا و چگونه باید بخوانم؟ مشکلم؛ در محدودیت منابع موردنیازی است که باید صرف کارایی شود. کارایی را در این مجموعه «انجام درست کار» تعریف کرده‌ایم، اما کارائی هزار و یک تعریف دیگر هم دارد که نزدیک‌ترینش به این بحث می‌شود:

«صرف بهینه منابع برای دست‌یابی به هدف‌های ملموس»

همین؛ نبود منابع است که کار را خراب می‌کند. منابع یعنی؛ زمان کافی؛ پول برای دسترسی به اساتید کاربلد و منابع مکتوب فاخر و تجربه‌ها؛ یعنی انرژی و حوصله؛ یعنی انگیزه مدیریت شده؛ یعنی داشتن محیط مناسب برای درس‌خوانی و داشتن حمایت و موارد دیگر که اگر نباشند، بخشی عمده‌ای از کار می‌لنگد! ادامه نوشته