بایگانی تگ‌ها: برنامه‌ریزی درسی

ریل‌سازی مفهومی ۲ (در حال بازنگری)

۱۱ مهر ۱۳۹۲

پیش‌تر در مطلب ریل‌سازی مفهومی به تفصیل درباره چگونگی ورود به مقوله درس‌خوانی و چیدمان هوشمندانه و متوازن درس‌ها صحبت شده است. چیدمان ریلی درس‌ها در حرف؛ کار چندان سختی نیست و درس‌ها را می‌شود به راحتی در ذهن چید و رتبه دلخواه را برای خود کنار گذاشت، اما در عمل شرایط متفاوت است. راستش نسخه‌پیچ نیستم و نمی‌شود که ندیده و نشناخته برای دیگران برنامه درسی طرح‌ریزی کرد، که اگر ببینم و بشناسم هم نخواهم توانست. ریل‌سازی مفهومی به زعم نگارنده؛ گام اصلی در طرح‌ریزی درست و درمان برنامه درسی است. درک تقدم و تأخر درس‌ها، عمق مورد نیاز برای مطالعه هر درس، استراتژی اختصاصی هر درس، شیوه سنجش درک درس‌ها و روش سنجش سطح مهارت در هر درس از جمله مواردی هستند که اگر درباره‌شان درست و درمان فکر نکرده‌اید باید که تأملی کنید و تکلیف‌تان را همین‌جا با خودتان و کنکور ارشد مشخص کنید، و سپس وارد مقوله ریل‌سازی مفهومی درس‌ها شوید!

آنچه در در ادامه می‌خوانید، پرداختن به نکته‌های مؤثر در ریل‌سازی مفهومی است. بحث که تمام شد باید زحمت بکشید و اندکی فسفر بسوزانید و برنامه درسی مناسب و متناسب با توان فیزیکی و ذهنی‌تان را طرح‌ریزی کنید. گوشزد می‌کنم اگر طالب کسب رتبه درست و درمانی هستید فرصت چندانی باقی نمانده است. هر چند قصد دارم تا مستنداتی برای تسهیل در امر ریل‌سازی مفهومی درس‌های ارشد مدیریت فناوری اطلاعات تهیه و منتشر کنم! ادامه نوشته

اندر باب برنامه‌ریزی عملی برای ارشد

۹ مهر ۱۳۹۲

چندی پیش که با برادر پاک‌نیت صحبت می‌کردم انتقاد می‌کرد که مطالب آی.تی.باز بیشتر در حوزه مفهومی است و امکان تجربه عملی آن سخت است. خوب که فکر کردم دیدم محسن آقا راست می‌گوید. برنامه‌ریزی عملی کار آسانی نیست. با مطالبی که در این مجموعه منتشر شده است می‌شود یک برنامه درسی درست و درمان طرح‌ریزی کرد، اما به سهولت ممکن نیست، چرا که نیازمند تجربه عملی است. یعنی اگر یک‌بار چگونگی برنامه‌ریزی درسی تجربه شود، انجام آن بسیار سهل و ساده خواهد شد. برای تأمین این موضوع و مبتنی بر تجربه‌ای که در این‌باره کسب کرده‌ام در نظر دارم تا مستندات و منابعی در این‌باره تهیه و منتشر کنم. مشکل؛ کمبود زمان و بیماری است که گرفتارم کرده است. تا مقدمات را مهیا نکنم نمی‌توانم زمان مشخصی را اعلام کنم. تلاش می‌کنم در نیمه اول آبان مطالب را منتشر کنم.

ریل‌سازی مفهومی (در حال بازنگری)

۱۲ شهریور ۱۳۹۲

برنامه درسی‌تان را اگر متوازن طرح‌ریزی نکرده باشید شک نکنید که گرفتار خواهید شد. یکی دو روز پیش؛ در حال تورق برنامه درسی پیشنهادی «خانه مدیریت مهام» برای ارشد مدیریت بودم که نکته‌ای جالب‌ در ذهنم جوانه زد. این مؤسسه بر تجربه یک‌باره درس‌ها در هفته‌های ابتدایی درس‌خوانی تأکید دارد. مشابه این شیوه را بسیار دیده‌ام. رویکرد این‌چنینی به ماجرای درس‌خوانی با شیوه‌ای که به شخصه استفاده‌اش می‌کنم متفاوت است. راستش با این‌قبیل شیوه‌ها سازگار نیستم و در عوض؛ توجه به شیوه ریل‌سازی مفهومی درس‌ها را توصیه می‌کنم! ادامه نوشته

برنامه‌ریزی درسی (شناخت) – (در حال بازنگری)

۱۸ مرداد ۱۳۹۲

برنامه‌ریزان و برنامه‌ریزی‌های درسی متعددی دیده‌ام که بیشتر بر درس‌خوانی تمرکز دارند و کمتر به نتیجه‌های ملموس و دست‌یافتنی توجه می‌کنند. خواندن فلان کتاب یا تست‌زنی بهمان منبع از جنس فعالیت است و هیچ پروژه آدمیزادی و موفق، بر فعالیت‌ها تأکید نمی‌کند. پس چه باید کرد؟

تعیین تحویل‌دادنی‌ها؛ تأکید غالب مدل‌ها و چارچوب‌های مدیریت پروژه مانند PMBOK و Prince2 است. یعنی چیزهایی که در دوره‌های مشخص زمانی باید عرضه یا کسب شود. پیش از آغاز و برای کنترل پروژه‌ها، «سند ساختار شکست کار» که WBS هم خوانده می‌شود تعریف می‌شود که تحویل‌دادنی‌ها را بر اساس محدوده و زمان مورد نیاز پروژه، مرتب کرده است. اگر موفقیت در کنکور ارشد را پروژه‌ای ویژه فرض کنیم، باید سند شکست کارها را هم تدوین کنیم. یعنی باید به طور صریح، شفاف و منطقی مشخص کنیم که پس از گذشت چهار هفته، چه نتیجه‌ای کسب خواهیم کرد و تمامی تلاش‌مان را صرف تحقق همین نتیجه کنیم. این WBS چیز عجیب و غریبی نیست. مثالی می‌زنم؛ برنامه‌ریزی مبتنی بر فعالیت؛ یعنی هر روز ۲۰ لغت انگلیسی تا کنکور ارشد حفظ کنیم. برنامه‌ریزی مبتنی بر نتیجه؛ یعنی تعیین کنیم که سه هفته دیگر ۴۲۰ لغت جدید حفظ کرده باشیم. سند WBS مشتمل بر فهرست مسنجم نتیجه‌های ملموس و قابل ارزیابی است که باید در یک دوره زمانی و با هزینه‌ای مشخص کسب شوند.

راستش قرار نیست سند WBS تدوین کنیم که شاید شدنی هم نباشد. قصدم از طرح این موضوع،‌ طرح ایده‌ای فاخر برای مدیریت بهینه منابع و هدف‌گذاری ملموس است. به شخصه نمی‌توانم روزی چهار پنج ساعت نازنین را همین‌طوری صرف مطالعه درس‌هایی کنم که نمی‌دانم آیا به نتیجه مطلوب منجر می‌شود یا نه!

محدودیت در صرف زمان و انرژی و صرف منابع لازم برای مطالعه و تمرین مهارت‌های مورد نیاز برای موفقیت در کنکور ارشد،‌ مشکل بزرگی است که گریبان امثال من را سخت چسبیده است و برای موفقیت ناگزیر به درس‌خوانی بهره‌ورانه تا کسب نتیجه ملموس هستیم. درس‌خوانی بهینه و بهره‌ورانه را ترکیبی از اثربخشی یعنی تصمیم‌ها و هدف‌ها و طرح‌ریزی برنامه درسی درست و درمان و کارایی؛ یعنی تمهید و تهیه منابع لازم برای کسب موفقیت تعریف می‌کنم.

پیش‌تر درباره اثربخشی صحبت شده است. اما درباره کارائی کمتر صحبت شده و لازم است محتوای بیشتری در این‌باره تولید و منتشر شود. راستش مشکل چندانی با اثربخشی ندارم، یعنی دست‌گیرم شده است که چه چیزی را، چرا و چگونه باید بخوانم؟ مشکلم؛ در محدودیت منابع موردنیازی است که باید صرف کارایی شود. کارایی را در این مجموعه «انجام درست کار» تعریف کرده‌ایم، اما کارائی هزار و یک تعریف دیگر هم دارد که نزدیک‌ترینش به این بحث می‌شود:

«صرف بهینه منابع برای دست‌یابی به هدف‌های ملموس»

همین؛ نبود منابع است که کار را خراب می‌کند. منابع یعنی؛ زمان کافی؛ پول برای دسترسی به اساتید کاربلد و منابع مکتوب فاخر و تجربه‌ها؛ یعنی انرژی و حوصله؛ یعنی انگیزه مدیریت شده؛ یعنی داشتن محیط مناسب برای درس‌خوانی و داشتن حمایت و موارد دیگر که اگر نباشند، بخشی عمده‌ای از کار می‌لنگد! ادامه نوشته

اثربخشی درسی (در حال بازنگری)

۱۳ تیر ۱۳۹۲

چند مطلب پیش‌تر؛ به طور تلویحی درباره «اثربخشی» و «کارآمدی» گفته شد که «اثربخشی» انجام کار درست یا اتخاذ تصمیم‌ها و انتخاب‌های درست، و «کارآمدی» انجام درست کار یا تحقق بهینه هدف‌ها با استفاده آدمیزادی از منابع موجود است.  به ضرس قاطع نمی‌گویم، اما علت عدم توفیق بیشتر دوستانی که زمان و هزینه بسیاری صرف کنکور ارشد می‌کنند، بی‌توجهی به فاکتور اثربخشی است. یعنی دوستان در انتخاب فعالیت‌ها دقت نمی‌کنند و بیشتر وقت‌شان را صرف درس‌خوانی (کارآمدی) می‌کنند. چاره کار؛ برقراری تعادل میان کارآمدی (انجام درست فعالیت) و اثربخشی (انتخاب فعالیت مناسب) برای کاهش میزان عمر و هزینه است. به زعم نگارنده؛ در مقوله کنکور ارشد؛ «اثربخشی درسی» یعنی هدف‌گذاری عاقلانه و طراحی درست مسیر درس‌خوانی است. پس می‌شود اثربخشی درسی را حاصل از دو اثربخشی جزئی‌تر دانست که به اختصار، «اثربخشی فرایندی» و «اثربخشی محتوایی» خطاب می‌شوند که:

«اثربخشی محتوایی» درباره چیستی‌ها (هدف‌ها) صحبت می‌کند.

«اثربخشی فرایندی» بر چگونگی‌ها (فرایندها) تمرکز دارد. ادامه نوشته