بایگانی تگ‌ها: درس‌های ارشد

مختصری درباره روش‌های گوناگون مطالعه

شیوه‌های گوناگون مطالعه برای درس‌های ارشد مدیریت

۱۳ مهر ۱۳۹۷

آیا می‌شود تمام درس‌های مدیریت ارشد را به یک روش مطالعه کرد؟ چه مخاطره‌هایی متوجه داوطلبانی است که فقط به یک روش مطالعه مسلط هستند؟ آیا تکرار درس‌ها به شیوه لایتنر برای تمام درس‌ها مناسب است؟ تفاوت تکرار و مرور چیست؛ و کدام‌شان باید برای کدام درس استفاده کرد؟

ادامه نوشته

مختصری درباره تعداد و ترکیب درس‌ها متناسب با گرایش‌ها

انتخاب درس‌ها

۴ مرداد ۱۳۹۶

چند درس را برای کنکور ارشد مدیریت باید بخوانم؟ آیا باید تمام درس‌های گرایش را بخوانیم؟ آیا نمی‌شود برخی‌شان را نخوانیم؟ آیا تمام درس‌ها را باید در یک سطح بخوانیم؟ نمی‌شود برخی را برای سه چهار تست بخوانیم؟

ادامه نوشته

برنامه‌ریزی درسی (شناخت) – (در حال بازنگری)

۱۸ مرداد ۱۳۹۲

برنامه‌ریزان و برنامه‌ریزی‌های درسی متعددی دیده‌ام که بیشتر بر درس‌خوانی تمرکز دارند و کمتر به نتیجه‌های ملموس و دست‌یافتنی توجه می‌کنند. خواندن فلان کتاب یا تست‌زنی بهمان منبع از جنس فعالیت است و هیچ پروژه آدمیزادی و موفق، بر فعالیت‌ها تأکید نمی‌کند. پس چه باید کرد؟

تعیین تحویل‌دادنی‌ها؛ تأکید غالب مدل‌ها و چارچوب‌های مدیریت پروژه مانند PMBOK و Prince2 است. یعنی چیزهایی که در دوره‌های مشخص زمانی باید عرضه یا کسب شود. پیش از آغاز و برای کنترل پروژه‌ها، «سند ساختار شکست کار» که WBS هم خوانده می‌شود تعریف می‌شود که تحویل‌دادنی‌ها را بر اساس محدوده و زمان مورد نیاز پروژه، مرتب کرده است. اگر موفقیت در کنکور ارشد را پروژه‌ای ویژه فرض کنیم، باید سند شکست کارها را هم تدوین کنیم. یعنی باید به طور صریح، شفاف و منطقی مشخص کنیم که پس از گذشت چهار هفته، چه نتیجه‌ای کسب خواهیم کرد و تمامی تلاش‌مان را صرف تحقق همین نتیجه کنیم. این WBS چیز عجیب و غریبی نیست. مثالی می‌زنم؛ برنامه‌ریزی مبتنی بر فعالیت؛ یعنی هر روز ۲۰ لغت انگلیسی تا کنکور ارشد حفظ کنیم. برنامه‌ریزی مبتنی بر نتیجه؛ یعنی تعیین کنیم که سه هفته دیگر ۴۲۰ لغت جدید حفظ کرده باشیم. سند WBS مشتمل بر فهرست مسنجم نتیجه‌های ملموس و قابل ارزیابی است که باید در یک دوره زمانی و با هزینه‌ای مشخص کسب شوند.

راستش قرار نیست سند WBS تدوین کنیم که شاید شدنی هم نباشد. قصدم از طرح این موضوع،‌ طرح ایده‌ای فاخر برای مدیریت بهینه منابع و هدف‌گذاری ملموس است. به شخصه نمی‌توانم روزی چهار پنج ساعت نازنین را همین‌طوری صرف مطالعه درس‌هایی کنم که نمی‌دانم آیا به نتیجه مطلوب منجر می‌شود یا نه!

محدودیت در صرف زمان و انرژی و صرف منابع لازم برای مطالعه و تمرین مهارت‌های مورد نیاز برای موفقیت در کنکور ارشد،‌ مشکل بزرگی است که گریبان امثال من را سخت چسبیده است و برای موفقیت ناگزیر به درس‌خوانی بهره‌ورانه تا کسب نتیجه ملموس هستیم. درس‌خوانی بهینه و بهره‌ورانه را ترکیبی از اثربخشی یعنی تصمیم‌ها و هدف‌ها و طرح‌ریزی برنامه درسی درست و درمان و کارایی؛ یعنی تمهید و تهیه منابع لازم برای کسب موفقیت تعریف می‌کنم.

پیش‌تر درباره اثربخشی صحبت شده است. اما درباره کارائی کمتر صحبت شده و لازم است محتوای بیشتری در این‌باره تولید و منتشر شود. راستش مشکل چندانی با اثربخشی ندارم، یعنی دست‌گیرم شده است که چه چیزی را، چرا و چگونه باید بخوانم؟ مشکلم؛ در محدودیت منابع موردنیازی است که باید صرف کارایی شود. کارایی را در این مجموعه «انجام درست کار» تعریف کرده‌ایم، اما کارائی هزار و یک تعریف دیگر هم دارد که نزدیک‌ترینش به این بحث می‌شود:

«صرف بهینه منابع برای دست‌یابی به هدف‌های ملموس»

همین؛ نبود منابع است که کار را خراب می‌کند. منابع یعنی؛ زمان کافی؛ پول برای دسترسی به اساتید کاربلد و منابع مکتوب فاخر و تجربه‌ها؛ یعنی انرژی و حوصله؛ یعنی انگیزه مدیریت شده؛ یعنی داشتن محیط مناسب برای درس‌خوانی و داشتن حمایت و موارد دیگر که اگر نباشند، بخشی عمده‌ای از کار می‌لنگد! ادامه نوشته